پوستر فیلم نورچشمی

روند سینوسی مارتین کمبل — نام انگلیسی Protege

نورچشمی
Protege
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

اگر این فیلم را تماشا کردید و چندان چنگی به دل نزد حتماً سراغی از کارگردان‌اش بگیرید؛ مارتین کمبل. برای دنبال‌کنندگان سینمای اکشن نام او بسیار آشناست؛ کازینو رویال، افسانه‌ی زورو، ماسک زورو، لبه‌ی تاریکی و … همه‌ی این فیلم ها تنها نام یک کارگردان را در تیتراژ خود دارند؛ مارتین کمبل. او از آن دست کارگردان‌هایی است که یا اثری خوب در ژانر اکشن و هیجان‌انگیز می‌سازد یا فیلم خروجی‌اش تبدیل به یکی از شلخته‌ترین آثار همان سال می‌شود. فیلم جدید او با نام «نورچشمی» متأسفانه در زمره‌ی آثار متوسط او قرار دارد.
قاتلی اجاره‌ای با نام «مودی» هنگام انجام یک مأموریت در ویتنام دختری را که تمام خانواده‌‌اش قتل‌عام شده‌اند با خود می‌برد و پس از ۳۰ سال از او یک قاتل حرفه‌ای می‌سازد. این فیلم به مأموریت ناممکن «آنا» اختصاص دارد. کمپبل به‌سبب سبقه‌ای که در ساخت آثار اکشن هالیوودی دارد با پاسخ منفی بازیگران مواجه نمی‌شود و در آثارش همیشه چهره‌های سرشناس هالیوود خودنمایی می‌کنند. در این اثر نیز ساموئل ال.جکسون و مایکل کیتون دو چهره‌ی سرشناس هالیوودی هستند که با یکدیگر هم‌بازی شده‌اند. فیلم مانند تمام آثار کمبل از جذابیت بصری برخوردار است اما قوام یک اثر اکشن ماندگار را دارا نیست. کمپبل در آثار ضعیف خود استاد برهم زدن منطق روایی و به‌هر‌طریق رسیدن به خط پایان است. تعجیل او در این آثار چنان است که حتی دنیایی را که خود برای مخاطب ساخته و روایت را بر اساس منطق آن دنیا ارائه می‌دهد نیز نابود می‌کند.
فیلم «نورچشمی» می‌توانست اثری اکشن با رگه‌ای پررنگ از ملودرام باشد و مخاطب تشنه‌ی ژانر اکشن را سیراب کند. اما تمپوی بالای فیلم قاتل همین رگه‌ی ملودرام بود و اجازه نداد فیلم در ذهن مخاطب کمی پخته شود. زمانی که یک کارگردان باتجربه همچون کمبل پشت دوربین یک اثر اکشن قرار می‌گیرد، انتظار می‌رود با اثری روبه‌رو شویم که قابی درست را به مخاطب ارائه دهد. اما «نورچشمی» عقیم است. کارگردان سرعت اتفاقات و کنش و واکنش‌ها را بالا می‌برد تا چشم مخاطب را به‌روی ضعف‌های اساسی در فرم تصویر و روایت ببندد اما روایت او آن‌قدر ناقص است که با همین ضربآهنگ بالا آشفته‌تر هم می‌شود. گویا ضد قهرمان‌ها در این فیلم چند آدمک کاغذی بیش نیستند و انتظار می‌کشند قهرمان داستان به سراغ‌شان برود و آنها را حذف کند. قهرمان داستان در این فیلم دچار هیچ نوع چالشی نمی‌شود و روایت به‌گونه‌ای برای او چیده شد که بتواند با سرعت هرچه‌تمام‌تر به خط پایان و گره‌گشایی برسد. فیلم «نورچشمی» هر چه هست اما یک فیلم منسجم نیست. کمپبل در سال بعد اثری دیگر را روی پرده می‌برد و باید دید ترکیب لیام نیسون، مونیکا بلوچی و گای پیرس می‌تواند نجات‌دهنده‌ی کمبل از سراشیبی سقوط باشند یا خیر.