پوستر فیلم شکار

همان طعمه‌های تکراری

شکار
Prey
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در بخشی از پروژه‌های نتفلیکس شاهد این هستیم که این کمپانی بزرگ توزیع و تولید آثار سینمایی سعی دارد روایت‌های کلیشه‌ای را که پیش از این در سینمای هالیوود روی پرده رفته‌اند، در دیگر سینماها و لوکیشن‌هایی متفاوت تصویر کند. فیلم «شکار» یکی از این آثار است که نتفلیکس در آلمان آن را تولید کرده است. ۵ جوان در تفریح مجردی و پیش از عروسی «رومن» به جنگلی دورافتاده می‌رسند. اما درست هنگامی که برای بازگشت به خانه قصد سوار شدن به خودروی خود را دارند، شلیک تیر از درون جنگل مانع از سوار شدن آن‌ها می‌شود و این شروع تعقیب و گریزی مرگبار در دل جنگل است.
این روایت درست مانند ده‌ها روایت هالیوودی که در آن‌ها عده‌ای ماجراجوی جوان در دام شکارچی بی‌رحم و ناشناسی می‌افتند قرار است مخاطب را همراه خود کند. اما چه نکته‌ای باعث این می‌شود که یک پلات هیجان‌انگیز در تصویر خود قادر نیست مخاطب علاقه‌مند به این ژانر را راضی نگاه دارد؟ شاید مهم‌ترین علت آن کمیت لنگ روایت در نقاط عطف خود و به‌تبع آن در همبستگی میان پرده‌های روایت است. این فیلم قادر نیست تعلیق ایجاد کند و این یعنی اولین گام در یک اثر هیجان‌انگیز کج برداشته شده است. کاراکترها همانند خود روایت رها هستند و فضای فیلم در این آشفتگی لحظه‌به‌لحظه سردتر می‌شود.
این روایت دارای منطقی روایی نیست و کارگردان از همان ابتدا قادر نیست چنین اثری را به سرانجام برساند. غلوشدگی در چهره‌ی بازیگران و توضیجات بیش‌ازحد آن‌ها در باب اتفاقات نشان از ناتوانی کارگردان در ارائه‌ی روایتی از جنس سینماست. این فیلم علی‌رغم لوکیشن مستعدش در به تصویر کشیدن اثری در ژانر دلهره یا هیجان‌انگیز، قادر نیست این تعقیب و گریز مرگ‌بار را سینمایی کند. اگر بخواهم ساده‌تر بیان کنم، باید گفت که این فیلم عریان است. کاراکترها در این دنیای ساخته‌ی ذهن کارگردان حیران و سردرگم مانده‌اند. کارگردان حتی سعی نکرده فیلم را، جدای از زاویه‌دید سوم‌شخص و گه‌گاه اول‌شخص از زاویه‌دید رومن، تبدیل به یک کپی خوب از آثار مشابه کند.
این فیلم قادر نیست آن ارتباط معنایی بین شکارچی و شکارهای‌اش را به‌تصویر بکشد. شاید باید افسوس خورد به حال فیلمی که مخاطب در همان ده‌ دقیقه‌ی اول تمام حوادث پیش رو را تشخیص دهد. این یعنی روایت دچار هیچ نوع پیچشی نیست و کارگردان ترسوی آن سعی کرده روی مسیر عریض کلیشه حرکت کند. از سویی دیگر بازیگران هم نمی‌توانند و قادر نیستند آن نقش‌هایی که برای‌شان تعریف شده را ارائه دهند. این ناهماهنگی آن چنان است که گاهی بازیگران زودتر از زمان تعیین شده وارد یک دیالوگ می‌شوند و حتی در برخی موارد زودتر از آن زمانی که برای واکنش آن‌ها در نظر گرفته شده است، شروع به نشان دادن واکنش می‌کنند. تمام این‌ها سبب می‌شود تا این اثری که قرار بود در نظر مخاطب هیجان‌انگیز به‌نظر برسد تبدیل به اثری رخوت‌بار و در بعضی سکانس‌ها مضحک شود. در نهایت نمی‌توان این فیلم را روایتی کادربندی‌شده در سینمای هیجان‌انگیز دانست چرا که بازیگران در حال بازی نقش‌ها و ادای دیالوگ‌هایی هستند که به آن‌ها تحمیل شده است.