داستان از آنجا آغاز میشود که «آزوساوا» با نفوذ به ادارهی امنیت ملی میخواهد فرماندار را مجبور کند از کار خود استعفا دهد. او تمام راههای ورود و خروج را بسته، زندانیان و مجرمان را آزاد کرده و کارکنان را هم به گروگان گرفته است. او حتی «آراتا» را نیز گروگان گرفته است. اما آراتا به مانند همیشه نمیتواند تسلیم شود. کارآگاهان دیگر نیز برای نجات جان گروگانها تلاش میکنند. داستان فیلم به تلاش هر یک از این افراد برای شکست آزوساوا میپردازد. اما آراتا در این بین با نیروی ذهنخوانیِ خود، بیشترین اثر را در روند داستان میگذارد. او حتی میتواند ماهیت سیبل را ببیند.
«روان-گذر » نام سریالی ژاپنیست که اولین قسمت آن در سال ۲۰۱۲ در تلویزیون ژاپن به نمایش درآمد. این سریال دربارهی گروهی کارآگاه است که موظف هستند بهوسیلهی دستگاهها و یا بهتر است بگوییم سلاحهایی که ادارهی امنیت ژاپن در اختیارشان قرار میدهد ضریبِ خطرناک بودن اشخاص را تعیین کنند. آنها براساس بالا بودن این ضریب، اشخاص را به عنوان مجرم شناسایی کرده و در برابر آنها عکسالعملهایی متناسب نیز ارائه میدهند. این دستگاهها میتوانند احساساتِ افراد را شناسایی کنند مثلاً میزان خشم افراد میتواند این ضریب را تغییر داده و باعث افزایش آن شود. این خشم نیز باعث میشود پتانسیلِ مجرم بودن و یا حتی مجرم شدن شخص افزایش بیابد. این کارآگاهان موظفاند جلوی این اشخاص را بگیرند. این سریال در ادامه فصل دو و سه خود را نیز روانه خانههای دوستداران خود کرد. سه فیلم نیز در راستای این سریالها ساخته شد و فیلم پیشرو در ادامهی فصل سوم خواهد بود. این فیلم به صورت سه اپیزود ارائه شده است و زمان تقریباً طولانی دارد.
نه تنها داستان فیلم در راستای سریال خود است بلکه آنچه بیننده از ماجراجوییهای اشخاص فیلم میبیند نیز در همان راستاست. در این فیلم نیز خلاقیت و داستانسرایی قابل قبولی را بیننده مشاهده میکند. با اینکه اشخاص زیادی در فیلم وجود دارند حتی اشخاصی که جدید وارد شدهاند اما همگی آنها فرصت بدست میآورند تا خود را در موقعیتهای مختلف فیلم نشان دهند. در واقع به خوبی به هر کدام از این شخصیتها پرداخته شده است. خلاقیت در رخ دادن اتفاقات و مسیر داستان برای رسیدن به پایان دومینووار و حساب شده است. بیننده میتواند با داستان همراه شده و با شخصیتها همزاتپنداری کند.
موسیقی گوشنواز فیلم نیز در سکانسهای مختلف و نبردهای تنگاتنگ بین اشخاص، به خوبی شنیده میشود و لذتِ دیدن فیلم را دوچندان میکند. محیط فیلم نیز به مانند سریال فضایی مرموز و تاریک دارد. تاریکی موجود در این داستان، خود نشان از تاریکیِ جامعهای دارد که سیبل سعی دارد آن را نجات دهد. اما آیا سیبل حق دارد اینگونه با دیگران رفتار کند؟ سیبل چیست و ماهیت اصلی آن چه چیز است؟ بیننده در پایان میتواند به این سوالات پاسخ دهد.
موسیقی، فضا و داستان همگی فیلم را برای دنبالکنندگاناش آماده کرده است تا از آن لذت ببرند اما مشکل اینجاست که تنها دنبالکنندگانِ سریال میتوانند با فیلم همراه شوند. فیلم شخصیت مستقلی ندارد و وابسته به داستان سریال خود است. حتی کسانی که فقط فصل اول و دوم فیلم را دیدهاند نیز نمیتوانند داستان فیلم را تشخیص دهند حتماً باید فصل سه را دیده باشند تا بتوانند سر از داستان اصلی فیلم دربیاورند. شاید اگر این فیلم مستقل از سریال خود بود، میتوانست مخاطبان بیشتری را با خود همراه کند.