نتفلیکسی که هیچ درکی از واقعیت ندارد
«جاشوآ» نوجوانی پر شور است که دلاش میخواهد در مسابقات دوچرخهسواری حرفهای شرکت کرده و برنده شود. او که پناهندهای کوچک در کشور پهناور آفریقای جنوبی است، بعد از اینکه تمام خانواده و قبیلهاش را در حملهای وحشیانه از دست میدهد، برای زنده ماندن به خیابانهای آفریقا آمده و در همینجا هم بزرگ میشود. حالا دیگر همه او را میشناسند و صداقت و مهربانیاش میستایند.
بار دیگر نتفلکیس اقدام به همکاری با یک کارگردان تازهکار در کشوری فقیر از لحاظ سینمایی کرده است. ما تا کنون فیلمهای بسیاری را مرور کردیم که در آن این شرکت بزرگ با دخالت خود مسیر روایتها را تغییر داده و سعی کرده است همان رسالت هالیوود را در آنها اجرا کند. متأسفانه این فیلم نیز از دخالت نتفلیکس در امان نبوده است تا روایتی که بسیاری از وجوه یک فیلم متوسط و خوب را داشت، به کل نابود شده و حرام گردد.
بگذارید در ابتدا از مزیتهای این فیلم بگوییم. اولین مزیت را باید در بازی بازیگران نوجوان و حتی بزرگسال آن جستوجو کرد. بازیگر شخصیت جاشوآ آنقدر خوب بازی کرده است که به راحتی از همان ابتدا میتوان هم برق امید به آینده و تلاش برای آن را دید و هم وحشت و ترس حاصل از به یادآوردن کشتار خانوادهاش را. بازیگر شخصیت مامبو که بازیگری حرفهای است هم توانایی نشان دادن دو وجه متفاوت شخصیت خود را دارد. حتی نوجوانان دیگر قرار گرفته در مسیر روایت نیز همگی توانستهاند هم صداقت و هم نگرانی را در بازی خود نشان دهند. دیگر مزیت فیلم را با توجه به امکان داشتن بودجهی خوب آن به خاطر وجود نتفلیکس فضای مناسب و استفادهی هر چه بهتر از دوربین باید دانست. زمانی که جاشوآ کابوس قتل خانوادهی خود را میبیند، فضای تصویر شده گویای رنج و ترس جاشوآ است. دوربین هم با دنبال کردن جاشوآ در هنگام دوچرخهسواری و سپس در تعقیبوگریزهای دیگر میتواند این فضا را به خوبی تصویر کند. اما علیرغم داشتن بودجهی خود و حتی پیرنگ داستانی جذاب آنچه در مقابل مخاطب قرار میگیرد همان سانتیمانتالیسم هالیوودی است که هرگز نمیتواند واقعیت موجود در کوچههای ترسناک محلهای دورافتاده در آفریقا را به نمایش گذارد.
در این فیلم قرار است هم خشونت ذاتی شهری جداشده و رها شده در فرهنگ بی فرهنگی را مشاهده کنیم و هم تلاش همگانی برای بقا به هر قیمتی را. شهری که در آن هرگز رفاه عمومی اولویت نبوده و مردم برای داشتن یک وعدهی غذایی باید دست به هر کار خلافی بزنند. شهری که در آن نوجوانان بازمانده از قبایل مختلف بعد از کشتارهای خانوادههاشان برای زنده ماندن در آن تلاش میکنند. اما در هیچ کجای این فیلم مخاطب نه میتواند آن وحشت و ترس واقعی زندگی در آن همه بزه و خشونت را درک کند و نه میتواند با شخصیتهایاش احساس همدردی کند. در عوض فیلم جاشوآ را وارد یک عشق آبکی میکند. او را در کنار دختری قرار میدهد که آنقدر ثروتمند است که در نهایت فیلم را هم نجات میدهد. «اولیویا» دختری که عاشق جاشوآ میشود همان کلید خوشبختیای است که در واقعیت هرگز وجود ندارد و هرگز نمیتواند جاشوآهای مختلف را نجات دهد. جاشوآها در واقعیت هر روزه در خیابانهای شهرهای فقیر حرام میشوند و حتی میمیرند و هرگز نمیتوانند یک زندگی آرام را داشته باشند. از فیلمی که نتفلیکس تهیهکنندهی آن است البته که نباید تعجب کرد. آنها نه میخواهند درک کنند و نه اگر بخواهند هم میتوانند زندگی در این کشورها را درک کنند، به همین دلیل هم شخصیتهای داستانهاشان همگی در یک مسیر زندگی رویایی در نهایت میتوانند با خوشی و خوبی زندگی کنند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.