موسیقیای که حرام شد
«کیگان» به همراه پدربزرگ و مادربزرگ خود در یک فانوس دریایی زندگی میکند. پدربزرگ از داستان روشن کردن این فانوس در هنگام غروب حرف میزند و اینکه اگر این فانوس روشن نشود، تاریکی تمام دنیا را فرا میگیرد. اما مرگ پدربزرگ باعث میشود کیگان فراموش کند این فانوس را روشن کند. او آنقدر غمگین است که دوست صمیمیاش «مویا» او را به دنیای افسانهای مگالوسروس گیگانتئوس میبرد تا به او بیاموزد که مرگ پدربزرگ اتمام زندگی نیست.
«ریوردنس» یک نمایش تئاتری است که عمدتاً از موسیقی و رقص سنتی ایرلندی تشکیل شده و این اولین بار است که این رقص راه خود را به طور خاص در یک انیمیشن باز کرده است. انیمیشن «ریوردنس: ماجراجویی متحرک» از همان ابتدا و با صداهای خود توجه ما را به موسیقی سنتی ایرلندی جلب میکند. در ادامه این موسیقی با رقصهای گوناگون در مراسم سوگواری و جشنهای شهر همراه میشود و حتی گوزنهای ایرلندی زیبا و افسانهای نیز با همین رقص وارد داستان میشوند. این موسیقی و این رقص چنان در تمام اثر دیده میشود که تمام بار معنایی داستان را به دوش خود میبیند، چنانکه حتی خود کارگردانان و نویسندگان اثر نیز فراموش میکنند سوژهی اصلی این انیمیشن چه بوده و قرار بوده چه اتفاقاتی در آن رخ دهد.
ما در ابتدای این انیمیشن داستان افسانهی فانوس دریایی و دلیل روشن کردن این فانوس در شب را از زبان پدربزرگ میشنویم اما این داستان که پایهی رخ دادن تمام اتفاقات این انیمیشن است به یکباره در آن گم میشود و تنها در چند سکانس بینابینی و در نهایت در یک سکانس کوتاه در اواخر داستان خود را نشان میدهد و دیگر هیچ. مابقی انیمیشن تبدیل شده است به چند داستان آشفته از شخصیتهایی که هیچکدام پرداخت درستی ندارند و دلایل کارها و حتی دلیل وجودشان نیز به صورت کاملاً ناقص بیان میشود. ابهامات داستانی این انیمیشن آنقدر زیاد است که نمیتوان دلیل رخ دادن اتفاقات آن را به هیچ عنوان متوجه شد. ورود و خروج آن مرد عجیب که در اثر روشن نکردن فانوس به این شهر آمده است آنقدر سریع رخ میدهد که مخاطب کودک بینندهی این انیمیشن هرگز متوجه دلیل وجود او نمیشود. چرا این مرد وارد داستان شده و چرا این قدر راحت از آن خارج میشود؟ دلیل وجود آن همه گوزن در داستان چه است؟ چرا شاخهای آنها باید دلیلی برای وجود یا عدم وجود آب در رودخانه باشد؟ اگر آن مرد تاریکی را وارد این سرزمین میکرد چه اتفاقاتی رخ میداد؟ تمام این سؤالات و سؤالات جزئی دیگر ذهن بینندهی کودک و حتی بزرگسال را درگیر میکند و نمیتواند هدف اصلی این انیمیشن را درک کند.
از سوی دیگر اما این انیمیشن با همان موسیقی و رقصهایاش است که میتواند توجه مخاطب را کمی به خود جلب کند. رقص ایرلندی واقعاً زیبا و هنرمندانه است و موسیقی آن شنیدنی و پر از احساس. رقصی که هماهنگی دستها و پاهای تمام گروه را طلب میکند و از همبستگی روحی و جسمی این افراد حرف میزند. رقصی که میتواند نماد همان زندگی و زیبایی باشد. این انیمیشن اگرچه روایتی مبهم از داستانی افسانهای دارد اما میتواند باعث شود مخاطب کودک آن مشتاق به شناختن این موسیقی و این هنر شود و ای کاش این موسیقی در داستانی بهتر و بامعناتر به کار رفته بود تا اثر خود را بسیار عمیقتر بر مخاطباش نیز بگذارد. آن موقع بود که میشد با افتخار گفت باید برای شناساندن موسیقی هر سرزمین به کودکان آن اینگونه تلاش کرد.