پوستر فیلم پوآن

تعریف خودت از جهان چیست؟

پوآن
Puan
محصول ۲۰۲۳ – آرژانتین، برزیل، آلمان، فرانسه، ایتالیا
ژانر درام، کمدی
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

یکی از پرسش‌های پایه‌ای برای ورود به فلسفه این است که «پرسش تو در باب هستی چیست؟» از طریق این پرسش است که فرد در میان کتاب‌خانه‌ی عظیم تاریخ فلسفه به‌دنبال فلاسفه‌ای می‌گردد تا از طریق طرح مسئله‌ی آن‌ها و پاسخ‌های احتمالی به درکی درست از بحران وجودی‌ای که گرفتارش شده برسد و سپس اگر توانست پاسخی در خور را پیدا کند. داستان فیلم جدید «بنجامین نایشتات» در همکاری با «ماریا آلچه» به همین موضوع می‌پردازد.

همه‌چیز قرار است در دانشکده‌ی ادبیات و فلسفه‌ی پوآن در بوینس آیرس بگذرد؛‌درست در بحبوحه‌ی سقوط پول ملی و بحران شدید اقتصادی آرژانتین. روی دیوارهای دانشکده انواع و اقسام شعارهای مارکسیستی و بخشی از تاریخ معاصر آرژانتین را شاهد هستیم؛‌ حتی عکس‌های مبارزانی که در طول دهه‌ی ۱۹۷۰ مفقود شدند و هیچگاه بازنگشتند. روایت از زاویه‌دید یک استاد فلسفه‌ی سیاسی با نام ««مارسلو پنا» روایت می‌شود. فیلم با مرگ رئیس گروه فلسفه‌ی دانشکده، ادواردو کاسلی، آغاز می‌شود و همین تبدیل به محرک تمام رخدادهای پیش رو می‌شود. هنگامی که مارسلو برای بزرگداشت ادواردو به کتابخانه‌ی ملی می‌رود به‌طور اتفاقی با همکلاسی قدیمی‌اش، رافائل، برخورد می‌کند که برای تعطیلات به آرژانتین آمده است. رافائل در نقطه‌ی مقابل مارسلو قرار دارد. او به تحصیل و تدریس فلسفه در آلمان مشغول بوده و حال با یکی از ستاره‌های سینمای آرژانتین وارد رابطه شده و عملاً یک سلبریتی است. او فلسفه‌ی سیاسی را نه از نگاه هابز، بلکه از طریق اسپینوزا جست‌و‌جو می‌کند و سعی دارد پس از ادواردو نظمی نوین را در دانشکده برپا کند. اما مارسلو همچنان به آموزه‌های قدیمی استاد خود، ادواردو، پایبند است و سعی دارد از طریق نابرابری تعریف‌شده‌ی روسو و متونی ثابت در یک نظم خشک سکان هدایت دانشکده را بر عهده بگیرد.

کار خوبی که کارگردان‌ها انجام داده‌اند این است که موضوع رقابت بین این دو را تبدیل به یک خرده‌روایت کرده‌اند و نه متن اصلی آن. در متن اصلی روایت شاهد زندگی روزمره‌ی مارسلو هستیم که به‌یک‌باره با ورود رافائل جریان آن سینوسی می‌شود. موقعیت‌های کمدی-ابزوردی که در روایت وجود دارد باعث می‌شود مارسلو وارد هجو دنیایی شود که از سر می‌گذراند؛‌ چه در تعامل با خانواده و چه موقعیت شغلی و جایگاهی که در اجتماع دارد. مارسلو انسان محتاط و کاملاً ترسویی است که نیاز نمی‌بیند تغییری در شرایط موجود ایجاد کند. زمانی که فرزندش برای یکی از تکالیف مدرسه از او می‌خواهد سه ویژگی برتر خود را بیان کند، مارسلو برای لحظه‌ای دچار شبهه می‌شود و همین شبهه از طریق کارگردان‌ها تبدیل به بحرانی وجودی پیش رو در ذهن مارسلو خواهد شد. مارسلو در این روایت قرار است از طریق بر هم خوردن نظم ثابت زندگی‌اش دچار نوعی بلوغ فلسفی در زندگی حقیقی شود و نه صرفاً سر کلاس‌ها.

آنچه تماشای این روایت را زیبا می‌کند تزریق نشدن اجباری کمدی‌هاست. کمدی‌ها از طریق تعامل کاراکترها با یکدیگر و حتی تقابل اتفاقی‌اشان با موقعیت‌های پیش‌آمده خلق می‌شوند. ضربآهنگ بالای روایت هم دلیل دیگری‌ست که مخاطب با کمدی اثر ارتباط عمیق‌تری برقرار کند. تسلط «مارسلو سوبیوتو» در نقش مارسلو  روی مباحث فلسفی و تفسیر آن‌ها باعث می‌شود مخاطب دچار نوعی آشنایی‌زدایی در اثر شود. آنچه در این اثر چشم و ذهن را نوازش می‌دهد دوری کارگردان‌ها از سانتیمانتالیسم زرد با استفاده از اصطلاحات فلسفی است. آن‌ها با روشن‌بینی خوبی از هابز و اسپینوزا و بدبینی و خوش‌بینی صحبت به میان می‌آوند و مابه‌ازای‌اش را در روایت تصویر می‌کنند. از آن‌سو از هایدگر و کانت می‌گویند و مخاطب را در برابر هستی و تعریف خوشبختی قرار می‌دهند و در ادامه همه‌ی این نقل‌قول‌ها و تفاسیر کتابی را در اثر خود مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهند تا در انتها در میان خیابان‌های بوینس آیرس آتنی دیگر و جمهوری جدید را از طریق کاراکترها بازنویسی کنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟