پوستر فیلم دختر زندانی

به‌دنبال سرهم‌کردن ملودرامی آبکی

دختر زندانی
Prisoner's Daughter
محصول ۲۰۲۲ - آمریکا
ژانر درام
امتیاز ۰
نویسنده رامتین امانی

«کاترین هاردویک»، کارگردان ۶۷ ساله‌ی آمریکایی، که طرفداران فیلم‌های خون‌آشام معمولاً او را با کارگردانی اولین قسمت از مجموعه فیلم‌های «گرگ و میش»، محصول ۲۰۰۸، به یاد می‌آورند، در یکی از جدیدترین آثار خود، «دختر زندانی»، به سراغ یک درام کلیشه‌ای دختر و پدری هالیوودی رفته است.

فیلم «دختر زندانی» داستانی سرراست و بدون پیچش روایی دارد. «مکسین» به همراه پسر ۱۲ساله‌اش، «ازرا»، درگیر مشکل معاش هستند. او به‌عنوان مادری تنها در تأمین مخارج خانه مشقت زیادی می‌کشد و با وجود چندین شیفت کار شبانه‌روزی نمی‌تواند داروهای پسرش را تهیه کند. پسرش مبتلا به بیماری صرع یا تشنج است و نیاز او به این داروها و هزینه‌های تحصیل و زندگی مکسین را مجبور به تلاش بی‌وقفه برای پر کردن این هزینه‌ها کرده است. پدر مکسین نیز که یک درامر است و اعتیاد به مواد مخدر نیز دارد، پس از جدایی از مکسین و ازرا به‌جای کمک مالی به آن‌ها، دردسرهایی برای‌اشان ایجاد می‌کند. در این هنگام «مکس»، پدر مکسین و بوکسور سابق، که سال‌هاست در زندان به سر می‌برد به سرطان مبتلا می‌شود. به‌ همین سبب به او اجازه می‌دهند تا ماه‌های پایانی زندگی‌اش را در حبس خانگی بگذراند. مکسین که رابطه‌ی خوبی با پدرش ندارد و سال‌ها از او بی‌خبر بوده است ابتدا حضور او را نمی‌پذیرد. اما شرایط بد مالی او را قانع می‌کند تا در ازای دریافت اجاره از پدر، به حبس خانگی‌‌اش تن دهد. با ورود پدر به خانه و شکل گرفتن رابطه‌ای نزدیک بین آن‌ها، زندگی مکسین و ازرا تغییرات مثبتی به خود می‌بیند.

کارگردان «دختر زندانی» در تبدیل این قصه به یک اثر سینمایی قابل توجه شکست ‌خورده‌ است. او نتوانسته با روایتی متفاوت در خارج از مسیر کلیشه‌ها و فیلم‌های تکراری هالیوودی، از این قصه درام خلق کند. تلاش او در این امر موجب شده درام‌اش صرفاً به یک ملودارم سطحی تقلیل یابد. فیلم با صحنه‌ای در زندان آغاز می‌شود که مکس متوجه می‌شود بیمار است. در ادامه و در یک سری برش‌های موازی شرایط مالی بد مکسین و تردید مکس در بازگشت به خانه به نمایش در‌می‌آید تا لزوم رسیدن دو سر ماجرا به یکدیگر برای مخاطب عیان شود. با وجود روی‌دادن این اتفاق، مخاطب در پذیرش روابط و ویژگی‌های آن‌ها به شک می‌افتد و با وجود چهره‌های دوست‌داشتنی ازرا و مکسین نمی‌تواند آن‌ها را بپذیرد. مخاطب ازرا را در طول فیلم فقط به بیماری صرع و باهوش‌بودن می‌شناسد؛ ویژگی‌هایی که آن‌ها هم بی‌حاصل باقی می‌مانند. بیماری صرع ازرا جز با مصرف دارو و یک صحنه‌ی تشنج در پایان فیلم به نمایش درنمی‌آید و تکیه‌ی بیش از حد کارگردان به خصوصیت باهوش‌بودن این پسر، او را تک‌بعدی می‌سازد. این مشکل برای شخصیت مکسین و «جوزپ»، پدر ازرا، نیز وجود دارد. هرچند مکسین با مشغله‌های کاری‌اش به نمایش درمی‌آید اما گاهی این شوآف برای یک مادر خوب بودن از کادر بیرون می‌زند. همچنین پرداخت به شخصیت جوزپ تنها در چند سکانس صورت می‌گیرد و او در تمام طول فیلم برای مخاطب بیگانه به‌حساب می‌آید. فیلم «دختر زندانی» در انتخاب نام‌اش هم عملکرد خوبی نداشته است. تماشاگر اگر تا پایان فیلم آن را پیگیری کند، حتماً از این نام به‌عنوان نامی سهل‌انگارانه و نسنجیده یاد خواهد کرد.

در نتیجه‌ انتخاب‌هایی که هاردویک برای ساخت این فیلم کرده است تماشاگر را به شک می‌اندازند. گویی او از همان ابتدا قصد داشته یک ملودرام خلق کند و هیچ‌گاه به‌دنبال ارائه روایتی شخصی نبوده است. به‌طور مثال ترانه‌های پاپی که به‌عنوان موسیقی فیلم‌ انتخاب شده‌اند این موضوع را تایید می‌کنند. دیالوگ‌هایی که او از آن‌ها برای معرفی شخصیت‌های فیلم‌اش استفاده و تصویر می‌کند هم آن‌قدر آشنا و تکراری هستند که اگر تماشاگر چشمان‌اش را ببندد نیز فیلم را تمام و کمال می‌تواند در ذهن‌اش تصور کند. تمامی این موارد سبب شده‌اند که مخاطب از یک رابطه‌ی فوق‌العاده‌ی پدربزرگ و نوه در فیلم محروم بمانند. این رابطه که پتانسیل زیادی برای نمایش یک صمیمیت و دوستی زیبا‌ی انسانی داشت، همراه با سایر اجزای فیلم در مرداب ندانم‌ها و ساده‌نگری کارگردان غرق می‌شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟