پوستر فیلم به‌یاد بیار

تلفیق ناموفق دلهره و ملودرام

به‌یاد بیار
Re/Member
محصول ۲۰۲۲ – ژاپن
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

در بسیاری از مانگاهای ژاپنی و در ادامه انیمه‌هایی که از روی آن‌ها ساخته می‌شود سعی بر این است معضلات نوجوانان در تلفیق با دنیای فراواقع تبدیل به بازی رهایی شود. یکی از این مانگاها «به‌یاد بیار» بود. در این مانگا ۶ نوجوان دبیرستانی بر اساس یک نفرین در لوپ زمانی یک روزه گرفتار می‌شوند و باید اجزای یک جسد را پس از ساعت ۱۲ نیمه‌شب پیدا کنند. در هر تلاش آن‌ها توسط کاراکتری با نام «قرمز» کشته می‌شوند تا لوپ ادامه یابد. حال آقای «ایشیرو هاسومی» در تلاش است تا این مانگا را روی پرده‌ی سینما به‌تصویر بکشد.
هاسومی افتتاحیه‌ی اثر را آن‌قدر دچار ضربآهنگ بالایی کرده که هویت‌مندی سینمای دلهره از آن گرفته می‌شود. در این افتتاحیه بیشتر با یک اسلشر رو‌به‌رو هستیم که کارگردان با برش‌های ناموزون خود حتی اسلشر بودن را هم از فیلم می‌گیرد. پس از این افتتاحیه‌ی نیم‌بند به‌درون زندگی نوجوانی منزوی با نام «آسوکا» می‌رویم. آقای هاسومی قرار است ۶ کاراکتر را در برابر ما قرار دهد، اما خیلی راحت ۵ کاراکتر دیگر را حذف می‌کند و فقط آسوکا را زیر ذره‌بین خود قرار می‌دهد. زندگی هر ۵ کاراکتر دیگر در این اثر مهم است، چون کارگردان به‌اندازه‌ی چند صحنه وارد زندگی خصوصی آن‌ها نیز می‌شود. اما او به‌جای اینکه به زندگی این ۶ کاراکتر عرض دهد، با تکرار زندگی دچار لوپ آسوکا عملاً روایت را از تک‌و‌تا می‌اندازد.
با این شرایط وارد پرده‌ی دوم و مواجهه‌ی این ۶ دانش‌آموز با بازی پیدا کردن جسد می‌شویم. کارگردان گویا از همان ابتدا قصد نداشته دلهره یا اسلشر روی پرده ببرد. اینکه چرا باید همان برش‌های ناموزون در افتتاحیه را در کل این پرده مشاهده کنیم، کارگردان باید تنها پاسخ‌دهنده به آن باشد. جلوه‌های ویژه‌‌ی کامپیوتری بسیار بدی که مشاهده می‌کنیم این پرده را در نیمه‌شب خود دچار افت می‌کنند. کارگردان در عوض سعی می‌کند فضا را به‌سوی ملودرامی ببرد که در آن این ۶ کاراکتر را به‌سوی نزدیکی بیشتر به یکدیگر سوق دهد. به‌سبب این نگاه کارگردان به روایت است که در بالا ذکر کردم ۵ کاراکتر دیگر خوب شخصیت‌پردازی نشده‌اند. کارگردان به‌نوعی سعی دارد انزوا را تبدیل به هیولا کند. او در پرده‌ی دوم قرار بوده هر ۶ کاراکتر را با انزوای اجتماعی خودشان رو‌به‌رو کند، اما این درون‌مایه در فیلم نشان داده نمی‌شود و جز در چند جمله از «تاکاهیرو»‌ به این درون‌مایه‌ی مهم اشاره نمی‌شود.
این اثر می‌توانست شروع یک فرنچایز قدرتمند در ژانر دلهره باشد و مخاطبان بسیاری را به‌سوی خود بکشاند. آقای هاسومی کارگردان چنین درون‌مایه‌ای نیست و در نتیجه آن‌چه در تصویر می‌بینیم هدر رفتن یک پیرنگ قدرتمند در ژانر دلهره است. شاید همان پلان آخر فیلم نشان از این پیرنگ قدرتمند دارد که اثر را دچار رازآلودگی می‌کند. باید با حسرت گفت که ای کاش این رازآلودگی در سرتاسر اثر حضور داشت. اما متأسفانه با تغییر رویه‌ی کارگردان به‌سوی یک ملودرام تینیجری همه‌ی آن رازآلودگی محو می‌شود. شاید در یکی از همکاری‌های آینده‌ی سینمای ژاپن و کره‌‌ی جنوبی و با حضور کارگردان‌هایی چون میکه بتوان به بازسازی دوباره‌ی این پیرنگ امیدوار بود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟