پوستر فیلم پروژه‌ی سکوت

فیلمی که نقطه‌ی قوتی نداشت

پروژه‌ی سکوت
Project silence
محصول ۲۰۲۴ – کره‌ی جنوبی
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«تائگون کیم» کار خود را با دو اثر دلهره در سینمای کره‌ی جنوبی آغاز کرد که باید گفت هر دو اثر هم قابل قبول و هم دارای استانداردهای یک دلهره‌شرقی بودند. اما این نویسنده و کارگردان در ادامه‌ی دهه‌ی ۲۰۱۰ مسیر ژانری خود را به‌سوی ملودرام، درام و کمدی-خانودگی عوض کرد و گویی با دنیای دلهره بیگانه بوده است. حال او در سال ۲۰۲۴ بار دیگر قصد دارد مخاطب را با دنیای تلفیقی خود در ژانرهای دلهره و هیجان‌انگیز روبه‌رو کند.

روایت آقای کیم به سبک بسیاری از آثاری که طی آن‌ها عده‌ای از مردم در جایی گرفتار می‌آیند و دولت را بر سر دوراهی نجات و یا چشم‌پوشی از آن‌ها قرار می‌دهند از دفتر ریاست‌جمهوری در کاخ آبی آغاز می‌شود و یکی از کاراکترهای اصلی داستان، جونگ-وون، را به تصویر می‌کشد؛ مردی که به‌ظاهر منافع حزب برای او بسیار مهم‌تر از هر اتفاق دیگری در جامعه است و قصد دارد دختر خود را برای تحصیل به اروپا بفرستد. در کنار این شخصیت‌پردازی کلیشه از کاراکتر جونگ-وون و دخترش با دیگر کاراکترهایی که قرار است در کل پرده‌ی دوم به همراه این دو اسیر آن فاجعه‌ی مد نظر کارگردان شوند آشنا می‌شویم. آقای کیم در همان پرده‌ی اول نشان می‌دهد که دیگر چندان حوصله‌ی ورود به یک اثر استاندارد در ژانر دلهره یا هیجان‌انگیز را ندارد. شاید به همین سبب است که با یکی از ضعیف‌ترین جلوه‌های ویژه در آثار کره‌ای مواجه هستیم.

آقای کیم در این اثر آن‌قدر خود را ناتوان جلوه می‌دهد که گویی با اولین فیلم فردی مواجه هستیم که هیچ درکی از روایت‌های سینمایی ندارد و انواع و اقسام آن‌ها را به وفور در سینمای کشورهایی چون ایران می‌بینیم. او حتی برای شوکه کردن مخاطب این چنین آثاری برنامه ندارد و صرفاً چند سگ را از طریق یک برنامه‌ی کامپیوتری روی یک پل در حال تخریب می‌فرستد و سپس از طریق توضیح‌صحنه‌خوانی کاراکترهای مختلف قرار است مخاطب را به «واو» گفتن و «ای خدای من» وا دارد. اما هم آقای کیم و هم مخاطب می‌دانند که چنین حربه‌هایی حداقل در سینمای تجاری کره‌ی جنوبی جواب نمی‌دهد. روایت این اثر مخاطب را به چالش نمی‌کشد و همین اصلی‌ترین نقطه‌ضعف آن است. گویی دیگر مخاطب زمانی که در برابر چنین آثاری قرار می‌گیرد در همان ۱۰ دقیقه‌ی ابتدایی کل روایت را در ذهن مرور می‌کند. در باب روایت‌های سینمای سرگرمی معمولاً چنین اتفاقی مرسوم است. اما همین مخاطب که در سینمای سرگرمی غور می‌کند انتظار دارد که کارگردان این کلیشه‌ها را در بهترین حالت ممکن در برابر او قرار دهد. به‌طور مثال در اثری این‌چنین به‌جای دیگر موجودات آزمایشی و جهش‌یافته‌ی پروژه‌های مخفی در برابر سگ‌هایی قرار می‌گیریم که به‌عنوان سرباز دچار جهش شده‌اند. مخاطب همین را از اثر می‌خواهد که این سگ‌ها از طریق قاب‌های بیشتر و بیشتر تعریف شوند و او در برابر پروژه‌ای قرار بگیرد که سطح تخریب آن بسیار زیاد است. اما در این اثر سگ‌های این پروژه تبدیل به سگ‌های ولگردی می‌شوند که در یک شب مه‌آلود به غریبه‌هایی که در خیابان قدم می‌زنند حمله می‌کنند. گویی آقای کیم مسیر سینمایی خود را گم کرده است و باید منتظر بود و دید آیا این کارگردان کره‌ای می‌تواند همان نسخه‌ی اولیه‌ی خود را در سینمای دلهره و رازآلود بازیابی کند یا دوباره به سراغ ملوردام‌ها و کمدی‌های عاشقانه و خانوادگی خواهد رفت؟

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟