کاش این فیلم اکوافینا نداشت
آکوافینا بازیگر بسیار بدیست و این را از همان سالی که بهسبب فیلم «بدرود» روی سن اسکار رفت ثابت کرد. آکوافینا در معنای خلاصه نمونهای پیشرفته از نابازیگران معاصر ایرانیست که کاملاً پررو، دریده، بیهنر و در همهی نقشها همانیست که در فیلم اول خود ارائه داده است. او برخلاف همنوعان فارسیزبان خود بیان بسیار خوبی دارد و بهنوعی مانند بلبل میتواند تندخوانی کند (البته این ویژگی منحصربهفردی در بازیگری محسوب نمیشود). این بازیگر در فیلم جدید خانم «جسیکا یو» ایفای نقش کرده و در کنار بازیگران نامآشنایی چون «ویل فرل» و «ساندرا اوه» قرار است مخاطب را به درون دنیای دو خواهر چینی-آمریکایی ببرد.
خانم جسیکا یو یکی از آن کارگردانهای زن در سینمای آمریکاست که طی دو دههی اخیر در سینمای مستقل و مستند خوش درخشیده است. از آثار قابل اعتنای او میتوان به «در قلمروی ناواقعیتها» و «بازیکن پینگپنگ» اشاره کرد. در هر حال خانم یو پذیرفته که اثر جدید خود را در سینمای کمدی میانهی هالیوود در برابر مخاطب قرار دهد. این یعنی کارگردان عملاً قبل از ورود به درون اثر دستوپای خود را با توجه به استانداردهای این دسته از کمدیها کاملاً بسته و باید بر اساس برخی از استانداردهای میانه عمل کند. داستان او دربارهی دو خواهر با نامهای «آن» و «جنی» است. خانم یو برای اینکه پدر و مادر را کاملاً منطقی از زندگی این دو حذف کند، با چند سکانس در ابتدای فیلم بخشی از کودکی تا دههی ۳۰ سالگی این دو خواهر را تصویر میکند. «آن» در تمام این نماها مقابل تلویزیون نشسته است و هر شب ساعت هفت مشغول تماشای یک مسابقهی تلویزیونی پرطرفدار است و در پسزمینهی او و طی سالها اتفاقات مهم زندگیاش رقم میخورند؛ پدر از مادر جدا میشود، پدر فوت میکند و در نهایت خواهر و مادر او را رها میکنند و در زمان حال «آن» تکوتنها زندگی ابزوردی را پیش گرفته است. پس از این نماها خانم یو با عجله ما را وارد زندگی کنونی «آن» میکند. درست در همین نقطه است که تفاوت بازنمایی زندگی یک کاراکتر را در سینمای مستقل و میانه میتوان مشاهده کرد. اگر خانم یو در حال ارائهی یک اثر مستقل بود این نماها با ضربآهنگی بسیار ملایم مخاطب را وارد دنیای کاملاً پوچ کاراکتر میکرد. در کنار این عدم هماهنگی بین درونمایه و ضربآهنگ، بازی بسیار بد آکوافینا که گویی همان دختر آثار قبلی است باعث شده این رویهی سطحی ابزوردیسم از اثر گرفته شود. اما گویا خانم یو به این موضوع واقف بوده و خیلی سریع «جنی» را وارد داستان میکند تا تعادل فیلم برقرار شود. ساندرا اوه بازیگر بسیار توانایی است که پس از رها کردن سریال پرطرفدار «آناتومی گری» نشان داده که تا چه حد میتواند انتخاب بسیار خوبی برای کارگردانهای سینما باشد. خانم یو همان تکخندههایی را که روی چهرهی مخاطب مینشاند مدیون بازی ساندرا اوه در نقش جین است. تقابل ساندرا اوه و آکوافینا در این فیلم بهخوبی بد بودن آکوافینا را تصویر میکند. مخاطب در هر سکانسی که آکوافینا حضور دارد تقریباً خمیازه میکشد و منتظر است بالاخره جنی از راه برسد و با خلق یک کمدی موقعیت او را سرگرم کند.
این کمدی نشان میدهد که حتی یک اثر متوسط هم میتواند با بازی بد یک بازیگر بد تبدیل به اثری زیر متوسط و حتی ضعیف شود. این فیلم بهلحاظ روایی تقریباً مخاطب را دچار تکانی از جنس سینما نمیکند، چرا که ضربآهنگ آنقدر بالاست که کارگردان حتی تصور این را که قصهای بگوید از ذهن دور میکند. در نتیجه میتوان گفت که مخاطب سینمای عام با بازی خوب ساندرا اوه حداقل میتواند مقابل این فیلم کمی بخندد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.