پوستر فیلم کابوهای کوانتومی

مضمونی مبهم، میزانسنی زیبا

کابوهای کوانتومی
Quantum Cowboys
محصول ۲۰۲۲ - ایالات متحده
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«فرانک» و «برونو» در دهه‌ی ۱۸۷۰ در شهری میان بیابان‌های آریزونا تلاش می‌کنند با کارگری درآمدی برای خود کسب کنند. در این میان اما جاه‌طلبی برونو باعث می‌شود در نهایت کارش به زندان بکشد. برونو سه سال را در زندان سپری می‌کند و اما زمانی که از آنجا آزاد می‌شود فرانک منتظر اوست تا با هم راهی سفری نو شوند. آنها در این سفر با زنی جوان با نام لیندا آشنا می‌شوند که خواهان بازپس‌گیری زمین‌های اجدادش است.

«جف مارسلت» قبل از سال ۲۰۱۷ چندین فیلم کوتاه و بلند را به صورت لایواکشن کارگردانی کرده بود، اما بعد از این سال بود که به انیمیشن روی آورد و تا سال ۲۰۲۲ سه انیمیشن کوتاه را ساخت. او در سال ۲۰۲۲ بود که اولین انیمیشن بلند خود را با نام «کابوهای کوانتومی» در سبکی متفاوت ساخت. آقای مارسلت در این انیمیشن از بیش از ۱۴ سبک مختلف انیمیشن‌سازی از جمله استاپ‌موشن، طراحی دستی، طراحی با کامپیوتر، نقاشی رنگ روغن و کلیپ آرت بهره برده است. به همین دلیل هم روایت او کاملاً پویا و جذاب برای دیده شدن است. مخاطب با نشستن در برابر تصاویر او حتی اگر از مضمون روایت چیزی هم متوجه نشود می‌تواند به راحتی از آنچه در برابر دیدگان‌اش است لذت ببرد.

روایت آقای مارسلت چندین شخصیت اصلی دارد. فرانک و برونو به عنوان جوان‌هایی خام که به دنبال یافتن ثروت و زندگی راحت هستند، اما از آنجایی که هدفی مشخص برای خود ندارند یافتن خواننده‌ای که فرانک تصور می‌کند باعث مرگ‌اش شده را به عنوان هدف اصلی زندگی‌اشان انتخاب می‌کنند، لیندا دختر جوانی که برای گرفتن زمین اجدادی‌اش از دست مردانی که تا پایان روایت هم مشخص نمی‌شود دقیقاً که هستند نیاز به مردی دارد که با او ازدواج کند و دو کاراکتر شرور با نام‌های آرکت و موزلی که همواره به دنبال این سه نفر هستند. آقای مارسلت اما در پرداخت این شخصیت‌ها کاستی‌های زیادی دارد. آرکت و موزلی را به طور کلی فراموش کرده و فقط در زمان‌های لازم آنها را وارد مسیر روایت می‌کند. لیندا را بسیار ساده و بدون توصیفات دقیق شرح داده و از کاراکترهای فرعی هم دور مانده است. در این میان تنها کاراکترهایی را که دنبال می‌کند، آن هم بدون اینکه پیشینه‌ای برای‌اشان متصور شود فرانک و برونو هستند که البته توانسته به‌خوبی و ساده افکار و خواسته‌های آنها را نشان دهد و در این مسیر موفق باشد.

آقای مارسلت تا نیمه‌های روایت خود به‌خوبی توانسته مخاطب را با کاراکترهای‌اش همراه کند. دو پسر جوان بی‌هدف و یک زن جوان هدفمند که با طنازی می‌تواند این دو جوان را همراه خود کند. «لیلی گلدستون» بهترین انتخاب آقای کارگردان برای نقش لیندا است، زیرا او با چشمان و با لبخند روی صورت‌اش و نیز با نوع ادای کلمات‌اش هم باعث جذب آن دو جوان می‌شود و هم مخاطب را مجبور به دنبال کردن روایت می‌کند. درواقع مهم‌ترین دلیلی که روایت آقای مارسلت می‌تواند این‌چنین زیبا دیده شود بازی خانم گلدستون است که رازآلودگی، تنهایی، شجاعت و البته سرزندگی را به آن می‌افزاید. البته که دیگر بازیگران نیز توانسته‌اند تا آنجا که کارگردان و داستان به آنها اجازه داده روایت را پویا کنند.

در نیمه‌ی دوم اما روایت آقای مارسلت دچار پیچیدگی‌هایی می‌شود که هیچ قانون مشخصی را دنبال نمی‌کند. مخاطب دلیل گم‌ شدن‌‌ها و مرگ‌ها و زنده شدن‌های کاراکترها را در آن درک نمی‌کند، اما نوع بازی بازیگران و تصاویر پرشور و البته بازگشت دوباره‌ی داستان به مسیر قبلی باعث می‌شود مخاطب باز هم از آن روی برنگرداند و البته خودش هم حدس‌هایی را برای روایت دربرابرش بزند و تا انتها با آن همراه باشد؛ حدس‌هایی که البته آن هم از هوشمندی آقای مارسلت است که باعث می‌شود دچارش شود. اما این هوشمندی زمانی می‌توانست بهتر شود که مخاطب در پایان بتواند این حدس‌ها را یقین بپندارد. با این حال تصاویر متنوع آقای مارسلت، اگرچه برای این تنوع هم مخاطب دلیل محکمی نمی‌یابد، می‌تواند باعث همراهی او باشد. آقای مارسلت بهتر است با استعداد و توانایی‌هایی که از خود در این انیمیشن نشان می‌دهد و البته انتخاب خوب بازیگران‌اش روایت‌‌های آینده‌اش را صریح‌تر و بی‌پرواتر کند تا بتواند مخاطبان بیشتری را جلب خود کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟