پوستر فیلم اراذل و اوباش

همین گام هم در سینمای آقای مونتیل قابل اعتناست

اراذل و اوباش
Riff Raff
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
ژانر جنایی، کمدی
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

«دیتو مونتیل» در طول دوران فیلمسازی خود طی دو دهه‌ی اخیر بالا و پایین‌های بسیاری را تجربه کرده است، اما هیچ‌گاه از درون دالان سینمای میانه بیرون نیامده است؛ از درام‌های انگیزشی ورزشی مانند «تفکر انتقادی» تا اکشن‌های زردی چون «امپایر استیت». حال او در اقدامی جالب سعی دارد وارد ساختار کمدی ابزوردهای آمریکایی و نه بریتانیایی شود. تفاوت این دو دسته کمدی-ابزوردها را به‌خوبی می‌توان در محیط جغرافیایی دو کشور و فرهنگی که هر ناحیه از این کشورها دارند جست‌و‌جو کرد.

در این فیلم مانند هر کمدی-ابزورد دیگری به‌یک‌باره در جایی از روایت فرود می‌آییم که گویی اتفاق‌ها رخ داده‌اند و حال در آخرین نقطه‌عطف روایت قرار داریم. اما «دی‌جی» به‌عنوان راوی فیلم ما را وا می‌‌دارد تا به روز قبل بازگردیم و سپس به این نقطه برسیم. آقای مونتیل در روایت خود از همان ابتدا کمی دچار لغزش می‌شود. شاید بهترین انتخاب او می‌توانست خرد کردن زاویه‌دیدها میان همه‌ی کاراکترهای درگیر باشد و نه صرفاً دی‌جی. اما او به همین راوی نوجوان خود نیز وفادار نمی‌ماند و فقط چند سکانس ابتدایی را به او اختصاص می‌دهد. پس از این هر کاراکتری یک زاویه‌دید پیدا می‌کند؛‌ از وینسنت تا لفتی و راکو و دیگران. به‌نوعی با داستانی مواجه هستیم که قرار است موقعیت‌های کمدی و رخدادهای تصادفی منجر به نتایج ابزورد را بین هشت کاراکتر تقسیم کند. به‌همین سبب است که تغییر رویکرد روایت آقای مونتیل از تک‌راوی به روایتی جزء‌به‌جزء باعث سکته‌ در فیلم می‌شود.

آنچه این روایت را کمی تحت تأثیر قرار می‌دهد آشنا نبودن کارگردان با فضایی است که باید دور از غلوشدگی‌های کمدی‌های میانه باشد. او در پرداخت برخی از کاراکترها و به‌خصوص شخصیت «روث» این غلوشدگی را بیش‌از‌حد به‌تصویر می‌کشد و عملاً جان داستان را می‌گیرد. از سویی دیگر بازی با کاراکترهای دی‌جی و سندی می‌توانست بار دراماتیک روایت را بیشتر کند، اما کارگردان در میانه‌ی داستان تصمیم می‌گیرد هر دو کاراکتر را تا جایی که می‌تواند زیر سایه‌ی سنگین وینسنت و دیگران پنهان کند. دو کاراکتر روکو و مارینا اما به داستان جان می‌دهند و به‌نظر می‌رسد کارگردان نیز این موضوع را فهمیده است و سعی می‌کند از این دو فلش‌بک‌های زندگی عاشقانه‌اشان نهایت بهره را ببرد. در کلیت روایت این‌سو و آن سو کردن آقای مونتیل بین کاراکترها باعث بر هم خوردن نظم روایی می‌شود و به‌همین سبب است که مخاطب گاه احساس می‌کند با یک روایت میانه مواجه است و گاه همان هیجان و لذت حاصل از کمدی-ابزوردهای آمریکایی را حس می‌کند.

فیلم «اراذل و اوباش» بازیگران خوب و قابل اعتنایی دارد و همین باعث می‌شود مخاطب داستان را به پایان برساند. از سویی دیگر برخی تکنیک‌های تدوین در داستان نیز سبب می‌شود مخاطب بدون دیالوگ و فقط از طریق برخی مکث‌ها وادار به خنده شود. برای مثال به سکانسی که روکو و روثی در حال صحبت با وینسنت هستند توجه کنید که چگونه سکته‌های ایجاد‌شده بین مکالمه‌ی آن‌ها توسط دی‌جی درست‌و‌به‌جا جریان روایی و فلش‌‌بک‌ها را قطع و وصل می‌کند. آقای مونتیل حداقل با این روایت نشان می‌دهد که در آثار بعدی خود نیز می‌تواند در چنین ساختاری دست به آزمون‌و‌خطاهای بزرگ‌تری بزند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟