سینمای اکشن با هر روایت درستی میتواند مخاطبان زیادی را پای خود بکشاند. اما مشکل این ژانر در این است که آنقدر تعداد آثار زیاد است که مخاطب دیگر به هر فیلمی اعتماد ندارد. «برایان اسکیبا» از آن دست کارگردانهایی است که تا دلاتان بخواهد در انواعواقسام ژانرها فیلم ساخته و اتفاقاً در همهی آنها هم شکست خورده است. او بهنوعی کارگردان سینمای گروه ب است. برای او نه روایت مهم است و نه ساختار تصویر. او حتی بدون فیلمنامه هم فیلم میسازد.
این فیلم قرار بوده مجموعهای از خردهپیرنگهای منقطع باشد که در مسیر اصلی روایت به یکدیگر میرسند؛ یک هکر که همسرش ربوده شده، یک کاراگاه پلیس که همسرش کشته شده و کارتلهای مواد مخدر که در این میان به هر کدام از این کاراکترها ربط داده خواهند شد. کارگردان در پرداخت هیچکدام از این خردهپیرنگها نهتنها موفق نیست، بلکه حتی توانایی ساختارمند کردن روایت اصلی را نیز ندارد. او در عوض مانند یک کودک تمام توجه خود را به صحنههای اکشن معطوف کرده است. اسکیبا با صداگذاری کودکانهی خود هنگام شلیک گلولهها گویی از این نماها لذت میبرد. علاقهی او به این صحنهها آنقدر مشهود است که گویی کل فیلم در همین صحنهها خلاصه میشود و مابقی روایت برای کارگردان اهمیتی ندارد.
«جان کیوسک» هم با این فیلم و چند اثر اخیر خود نشان داده که همان مسیر بوروس ویلیس و دیگر دوستان را در پیش گرفته است. اینکه چنین بازیگرانی در دورهی پایانی بازیگری خود روی به بازی در چنین آثاری میآورند نشان از این دارد که آنها دوست دارند بههر قیمتی روی پرده باشند؛ حتی اگر استودیوهای بزرگ و کارگردانهای مطرح دیگر در پی آنها نباشند. این بازیگر در این فیلم حتی کاراکتر تأثیرگذاری هم نیست. حضور او گویی فقط برای تزئین پوستر فیلم و جلب اندک مخاطبی باشد که جان کیوسک را زمانی بهیاد داشتهاند.
برایان اسکیبا با این فیلم نشان داد که هیچگاه قادر به ساختن حتی فیلمی متوسط نیست. همانطور که در بالا اشاره شد چنین کارگردانهایی فقط شهوت ساختن هر اثری در هر ژانری را دارند. شاید اسکیبا حتی ساختارهای یک روایت را هم نداند، اما باز هم فیلم خود را میسازد. در مرورهای قبلی بارها اشاره کردیم که تمایل این کارگردانها به ساخت چنین آثاری وجود آن دسته از مخاطبانی است که بی توجه به کیفیت اثر فقط دوست دارند فیلمی اکشن یا دلهرهآور را تماشا کنند. این دسته از مخاطبان نیاز به کمی آموزش و البته تماشای آثار مهم ژانرهای مورد علاقهاشان دارند تا در انتخابهای بعدی کاملاً آگاهانه عمل کنند. این مخاطب واقعاً علاقه به تماشای یک اثر خوب دارد. اما علاقهی او به تماشا نیاز به کمی راهنمایی دارد. با بالا رفتن ذائقهی این مخاطب بیشک آقای اسکیبا و دوستان دستبهعصاتر به سراغ سینما خواهند رفت و شاید قبل از فیلم بعدی خود کمی تحقیق و مطالعه داشته باشند، بلکه بتوانند اثری متوسط را روی پرده ببرند.