پوستر فیلم انعکاس در الماس مرده

از مرگ در ونیز تا مأموریت غیرممکن

انعکاس در الماس مرده
Reflection in a Dead Diamond
محصول ۲۰۲۵ – بلژیک، لوکزامبورگ، ایتالیا، فرانسه
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

فیلم جدید زوج فرانسوی «برونو فورزانی» و «هلن کته» قرار است مخاطب سینما را به دهه‌ی ۱۹۶۰ و آثار بهره‌کشی اروپایی ببرد؛‌ زمانی که سینمای کوچک اروپا پس از جنگ، از وسترن تا اکشن اسپاگتی را از روی پلات‌های فیلم‌های هالیوودی و بریتانیایی می‌ساخت. یکی از مهم‌ترین الگوهای روایی برای این دسته از فیلم‌های گروه B بدون شک «جیمز باند» بود. از سویی دیگر، با رشد کاراکترهای کمیک‌بوکی مانند «دیابولیک» در ایتالیا و جان گرفتن زیرژانر «جالو» در سینمای دلهره‌ی این کشور، دهه‌ی ۱۹۶۰ تبدیل به یکی از شلوغ‌ترین دهه‌ها در سینمای اروپا شده بود. حال، این زوج فرانسوی سعی در بازنمایی کلی این دنیاهای تودرتو از طریق روایت‌ در‌ روایت به سبک «ژاک ریوت» دارند.

داستان به ویسکونتی‌ترین شکل ممکن آغاز می‌شود؛ مردی سالخورده با کت‌وشلواری سفید روی صندلی کنار ساحل نشسته است. در این هنگام زنی جوان و بیکینی‌پوش از مقابل او روی خط ساحلی رد می‌شود و این بازی دوگانه‌ی کارگردان‌ها با نگاه مرد و کالبد ظریف پر از ایهام، مخاطب را بدون واسطه وارد ادای دینی سینمایی به «مرگ در ونیز» ویسکونتی می‌کند. گویی فیلم در همین نگاه حسرت‌بار پیرمرد تمام شده است و همه‌ی آنچه که پس از این می‌بینیم، آن چند ثانیه‌ی گذر یک عمر در لحظه‌ی احتضار است. به همین سبب است که در طول شلوغی‌ها و روایت‌ در روایت‌های فیلم، هر از گاهی به این زاویه‌دید ساحل بازمی‌گردیم.

روایت این زوج کارگردان، مخاطب را از طریق نگاهی تارانتینویی به درون ادای دینی سینمایی می‌برد. زمانی که فیلم را با آن همه لایه‌های روایی در ذهن مرور می‌کنیم، گویی با اثری از دو سینه‌فیل مواجه می‌شویم که بخش عمده‌ای از دلهره‌های جسمی، آثار سینمای گروه B ایتالیایی و جالوها را مشاهده کرده‌اند و از هر کدام تکه‌ای را به درون اثر خود آورده‌اند. در نتیجه‌ی این فشردگی است که گویی کل این فیلم تبدیل به یکی از آن کلاژهای دادائیستی می‌شود. یکی از معروف‌ترن این کلاژها را برای لحظه‌ای تصور کنید و با رخدادهای درون این فیلم تطبیق دهید. گویی هر تکه بخشی از روایت در یک مدیوم است؛ کمیک‌بوک، سینما، مستند و در نهایت ادبیات. مخاطب به همراه کاراکتر دیما ابتدا در ساحل نشسته است، سپس از درون این ساحل به درون مالیخولیای تقابل مأموری ویژه همانند جیمز باند با زنی مرموز در پوشش دیابولیک می‌رود. درون این تقابل‌ها، گاه به بیرون از این تقابل‌ها پرت می‌شود و روی صندلی‌های یک سالن سینما مشغول تماشای این رخدادها همچون یک فیلم سینمایی است. از درون این پرده‌ی نقره‌ای، به‌یک‌باره به درون صفحات کمیک‌بوکی و یکی از منابع ابتدایی آفرینش این کاراکترها می‌رود. در گام آخر، خالق کاراکترها را می‌بیند و سپس در سقوطی دوباره و همیشگی، مرگ را برای همیشه در آغوش می‌گیرد. این زوج کارگردان در سفر زیبا و سینمایی خود، حتی برای لحظه‌ای وارد دنیای پارودی هم نمی‌شوند و با زیرکی و استفاده از همان مونتاژ دادائیستی، یک دهه‌ی سینمایی را در تاریخ هنر هفتم از مقابل چشم مخاطب معاصر سینما می‌گذرانند. تماشای این فیلم برای هر سینمادوستی واجب است، چرا که مخاطب را وادار به مرور دوباره‌ی یکی از دهه‌های شلوغ سینمای اروپا می‌کند. اگر این فیلم را مشاهده کردید و در دنیای این زوج گم شدید، بدون شک سه اثر قبلی آن‌ها را نیز در آغوش خواهید گرفت.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟