بازگشت بیجان آرژانتینی
«الحاندرو مونتیل» کارگردان متوسطی است که در بدنهی سینمای آرژانتین مشغول فعالیت است. در آثار او میبینیم که رازآلودگی جزء جداییناپذیر روایت است. مونتیل از طریق همین رازآلودگی دوست دارد مخاطب را دچار نوعی هیجان کند. اما مشکل همیشگی روایتهای او فاصلهی معنادار از اجزاء در بطن روایت است.
«پیپا» پس از سالها بههمراه فرزندش به شهری کوچک بازمیگردد. او دیگر پلیس نیست، اما رخدادهای عجیب در پیرامون دست از سر او بر نمیدارند. مونتیل در پردهی اول از چند زاویه وارد روایت میشود. روایت او بهنوعی یک خانوادهی اشرافی در هرم خود دارد که کالیگولاوار بر شهر تسلط دارند. از سویی دیگر زندگی مردمان این شهر کوچک را که اکثراً بومی هستند شاهد هستیم. نقطهضعف کارگردان در روایتاش درست در پرداخت به این بومیان است. او برای آنکه مالیخولیای طبقهی حاکم را به تصویر بکشد باید از گذرگاه سوءاستفادههای اخلاقی عبور میکرد. اما این عبور تبدیل به چندصحنهی بیجان و دیالوگهای نخ نما بین کاراکترها شده است. باید پرسید کاراکتری چون «آلیسیا» در این بین چه میکند؟ آیا او نباید نقطهاتصال پیپا با گذشته و بومیان و مذهب باشد؟ کارگردان این کاراکتر مهم را آنقدر ضعیف و کاغذی پرداخت کرده که مخاطب او را در طول روایت فراموش میکند. یکی از وظایف اصلی کارگردان هدایت روایت و کاراکترهاست. آقای مونتیل در هیچکدام از آثارش چنین تسلطی را نشان نداده است. او برای پوشاندن این ضعف دائم رو به استفاده از فیلترهای رنگی میآورد و این استفادهها آنقدر غلوشده هستند که چشم مخاطب خسته شود.
یک اثر خوب برقراری تعادل بین تمام اجزای فیلم است. زمانی که این تعادل ایجاد نشود کمیت فیلم لنگ میشود. استفاده از فیلترهای رنگی زیبا نمیتواند دیگر ضعفهای فیلم را بپوشاند. مونتیل کارگردانی نیست که از ضعف آثار قبلی برای ارتقای آثار بعدی خود استفاده کند. یکی از این ضعفهای مزمن در آثار او استفادهی بیجا از موسیقی متن در کل سکانسهاست. او با این کار آرامش را از مخاطب و روایت میگیرد. بهخصوص در این اثر که نیاز به انبوهی از سکانسهای دارای تعلیق دارد. اما مونتیل بهراحتی هر سکانس را با یک موسیقی متن بیربط به ساختار روایت سوزانده است. فیلم آقای مونتیل یک فرصتسوزی دیگر برای این کارگردان است. تجربه نشان داده که به کارگردانهایی چون مونتیل دیگر نباید امید بست. کارگردانهایی از این دست مسیر متوسط خود را در سینما یافتهاند و همچنان آن را پی میگیرند. آنها در این مسیر نیازی به ارتقا نمیبینند و همین راه را آهستهآهسته، با تولید آثاری گاه متوسط و گاه ضعیف، ادامه میدهند. فیلم «بازگشت» نه قدرت جذب مخاطب سینمای جنایی را دارد و نه قوام یک اثر نئووسترن در سینمای آمریکای جنوبی را داراست. این فیلم یک اثری ضعیف از کارگردانی متوسط است. شاید پیرنگ این فیلم نسبت به کلیت اثر تبدیل به ایدهای برای فیلمسازان آینده شود؛ ایدهای برای سینمای جنایی و رازآلود. فیلمی که مونتیل روی پرده برده بود، نه یک اثر جنایی و نه یک اثر رازآلود بود. این فیلم بیشتر شبیه تعقیبوگریزهای آثار سینمای گروه ب بود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.