پوستر فیلم بی‌گناه فرضی

انعطاف در روایت

بی‌گناه فرضی
Presumed Innocent
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

بالاخره قسمت آخر مینی‌سریال «بی‌گناه فرضی» منتشر شد. به‌همین سبب بود که در مرور گذشته به اثر سینمایی آقای «پاکولا» در سال ۱۹۹۰ پرداختیم. حال به‌راحتی می‌توانیم آنچه را که در دو اثر رخ داده با یکدیگر قیاس کنیم. آقای «دیوی ای کلی» با سابقه‌ی وکالت و دو دهه نویسندگی خیزی جدید برای اقتباس از رمان آقای «اسکات تورو» برداشته است. او این اقتباس جدید را نه سینمایی، بلکه به‌صورت یک روایت گسترده و دخیل کردن همه‌ی کاراکترهای فرعی انجام داده است. آقای کلی در نگارش این اقتباس سعی دارد مخاطب را این‌بار در شهر واقعی شیکاگو به میان خانواده‌ی «راستی سبیچ» معروف ببرد. سبیچ در این اثر دو فرزند نوجوان دارد و به‌نوعی در همان قسمت اول فضای گرم این خانواده مخاطب را همچون اثر سینمایی درگیر خود می‌کند.

تماشای اثر سینمایی قبل از این مینی‌سریال نه‌تنها باعث نمی‌شود که روایت را از دست بدهید، بلکه به‌خوبی از گستردگی زیبایی که آقای کلی ایجاد کرده لذت می‌برید. در مینی‌سریال هشت قسمتی دیگر قرار نیست همه‌ی رخدادها را از زاویه‌دید سبیچ مشاهده کنیم. در اینجا هر کدام از کاراکترا خطی روایی مخصوص‌به‌خود دارند؛ از تامی مولتو تا ریموند هورگان، باربارا و دو فرزند راستی سبیچ. در این مینی‌سریال، برعکس رمان و اثر سینمایی، روایت در میان این خطوط خود را نمایان می‌کند. دیگر قرار نیست کارولین تبدیل به آن زن اغواگر در فلش‌بک‌های ذهنی راستی سبیچ شود و خالق اثر سوء‌ظن را میان همه‌ی کاراکترها به مساوات تقسیم می‌کند. خاصیت یک اثر جنایی جز این نیست.

آقای کلی در اثر خود رخدادهای پیش از اولین جلسه‌ی دادگاه را در ۴ قسمت روایت می‌‌کند و مخاطب با آن بخش درام دادگاهی از قسمت پنجم مواجه می‌شود. او در نگاه ژانری به روایت خود سعی دارد رازآلودگی و المان‌های یک اثر جنایی را پررنگ‌تر کند تا مخاطب بیشتر و بهتر با این فضای خاکستری آشنا شود. از سویی دیگر با پررنگ‌شدن حضور باربارا در این اثر، تیک‌های عصبی راستی سبیچ، خودویرانگری و خودتحقیری ناخودآگاه تامی مولتو و در نهایت سرگشتگی عاطفی کارولین با اثری روانکاوانه نیز مواجه هستیم. آقای کلی در کل روایت فقط این مناسبات را به‌تصویر می‌کشد و این مخاطب است که از طریق تعامل‌ها، نماهای بسته و در نهایت تیک‌ها و موتیف‌ها ترکیبی از خیانت، ترس از تنهایی، طردشدگی عاطفی منجر به تحقیر و انتقام، تک‌بعدی بودن، تلاش برای نگاه داشتن یک رابطه، سد محکم تعهد حتی با وجود خیانت‌های واضح طرف مقابل، دوراهی انتخاب و در نهایت ارتکاب جنایت برای از دست ندادن داشته‌ها را شاهد است و نسبت به هر کدام واکنشی از سر خشم، هیجان، لذت و سمپاتی دارد. از سویی دیگر نباید تلاش‌های خانم اسویتسکی و آقای ییتینس را نادیده گرفت که از طریق قاب‌های خود این تعلیق را بیشتر و بیشتر به درون روایت تزریق می‌کردند. شاید یکی از به‌یاد‌ماندنی‌ترین شات‌های موتیف در این اثر تعلیق دوربین در نمایی باز بر فراز شهر شیکاگو بود که مخاطب طی ۷ قسمت دائم این تعلیق و تکانه‌ی نرم دوربین را همچون تعلیق داستانی می‌پذیرفت و در قسمت هشت این دوربین معلق و در حال تکان خوردن نرم تبدیل به دوربینی ثابت در آسمانی آفتابی بر فراز این شهر خشن شد.

آنچه که مشخص است این مینی‌سریال با نگاهی آزاد به اثر ادبی باعث می‌شود رمان آقای اسکات تورو تبدیل به اثری کاملاً منعطف شود که هر فیلمسازی در سینما به‌راحتی می‌تواند قاتل، هدف او از قتل و در نهایت ساختار روایت را تغییر دهد؛‌ بی‌آنکه خط اصلی روایت دچار آسیب شود. آنچه طی این مدت شاهد بودیم تلاش دنیای مینی‌سریال‌ها برای اقتباس‌هایی هوشمند از آثار ادبی و سینمایی دهه‌های گذشته است. از «ریپلی» تا «بی‌گناه فرضی» این گستردگی روایت باعث شده مخاطب مشتاق به تماشای نسخه‌ی سینمایی شود. مینی‌سریال‌ها بایستی همین کارکرد را داشته باشند و تبدیل به آثار بلند سینمایی شوند که مخاطب را در یک روایت یکپارچه به درون رخدادها می‌برد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟