مخاطبی که بیش از یک دهه تجربهی تماشای سینمای بدنهی هالیوود را داشته باشد دیگر با روایتهای کمدی-هیجانانگیز آن آشناست و میداند که قرار نیست اتفاقی غیر از آن چیزی که حدس میزند رخ دهد. فیلم جدید با کارگردانی مشترک «گیتا پولاپیلی» و «آرون گودت» چیزی جدای از این تعریف نیست. زنی خانهدار بهنام «کانی» پس از چند زایمان ناموفق دچار افسردگی شده است و علیرغم اینکه قهرمان المپیک رشتهی پیادهروی است به زندگی یکنواخت و جمعآوری کوپنهای جایزهی شرکتهای غذایی و بهداشتی روی آورده و این کار را کار اصلی خود قرار داده است. او با همکاری همسایهاش با نام «جو جو» فکری تازه به ذهنشان خطور میکند و در این مسیر پر افتوخیز قرار میگیرند.
رؤیای آمریکایی برای ساکنان آمریکا هم تبدیل به یک آرزوی دستنیافتنی شده و این را بهوضوح میتوان در روایتهای سینمای بدنه نیز مشاهده کرد. گویا زندگی اینستاگرامرهایی چون خانوادهی کارداشیان و دن بیلزریان روی زندگی عامهی مردم بیتأثیر نبوده و بههمین دلیل است که زندگی پر زرقوبرق این افراد و شوآفهایشان در جایجای صفحات اینترنتی دیگران را در حسرت فرو میبرد. اما مشکل اصلی این فیلم نه در درونمایه بلکه در ساختار روایت تکراری آن است. این دو کارگردان حتی سعی نکردهاند که مسیر پررنگ و تکراری و البته کلیشهای روایتهای قبلی را کمی دچار تنوع کنند. کاراکتر اصلی از یک زندگی کاملاً عادی و در حسرت داشتن همهچیز وارد مسیر مغایر با قانون میشود. لایهی کمدی پررنگ فیلم قرار است خشونت ذاتی موجود در این فرآیند را کم کند. شاید با دیدن این فیلم بهیاد فیلمهایی همچون «بازی مولی» بیفتیم. اما تفاوت عمدهی این دو روایت در آن است که این فیلم توان این را ندارد تا کاراکتر اصلی خود یعنی «کانی» را وارد دنیایی سیاه کند چرا که دائم سعی دارد همهچیز را در دنیایی پر زرقوبرق و عاری از هر نوع استرس و هیجانی نمایش دهد. شخصیت کانی با خندهای که دائم روی چهرهاش قرار دارد وظیفهی این میانمایگی فیلم را برعهده دارد.
این فیلم یکی از صدها روایت تکراری هالیوودی در دنیایی است که هیچگاه وارد دنیای واقعی نخواهد شد. این دنیای فانتزی-لاکچری هالیوودی دقیقاً شبیه همان دنیایی است که بالیوود برای سرگرم کردن خیل مخاطبان غوطهور در فقر خود میسازد. تنها تفاوتی که بین آنها وجود دارد همان اعتمادبهنفس موجود در هالیوود است که بههرحال خود را یک سر و گردن بالاتر از دیگر سینماها میبیند و بهنوعی مخاطب میلیاردی را در جهان داراست. اما وقتی این لایهی نازک اعتمادبهنفس را از روی این پکیج رنگارنگ برمیداریم متوجه میشویم که کاراکتر کانی با کاراکترهای بالیوودی که درون دنیایی غیرواقعی زیست میکنند تفاوتی ندارد. این انعطاف هالیوود در به نمایش گذاشتن کاراکترهای متفاوت در پروژههای سفارشی خود را از یک سو میتوان به بزرگی این استودیوها در پرداخت همزمان به روایتهای اصیل و تجاری دانست و از سویی دیگر میتوان آن را نشانهی این دانست که قدرت شبکههای اجتماعی و تأثیر زندگی تبلیغی و بزکشده روی مدیوم سینما غیرقابل انکار است.