پوستر فیلم بی‌قرار

— کارگردانی که گویا عاشق ون دیزل است

بی‌قرار
Restless
محصول ۲۰۲۲ – فرانسه
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«رژی بلاندو» در اولین تجربه‌ی خود به‌عنوان کارگردان سعی دارد اثری هیجان‌انگیز را روی پرده ببرد. او فیلم خود را در ژانر هیجان‌انگیز و جنایی ساخته است اما سعی دارد به سینمای اکشن-ابزورد بریتانیا نیز مسیرهایی را باز کند. در این فیلم با پلیسی فاسد روبه‌رو هستیم که در حین رفتن به مراسم ختم مادرش، با تصادفی ناخواسته مشکلات‌اش چند برابر می‌شود.
بلاندو ضربآهنگ اثر خود را بسیار بالا برده است. این ضربآهنگ بالا با شخصیت‌پردازی «توماس»، کاراکتر اصلی، متناسب است. به شروع فیلم اگر دقت کنیم، این کاراکتر با سرعت بالا در حال رسیدن به مقصد است. برش‌های پی‌در‌پی، استرس هویدا در چهره‌ی توماس و حوادث غیرمترقبه‌ای که باعث بدتر شدن اوضاع می‌شود، همه‌اشان نشان از یک اثر هیجان‌انگیز با ضربآهنگ بالا دارند. اما همان‌طور که در بالا اشاره شد، این فیلم در شخصیت‌پردازی کاراکتر اصلی خود و اتفاقاتی که برای او رخ می‌دهد نگاهی اندک به آثار اکشن-ابزورد بریتانیایی دارد. همچون فیلم‌های بریتانیایی، در اوج استرس گاه اتفاقات کوچک باری کمدی و طنز به فیلم می‌دهند. بلاندو در نیمه‌ی دوم فیلم خود و برای هدفمند کردن روایت رو به سوی آثار هیجان‌انگیز هالیوودی دارد. کاراکتر طی اتفاقاتی سعی می‌کند همچون یک قهرمان هالیوودی مسیری اخلاقی و رستگاری را پیش بگیرد.
اما یکی از مبهم‌ترین نکات فیلم تلاش کارگردان برای ارائه‌ی تصویری همچون ون دیزل از کاراکتر توماس است. حتی در نماهای بسته و میمیک صورت این کاراکتر به‌راحتی می‌توان این را شاهد بود. شاید اگر در چند نما شاهد این شباهت بودیم، می‌توانستیم آن را شباهت تصادفی تعبیر کنیم. اما از ابتدا تا انتهای فیلم، حتی در صحنه‌های اکشن، این شباهت لحظه‌به‌لحظه آشکارتر می‌شود. انتخاب «فرتک گاستامبید» در نقش توماس نیز بیش‌از‌پیش ما را به این شباهت آشکار می‌رساند. در اینجا سوالی پیش می‌آید که چرا کارگردان سعی ندارد کاراکتری مستقل را شخصیت‌پردازی کند. سینمای فرانسه در آثار جریان اصلی خود کم کاراکتر اکشن و محبوب ندارد؛ ژان رانو، بلموندو و آلن دلون. به‌نظر آقای بلاندو در فیلم اول خود چندان میلی به خلق یک کاراکتر مستقل نداشته است. گویا او برای جلب نظر مخاطب جهانی سینمای اکشن و هیجان‌انگیز دست به چنین انتخابی زده است.
اما ساختار روایت و تحول کاراکتر اصلی فیلم و در نهایت رستگاری او بر بستری منطقی قرار ندارند. مخاطب از ابتدا تا انتهای فیلم دائم در حال رو‌به‌رو شدن کاراکتر توماس با اتفاقات تصادفی و ناخواسته است. چند نما از زندگی خصوصی او را شاهد هستیم که چندان کمکی به شناخت این کاراکتر نمی‌کنند. کارگردان نمایی از زندگی کاراکتر اصلی خود را به مخاطب ارائه نمی‌دهد. کاراکترهای فرعی فقط حضور دارند تا توماس در شرایط خوب یا بد قرار بگیرد. حتی کاراکتر «مارلی» به‌عنوان ضد قهرمان یا همان بَدمَن آن‌قدر پخته نیست که مخاطب را به تقابل میان قهرمان و ضد قهرمان دلگرم کند.
رژی بلاندو در اولین تجربه‌‌ی سینمایی خود به‌عنوان کارگردان نشان از یک کارگردان قصه‌گو، حداقل در ژانر هیجان‌انگیز و اکشن، ندارد. او نه در روایت خود و نه شخصیت‌پردازی‌ها نمی‌تواند هویت یک فیلم را به مخاطب ارائه دهد. باید منتظر بود و دید که بلاندو آیا در مسیر کارگردانی پیش خواهد رفت یا دوباره فیلمبرداری و فیلم‌نامه‌نویسی را ادامه خواهد داد. به‌نظر او باید بیش از هر چیزی روی ساختار روایت‌ کار کند تا بتواند اثر خود را روی پرده ببرد، نه متوسل شدن به کاراکترهای تأثیرگذار در آثار دیگر و کپی‌برداری از آن‌ها برای جذب مخاطب.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟