پوستر فیلم پریسیلا

در سال درخشش بزرگان، اثر سوفیا کاپولا ستاره‌ای سقوط‌کرده بود

پریسیلا
Priscilla
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

در مرور فیلم «در معرض خطر» به دنیای سوفیا کاپولا سر زدیم. کاپولا سال‌هاست که از زیر سایه‌ی سنگین نام پدر بیرون آمده است و حال همه او را به‌عنوان یکی از فیلمسازان زن موفق در دنیای سینما می‌شناسند. آنچه در آثار سینمای کاپولا باعث کشیده شدن خط پررنگ سینمای مؤلف می‌شد، وفاداری او به آن تکه‌ی گمشده در زندگی کاراکترهای اصلی‌اش بود. حال خانم کاپولا در انتخابی عجیب سعی دارد وارد زندگی همسر الویس پریسلی فقید از طریق کتاب خاطرات این زن شود. کار این فیلم در همین ابتدا کمی مشکوک است. ما با داستان زنی روبه‌رو هستیم که هیچ چهره‌ی شاخصی در دنیای زنان نیست جز اینکه مدتی را همسر یکی از نمادهای قرن بیستم بوده است. اینکه خانم پریسیلا اگر همسر الویس نبود چه خاطره‌ی مهمی در زندگی باید می‌داشت که کارگردانی در سال ۲۰۲۳ اثری از او روی پرده ببرد، پاسخی جز خود کاراکتر الویس ندارد. در سال پیش فیلم رنگ و رو رفته‌ی الویس را با یکدیگر مرور کردیم و دیدیم که هالیوود یکی از روایت‌هایی را که می‌توانست تبدیل به ماندگارهای سینما شود، به‌راحتی تبدیل به اثری دم دستی کرد.

بگذارید ابتدا تکلیف خود را با آنچه که خانم کاپولا در این فیلم به‌دنبال‌اش بود مشخص کنیم. سوفیا کاپولا در اثر خود سعی داشت روایتی را از زنی ارائه دهد که از درون محیط بسته‌ی خانه خود را به آغوش الویس می‌اندازد و سال‌ها در عمارت ممفیس اسیر می‌شود و در نهایت الویس را [طبق اعتراف خود پریسیلا] به استقلال خود می‌فروشد. این خط همان چیزی است که خانم کاپولا در فیلم خود به‌دنبال‌اش بوده است. کاپولا در این فیلم توان پرداخت چنین خطی را در روایت ندارد. دلیل اول کاراکتر پریسیلاست و کتاب خاطراتی که سوفیا کاپولا سعی دارد به آن وفادار بماند. پریسیلا در هیچ جایی از داستان کاراکتری نیست که قادر باشد این خط روایی را برای مخاطب تصویر کند. شاید اگر خانم کاپولا قادر بود همچون اندرو دومینیک در «موطلایی» وارد بازی‌های ذهنی کاراکتر اصلی خود شود، اکنون با روایتی کاملاً زنانه و انتزاعی روبه‌رو بودیم. به‌طور مثال به سکانسی که پریسیلا و الویس در حال استعمال ال‌ای‌دی هستند توجه کنید. سوفیا کاپولا حتی برای لحظه‌ای قادر نیست این توهم ذهنی را با تلفیق موسیقی بی‌ربط همسر مهربان‌اش و قاب‌های خام و بازی کودکانه با نورهای لوستر تصویر کند. شاید برای درک بهتر این فاجعه بد نباشد به سکانس استعمال ماش‌روم در فیلم «بدترین آدم روی زمین» مراجعه کنیم.

سوفیا کاپولا، برعکس آثار قبلی خود، در این فیلم سعی کرده از بازیگرانی کمتر شناخته‌شده استفاده کند و باید گفت همین امر باعث شده به این فرضیه دامن بزنیم که همه‌ی آثار کاپولا معلول بازی خوب بازیگران حرفه‌ای (از بیل موری تا نیکول کیدمن و دیگران) بوده است. در کنار ضعف بازیگران در ارتباط با کاراکترها سقوط کاپولا در نشانه‌هایی است که ارائه می‌دهد. شاید اگر خانم کاپولا می‌توانست این‌همانی ساده‌ای بین آن سگ خانگی و کاراکتر پریسیلای اسیر در عمارت ممفیس الویس برقرار کند، حداقل می‌توانستیم نخ باریکی را در فیلم پیدا کنیم و از طریق آن خوشبینانه‌تر به فیلم بنگریم. اما گویا زمانی که یک روایت قصد سقوط داشته باشد، حتی این نشانه‌های تصویری هم در آن عقیم باقی خواهند ماند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟