مراسم ازدواج «بنجامین» و «ناتاشا» است. «جس» صمیمیترین دوست بنجامین نیز در این مراسم شرکت کرده است. «جاستین» به عنوان عکاس به همراه دوستدخترش «جسیکا» که آشپز کیکهای مراسم است هم در میان افراد این مراسم دیده میشوند. مراسم ازدواجی که به خوبی آغاز و تمام میشود و در این میان آشناییهایی که میان این افراد در این مراسم رخ میدهد منجر به ایجاد روابطی در ادامه میگردد.
تاکنون بارها فیلمهایی را مرور کردهایم که در آنها روابط میان زوجهای جوان سوژهی داستانهای آن قرار گرفته است. در این فیلمها مهمترین المانی که باعث میشود یک فیلم بر دیگری ارجعیت پیدا کند داشتن داستانی منطقی است. داستانی که روند تغییر اتفاقات و شخصیتها در آن چنان باشد که بتوان همهچیز را به صورت معین در ذهن مرور کرد. از آنجا که کاراکترها در این گونه فیلمها از اهمیت خاصی برخوردار هستند پس باید هم روابط میان آنها شفاف باشد و هم بازیگران آن بتوانند در انتقال احساسات این افراد به مخاطبان کمککننده باشند.
فیلم «نوای عشق» از همان ابتدا در اصلیترین المان خود لنگ میزند. مسیر روایت داستان آن آنقدر درهموبرهم است و آنقدر اتفاقات بدون دلیل رخ میدهد که نمیتوان هیچ مسیر منطقیای را در آن یافت و آن را باور کرد. بیننده مدام از خود باید بپرسد چرا این اتفاق رخ داد یا چرا آن کاراکتر آن رفتار را انجام داد. مثلاً ما هرگز روند تغییر رفتارهای ناگهانی دو زوج عاشق ابتدایی داستان که با شادی و خوشحالی زندگیای آغاز کردهاند را متوجه نخواهیم شد. چرا که آنها بدون اینکه پرداختی در داستان شوند و سکانسهای به خصوصی به آنها اختصاص داده شود ناگاه با یکدیگر رفتارهای بدی دارند و همین رفتارها ناگهان بیننده را دچار تعجب میکند که چه اتفاقی باید میان آنها رخ داده باشد. برشهای ناقص این فیلم نه در جریان این رابطه که در جریان تمام روابط شخصیتهای داستان، بیننده را دچار ابهام میکند. رابطهی جاستین و جسیکا بدون نشان دادن هیچ پیشینهای از آنها به ناگاه بد دیده میشود و حتی دلایل انجام این رفتارها هم کاملاً سطحی و بدون پرداخت است. از سوی دیگر شخصیت اصلی داستان که جس است روایتاش از همه ناقصتر است. این شخصیت که حتی مشخص نیست دقیقاً چه شغلی دارد و چگونه میتواند این همه روابط زیادی در آن داشته باشد هم کاملاً ناگهانی با جاستین احساس صمیمیت میکند و مسیر داستان با همان برشهای ناقص خود او و روابط او را هم دنبال میکند.
فیلم « نوای عشق» درواقع از تعدادی کاراکتر بدون هویت تشکیل شده است که در تمام سکانسها دیده میشوند. چند بازیگر سیاهیلشکر نیز در این میان وجود دارند که هم در مراسم عروسی دیده میشوند و هم در مراسمات بعدیای که حتی مشخص نیست دقیقاً مراسم چه هستند. این کاراکترها و سیاهیلشکرها نیز بدون هیچ هویتی وارد میشوند و خارج میشوند. بازی افتضاح بازیگران نیز در این فیلم، آن را از آنچه که هست غیرقابلتحملتر کرده است.