سادگی روایتی کودکانه
«اونا» و «بابا» در میان صخرهها و جنگل زیبای جزیره در حال بازی هستند که حضور تعداد زیاد طوطی دریایی جدید درست مانند آنها در محل زندگیاشان توجه آنها را جلب میکند. آنها به سرعت به سمت پدر و مادرشان میروند و در این میان با «ایزابلا» و «فینیکس» آشنا میشوند. مهاجران جدیدی که وارد جزیرهی آنها شدهاند. ایزابلا دلیل حضور خود و دیگر پافینها یا همان طوطیهای دریایی را در اینجا ایجاد طوفانی سهمگین در جزیرهاشان و خراب شدن خانهاشان عنوان میکند. طوفانی که به دلیل ایجاد تغییرات آبوهوایی رخ داده است.
حضور کارگردانانی چون «جرمی پرسیل» و «لوراین لوردن» در دنیای انیمیشنهای کودکانه با آن ایدههای ساده اما خلاقانهاشان همیشه برای کودکان یک موهبت بوده است. کارگردانانی که آهستهآهسته وارد این عرصه شده و در ابتدا با حضور در کنار دیگر انیمیشنسازان و ساخت انیمیشنهای کوتاه سعی کردهاند این دنیا را به خوبی بشناسند و سپس به عنوان کارگردان و خالقان یک اثر خودی نشان دهند. آنها با خلق کاراکترهایی که مانند هیچ کاراکتر دیگری نیستند، حتی حیواناتی نیستند که قبلاً در هیچیک از انیمیشنهای دیگر دیده شده باشند از همان ابتدا تکلیف خود را روشن میکنند و نشان میدهند که میخواهند مخاطب کودک خود را هر چه بیشتر نسبت به محیطی که در آن زندگی میکنند آگاه کنند. این دو کارگردان سالهاست در عرصهی انیمیشن کودکانه کار میکنند و میدانند چه چیزی میتواند یک کودک را پای اثر آنها بنشاند.
آنها در ابتدا با تصاویری دوبعدی هر چه سادهتر محیط روایت خود را برای کودک ترسیم میکنند. تصاویری که از رنگهایی ملایم و آرام تشکیل شدهاند و شباهت زیادی به دنیای واقعی دارند. تصاویری که انگار یک کودک برای کودکی دیگر کشیده است. بدون جزئیات گولزننده اما دارای طرحهایی هدفمند که میتواند به راحتی با واقعیت همخوانی پیدا کند. درخت و آسمان و آب و صخره و حیوانات مختلف در وجهی ساده و بدون پیچیدگیهای پرزرقوبرق تداعیکنندهی جنگلی واقعی و حیواناتی واقعی و قابلتشخیص هستند.
اونا به عنوان کاراکتر اصلی روایت با عبور از میان جایی که زندگی میکند نهتنها کاراکترها و شخصیتهایی که از کنارشان میگذرد و به آنها سلام میکند را برای مخاطب کودک خود آشنا میکند، بلکه محیطی که قرار است اتفاقات در آن رخ دهد را هم به مخاطب نشان میدهد تا کودک از همان ابتدا احساس آشنایی و صمیمیت با کاراکترها و فضایی که در آن زندگی میکنند داشته باشد. کارگردانان سپس به آهستگی کاراکترهای خود را به مخاطب بیشتر و بیشتر میشناساند و در نهایت آن اتفاق اصلی که قرار است چالشی را در برابر تمام حیوانات قرار دهد ایجاد میکند. طوفانی که قرار است رخ دهد و حیواناتی که با کمک کردن به همدیگر از این طوفان نجات پیدا کرده و میتوانند در دوستی و صمیمیت با هم زندگی کنند.
این دو کارگردان باسابقه حتی برای اینکه در میان همین روایت ساده هم مخاطب کودک دچار ملال و خستگی نشود موسیقی و شعر را وارد کردهاند و ترانههایی که از زبان کاراکترها خوانده میشود هم کودک را سر ذوق میآورد و هم پیامهای اخلاقی روایت را راحتتر به مخاطباش ابلاغ میکند. در نهایت اما آن چیزی که در این میان حیف شده عدم پرداخت کافی به دلیل تغییرات آبوهوایی و اثری است که انسان بر روی زندگی این حیوانات گذاشته است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.