پوستر فیلم رین

درجست‌‌وجوی کورسویی از امید

رین
Rain
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«آتس» بیشتر زمان خود را با صمیمی‌ترین دوست‌اش که از لحاظ رفتاری بسیار با او تفاوت دارد می‌گذراند. او با پدر و مادر پیرش زندگی می‌کند و زندگی‌اش در یک مسیر معمولی و روزمرگی ساده می‌گذرد. تا اینکه شبی برادر بزرگ‌‌اش؛ «رین» با بازگشت به خانه به آتس امکان می‌دهد تا با تجربیات جدیدی روبه‌رو شود.
فیلم «طلوع جنگ» را چندی پیش مرور کردیم. فیلمی استونیایی که با همراهی چند کشور دیگر توانسته بود روایتی نو را از جنگ جهانی دوم و اثرات آن بر روی کشورهای کوچکی مانند استونی و فنلاند به خوبی به تصویر کشد. اما این بار سینمای مستقل استونی با فیلمی خانوادگی سعی کرده است تصویر یک خانواده‌ی مردانه را در میان سرمای پاییزی و زمستانی استونی به تصویر درآورد. فیلمی که در آن تصاویر بیشتر از شخصیت‌ها سخن می‌گویند و می‌توانند حتی احساسات آنها را به زیبایی به تصویر کشند.
فیلم «رین» داستان یک خانواده است. خانواده‌ای که علی‌رغم میز غذایی که همواره برای هر چهار نفر آنها جای دارد اما اعضای آن، چنان از هم دوراند که هر آن امکان جدا شدن آنها از این میز و از این خانه می‌رود. چنانکه یک بار پسر بزرگ‌تر خانواده رفته اما ناامید و خسته باز گشته است. رین با برگشتن خود به خانه بار دیگر این وجه خانواده‌ی دور از هم را پر رنگ می‌کند و حال هر یک از اعضا برای یافتن امید یا حتی کورسوی امیدی برای زندگی تلاش می‌کنند. مادر با صدای بلند در محل کارش آهنگ گوش می‌دهد و در درون‌اش می‌رقصد. او روحی آزاد دارد که احساس می‌کند هرگز توسط مردش درک نشده است و از این روست که به سمت مردی دیگر کشیده می‌شود. مردی که می‌رقصد و او را می‌رقصاند. مادر ساکت در خانه همیشه در هنگام غذا خوردن و غذا پختن دیده می‌شود و گاه‌گداری نیز با مرد خود به آرامی به مخالفت می‌پردازد. اما پدر خانواده مردی سنتی و سخت و مستبد است که برای نشان دادن احساسات خود راهی جز شرکت در مسابقات بوکس در برابر خود نمی‌بیند. تقابل پدر با رین و حتی آتس نیز در میانه‌ی داستان تقابلی عجیب است از تفاوت نسل‌ها و دیدگاه‌ها. تقابلی که بیشتر به جنگ می‌ماند و اثبات اینکه کدام یک درست‌تراند. از سوی دیگر رین مردی جوان است که با توجه به پدر مستبد خود، شکست‌خورده در کودکی و حال در جوانی بار دیگر به خانه باز گشته است تا این بار بتواند خود را بیابد. او با دیدن دختری به زندگی امیدوار می‌شود. آتس اما پسر کوچک خانواده به نظر می‌رسد از همه عاقل‌تر و صبورتر است و تلاش می‌کند با شناخت برادر بزرگ‌تر عجیب و غریب خود بتواند خود را هم بهتر بشناسد.
فیلم «رین» با پرداخت درست به شخصیت‌های خود در داستانی خطی و ساده توانسته است به روایت‌اش عمق دهد و ما را به راحتی با آن همراه کند. داستانی که در آن زنان اثر بسیاری بر مردان می‌گذارند و هر یک از آنها با روحی آزاد حتی در هنگام ناامیدی دیده می‌شوند. و مردانی که با نگاه مردانه و مستبد خود سعی می‌کنند لطافت زنانه‌ی پیرامون خود را درک کنند تا شاید خود را درک کنند. آتس که در میان این مردان و زنان خود را جدا می‌بیند نظاره‌گر خوبی برای اتفاقات است و همه‌چیز از نگاه او نشان داده می‌شود. او درحال دیدن و آموختن است.
اما این داستان با تصاویر همسوشده با آن است که می‌تواند علی‌رغم مکالمات کمی که دارد شخصیت‌های اصلی خود را به ما بشناساند و حتی کاستی‌هایی که در پرداخت شخصیت‌های فرعی دارد را جبران کند. ‌هوای بارانی و بدون آفتاب شهر آن غم درونی شخصیت‌ها را نشان می‌دهد. بارانی که در بیشتر موارد بارش می‌کند یا برفی که زمین را پوشانده است نیز نشان از سردی روابط شخصیت‌هاست. حتی در سکانسی که رین در باری می‌رقصد نیز صدای موسیقی شنیده شده نه شاد که موسیقی‌ای غمگین است که توانسته است به زیبایی حس درونی رین را به تصویر درآورد. طریقه‌ی آشنایی رین با «الکساندرا» نیز تنها با همان رقص و دیدن چشم‌های یکدیگر بدون کلامی رخ می‌دهد. بازی بازیگران با تکیه بر کلوزآپ‌ها و لانگ‌شات‌های استفاده شده در آن همگی در مسیری است که توانسته این فیلم را برای دیدن و درک کردن راحت‌تر کند.