پوستر فیلم هفت‌تیر

موسیقی متن تک‌راوی داستان بود

هفت‌تیر
Revolver
محصول ۲۰۲۴ – کره‌ی جنوبی
رده‌ی سنی ۱۴+
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

ظاهراً سال ۲۰۲۴ در سینمای کره‌ی جنوبی از آن فیلمسازانی است که در دهه‌ی ۱۹۹۰ از ارکان جریان‌ساز در سینمای بدنه‌ی این کشور بوده‌اند. آقای «اوه سئونگ-اوک» در مقام فیلم‌نامه‌نویس در پروژه‌هایی چون «کریسمس در آگوست، «ایچ» و «ماهی سبز» همکاری داشته است. اما این فیلمساز و نویسنده‌ی کره‌ای دو اثر «بی‌شرم» و «کلیمانجارو» را نیز کارگردانی کرده است. او در دوران نویسندگی خود با ژانرهای عاشقانه، جنایی و اکشن سر و کار داشته و این تنوع را در مسیر کارگردانی خود نیز پیش گرفته است. اما با نگاهی گذرا به آثار او می‌توان دریافت که علاقه‌ی این کارگردان به ساختار جنایی سینمای کره‌ی جنوبی است. در اثر جدید نیز او سعی دارد همین مسیر را ادامه دهد.

این فیلم پرستاره است، ضربآهنگ ملایمی دارد و در نهایت و مهم‌تر از همه موسیقی متنی روی قاب‌های‌اش دارد که بدون هیچ دیالوگ و اکتی از سوی بازیگران می‌تواند بار روایت را به دوش بکشد. اما داستان فیلم جان ندارد. کارگردان خوش‌ذوق کره‌ای در اثر خود با استفاده‌ از لانگ‌شات‌ها و اکستریم‌لانگ‌شات‌ها و در تضاد با آن‌ها و استفاده از اکستریم‌کلوز‌آپ‌ها سعی کرده بار تعلیق روایت خود را حفظ کند. باید گفت که این سنگینی تعلیق در اثر حفظ می‌شود. اما مشکل آنجاست که شخصیت‌های فیلم آن‌قدری عمق ندارند که بتوانند نزدیک به دو ساعت مخاطب را درگیر بازی کاراکتر اصلی با مسببان بدبختی‌های‌اش کند.

داستان با آزادی زنی با نام «ها سونگ یونگ» از زندان آغاز می‌شود. کارگردان هر چه روایت پیش می‌رود سعی دارد گوشه‌ای از گذشته‌ی ۲ سال پیش این کاراکتر را از طریق فلش‌بک‌ها مقابل چشم مخاطب قرار دهد و گوشه‌ی دیگری از حقایق را نگاه دارد تا در ادامه و از طریق کنایه‌ها و نام‌هایی که در دیالوگ‌ها مشخص می‌شوند از آن‌ها پرده‌برداری کند. اما این ترفند روی این روایت جواب نمی‌دهد. داستان فیلم به انتخاب کارگردان گویی باید ضد جریان باشد. این ضد جریان در توصیف چنین روایتی زهر است. آقای کارگردان باتجربه‌‌ی کره‌ای تقریباً همه‌ی المان‌های یک اثر جنایی-گنگستری کره‌ای را به مخاطب نشان می‌دهد؛ پلیس فاسد، زن کافه‌دار، قهرمان زخم‌خورده و در نهایت شرورهایی که قصد دارند به هر قیمتی قهرمان داستان را از پیش رو بردارند. اما هر سرکی که روایت به یکی از این رئوس می‌زند جان ندارد. کاراکترها صرفاً حضور دارند و ستاره‌هایی که به درون کالبد این کاراکترها رفته‌اند با صرف همه‌ی توان خود نیز باز هم گویی ناقص هستند. کارگردان در طول روایت حتی تلاش نکرده که این روابط را بسط دهد و سو یونگ را همچون یک کاراکتر نوآر به درون بازی خیانت و شرافت بکشاند. این اتفاقات امیدبخش در این داستان شکل نمی‌گیرند، چون کارگردان تصمیم گرفته ضد جریان کلیشه در سینمای جنایی-گنگستری کره‌ی جنوبی باشد؛‌ یعنی همه‌ی پتانسیل روایت جمع می‌شود تا در یک تقابل بالفعل شود، اما به‌یک‌باره کارگردان تصمیم می‌گیرد آن تقابل مملو از نفرت و خشونت را تبدیل به ابزوردیسمی بی سر و ته کند.

همان‌طور که در بالا گفته شد، موسیقی متن این اثر و برخی از نماهای باز در هوای بارانی و زیر آسمان خاکستری گویی خود در حال روایت داستانی دیگر هستند و عملاً این موسیقی متن است که دنیای قهرمان داستان را می‌سازد و نه برش‌ها و شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌ها و در نهایت موتیف‌های کارگردان. این اثر پر ستاره با حضور بازیگران بزرگی چون «جئون دو-یون» و «لی جونگ-جائه» از آن دست آثاری است که هر مخاطبی را در سینما به تماشای خود وسوسه می‌کند. اما باید این را در نظر داشت که چنین اثری به‌سبب تصمیم کارگردان و نویسنده تبدیل به شترگاوپلنگی در برزخ جنایی-گنگستری کره‌ای و سینمای نوآر شده است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟