دلهرهی جسمی روشن
سومین اثر بلند داستانی خانم «ژولیا دوکورنو» با نام «آلفا» منتشر شده است. بههمین مناسبت تصمیم گرفتیم ابتدا وارد اولین فیلم بلند داستانی این کارگردان با نام «خام» شویم؛ یکی از دلهرههای جسمی تأثیرگذار و البته پیرو سینمای اکستریم فرانسوی. ژولیا دوکورنو در این اثر نشان میدهد که چگونه میتوان با استفاده از المانهای دلهرهی اکستریم و همعرض کردن آنها با برخی از المانهای رئالیسم اجتماعی، درهای بازی را برای تفاسیر پس از انتشار به مخاطب ارائه داد.
روایت با اکستریملانگشاتی از وقوع یک تصادف ساختگی توسط زنی جوان، میان جادهای خلوت آغاز میشود. این افتتاحیه خود تفسیری روشن از هر اتفاقی است که پس از آن در فیلم مشاهده میکنیم. پس از این افتتاحیه وارد سفر «ژوستین» بههمراه پدر و مادرش میشویم که قرار است او را تا دانشکدهی دامپزشکی بدرقه کنند؛ سفارش غذا توسط ژوستین که اصرار دارد در آن گوشتی وجود نداشته باشد، وسواسهای مادر و برآشفتن او پس از اینکه متوجه تکهگوشتی درون پورهی سیبزمینی ژوستین میشود و در نهایت نگاههای سنگین پدری که مخاطب را وادار به تزریق فرامتنهایی از جنس پدر تجاوزگر یا حتی ناپدری متنفر از فرزندان همسر جدید میکند. خانم دوکورنو نیز بهخوبی مخاطب را روی این موج سوار میکند و در ادامه، ژوستین را به درون دانشکده و دیدار مجدد با خواهر بزرگتر هدایت میکند.
آشوب مدنظر خانم دوکورنو در همان ساعات ابتدایی ورود کاراکتر اصلی به درون دانشکده و محیط خوابگاه آغاز میشود؛ کلیشهی سالبالاییها و تازهواردهای ترماولی که باید قوانین این محیط را فرا بگیرند و از میان آزمونهای مختلف رد شوند. خانم دوکورنو در این برشها کمکم مخاطب را درگیر تدوینی میکند که کنش در آن وجود ندارد و عملاً پس از هر برش واکنش میبینیم. بهنوعی او با مقدمهی ورود ژوستین بهگونهای بازی میکند که مخاطب کمکم محدودیتهای درون خانهی این دختر را درک کرده و سپس، از طریق مواجههی او با طعم انواع گوشت و کهیرها و پماد ضدحساسیت، دیگر نیازی به رودهدرازی تصویری نمیبیند. کارگردان هم که از این موضوع آگاه است، بهدرستی برشها را روی کنشها اعمال میکند و مخاطب را وارد بهشت جدید ژوستین در باب مزهی غذاهایی که تاکنون نچشیده، میکند.
خانم دوکورنو در این اثر حتی تلاشی برای استعارهسازی هم نمیکند. روایت او دلهرهی جسمی مدرنی است که چشم احترامی به انبوهی از پیشینیان خود دارد. بهطور مثال، کیست که فیلم «کری» را دیده باشد و با دیدن ورودی ژوستین و تقابل او با دنیای جدید به یاد آن اثر زیبا نیفتد. خانم دوکورنو حتی دلهرهی جسمی خود را نیز زیر سایهها و هیجانهای غلوشدهی کانیبالیسم هالیوودی پنهان نمیکند. بههمین سبب است که کانیبالیسم این اثر زندهتر از شوهای سینمای میانه محسوب میشود. در فیلم «خام» گویی با خامی بیمزهای از رهایی ابتدایی و گذر از تابوها مواجه میشویم. خانم دوکورنو فضا را بهگونهای طراحی کرده که مخاطب را لاجرم در حصار محدودیتهای یک مادر کنترلگر و دخترانی که با ورود به دانشگاه همهی منعشدهها را میچشند، قرار میدهد. کانیبالیسم در این اثر همانقدری که میتواند استعاری باشد، یک ستون مستحکم در روایتی ژانری محسوب میشود. خانم دوکورنو در این اثر بهخوبی و بدون لرزش دست باعث میشود مخاطب در برابر تصاویر خامی از خامخواری خواهران رهاشده قرار بگیرد.
موسیقی الکترونیک روی قابهای این فیلم همچون تنظیمگر ضربآهنگ روایت کار میکند. کارگردان در کنار موسیقی سعی کرده از طریق بازیگردانی خوب خود، ژوستین را نه با چهرهپردازیهای غلوشده، بلکه با بهره بردن از حرکت مردمکهای چشم بازیگر و تنظیم نورهای مصنوعی روی چهرهاش، شخصیتپردازی متغیر کند. همین انتخابهای ساده سبب شده که این روایت ساده و خطی تبدیل به یکی از آزاردهندهترین داستانهای حول کانیبالیسم در تاریخ سینما شود. حتی در قیاس با همردههای مدرن این فیلم نیز باید گفت اثر خانم دوکورنو از آن دست آثاری محسوب میشود که فیلمساز در آن حتی برای لحظهای، متناسب با احساسات حساس برخی مخاطبان پلک نزده و دوربین را همراستا با داستان خود روی رخدادها ثابت نگاه میدارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.