پوستر فیلم ربل ریج (نام یکی از لوکیشن‌های درون داستان است)

علیه نقاط عطف کلاسیک

ربل ریج (نام یکی از لوکیشن‌های درون داستان است)
Rebel Ridge
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۴+
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

«جرمی سونیِی» یکی از بی‌حاشیه‌ترین فیلمسازان آمریکایی است که از سال ۲۰۰۷ در سینمای بلند فعالیت خود را آغاز کرد. او کار خود را با فیلم «مهمانی قتل» آغاز کرد که یک اثر مستقل در سینمای کمدی-دلهره‌ی ابزورد بود. او از همان اثر اول نشان داد که مسیر خود در سینما را می‌شناسد. در فیلم اول به‌وضوح می‌توانستیم فرار این فیلمساز از جریان اصلی و در عین حال استفاده از تمام المان‌های آن را شاهد باشیم و همین باعث می‌شد این اثر کم‌هزینه و پر از خون و ابزوردیسم در ذهن مخاطب ماندگار شود. آقای سونیی در آثار بعدی خود نیز مخاطب را با آن شم تیزبین‌اش در خلق دلهره‌های جنایی و آثار هیجان‌انگیز همراه کند. حال او بار دیگر در سال ۲۰۲۴ قرار است مخاطب را در برابر اثری اکشن و جنایی قرار دهد که همان شعار همیشگی سینمای این کارگردان را دارد؛ با جریان اصلی و علیه آن.

روایت با دوچرخه‌سواری مردی تنومند میان جاده آغاز می‌شود که با صدای بلند در حال شنیدن موسیقی متال است. دوربین گاه با نمای بسته و گاه با نمای مدیوم از مقابل همراه اوست تا اینکه در هیاهویی که درون گوش «تری» قرار دارد ماشین پلیس از پشت به او نزدیک می‌شود و دائم در حال پیدا کردن مسیری از کنار اوست. اما در نهایت ماشین پلیس به او ضربه‌ای می‌زند و تری نقش بر زمین می‌شود. پس از این برخورد قاب باز می‌شود و دو پلیس به‌شیوه‌ای تهاجمی اما خونسرد بالای سر او می‌آیند. این اولین زخمی‌ست که کارگردان به کاراکتر اول خود می‌زند تا او را وارد ماجرایی بی‌بازگشت کند.

روایت آقای سونیی سه پرده ندارد، بلکه سه بخش و سه روایت است. او یک بار تری را را درگیر فساد افسارگسیخته‌ اما منظم پلیس و مسئولان آن شهر کوچک می‌کند که در حال به باد دادن سر پسرخاله‌ی تحت کفالت او هستند و این ماجرا را تا دستگیری تری ادامه می‌دهد. در بخش دوم بار دیگر و از زاویه‌ای دیگر درگیری تری و مأموران فاسد شهری را شاهد هستیم و این‌بار ته‌مایه‌هایی از اکشن نیز وارد ماجرا می‌شود و مخاطب این ژانر را به ادامه‌ی داستان مشتاق می‌کند. آقای سونیی در بخش سوم روایت خود این ته‌مایه‌ی اکشن را پررنگ‌تر می‌کند تا مخاطب را بیشتر و بیشتر درگیر این تقابل‌ها کند، اما افسار این اکشن در دستان اوست و می‌داند کاراکترش در کدام نقطه قرار است مخاطب را درگیر استرس و هیجان زایدالوصف کند.

آقای سونیی در اثر خود بار دیگر نشان می‌دهد که روایت‌های کلیشه چگونه از فیلتر یک ذهن خلاق می‌توانند تبدیل به آثاری قابل تأمل شوند. زمانی که یک بار این فیلم را مشاهده می‌کنیم گویی اثری مشابه بسیاری از اکشن‌ها دیده‌ایم، اما شبیه هیچ‌کدام از آن‌ها نیست. این به‌سبب قدرت آقای سونیی در نگارش سناریو و شخصیت‌پردازی است. او می‌داند که روایت‌اش را چگونه پله‌پله دچار ضربآهنگ بالا کند و در عین حال لطافت قصه را نیز حفظ کند. او می‌داند چگونه از المان‌های ژانر اکشن بهره ببرد تا درگیری‌ها برای مخاطب رئالیستی‌تر شوند و در عین حال چگونه از بازیگری بهره ببرد که کمترین خطای ممکن را در این سکانس‌ها داشته باشد. به همین سبب است که بازیگری چون «آرون پیر» در نقش تری با استفاده از میکس صدای فوق‌العاده‌ی فیلم خیال مخاطب را از کاراکتر اصلی فیلم و توانایی‌های‌اش راحت می‌کند.

این فیلم یکی از آثار به‌شدت سرگرم‌کننده در سینمای ژانری است که می‌تواند کلاس درسی زیبا برای نوپایان فیلمسازی به‌حساب آید؛ چرا که از طریق آن می‌توان به‌راحتی در مسیری کلیشه گام برداشت، اما شیوه پیمودن این مسیر را دستخوش تغییراتی هنرمندانه از طریق بسط دادن نقاط عطف کرد. آقای سوینی در این اثر ساده کاراکتر خود را در سه بخش از نقطه‌ی صفر تا صد می‌رساند و نشان می‌دهد که قهرمان داستان صرفاً قرار نیست در پرده‌ی اول شخصیت‌پردازی شود، در پرده‌ی دوم اسیر روند سینوسی رخدادها شود و در نهایت در پرده‌ی سوم به اوج ناامیدی و شکست برسد و در نهایت با رستگاری در گره‌گشایی داستان مخاطب را درگیر تیتراژ پایانی کند. این کلیشه‌ها و جذابیتی که در آن‌ها وجود دارد ضعف نیستند، بلکه قدرت پروردن آن‌ها باعث خلق بسیاری از آثار ماندگار ژانری در سینمای جهان شده است. اما زمانی که این ساختار را بدون شکستن ظرف‌اش دچار انعطاف کنی، تبدیل به فیلمسازی جسور خواهی شد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟