«آتوم» با دوستپسرش در رستورانی نشسته و از او تشکر میکند که فرصتی دوباره به او داده است تا با هم باشند. پیشخدمت رستوران صورتحساب را میآورد. ایتان کیف پولاش را باز میکند و با اینکه در آن مقدار زیادی وجهنقد است اما از آتوم میخواهد پول رستوران را پرداخت کند. آتوم نیز که مشخص است جزو آدمهایی میباشد که توان «نه» گفتن را ندارد، میپذیرد این کار را انجام دهد.
فیلم «هیاهوی بچه -بیبی بوم-» محصول ۱۹۸۷ داستان زنی -جیسی- موفق است که با دوستپسرش زندگی میکند. هر دوی آنها در کاری که انجام میدهند موفق هستند و از زندگی عاشقانهای که با هم دارند و از اوضاع موجودشان کاملاً راضی هستند. تا اینکه ورود کودکی ناگهانی زندگی آنها را از تعادل خارج میکند. جیسی بعد از مرگ یکی از اقواماش باید فرزند او را نگهداری کند و اما دوستپسرش که این توانایی را در خود نمیبیند از او جدا میشود و کمی بعد جیسی کارش را هم از دست میدهد. او در مسیر داستان فیلم سعی میکند این کودک را در زندگی خودش جای دهد و دوباره بهمانند گذشته کنترل همهچیز را در دست بگیرد. فیلم «مثبت» نیز داستان زندگی آتوم است که کاملاً ناگهانی تست بارداری خود را مثبت میبیند و تلاش میکند خود را با شرایط جدید وفق دهد. او که هنوز در رابطهاش با ایتان -با توجه به رفتارهای دوگانهی ایتان- دچار سردرگمی بوده است، نمیداند چگونه باید با موضوع بچه نیز کنار بیاید. گفتن این موضوع به ایتان باعث میشود ایتان به کلی خود را از زندگی آتوم خارج کند و او را تنها گذارد.
فیلم «مثبت» اگرچه در ظاهر به نظر فیلمی جذاب میآید اما با برشهای ناگهانی در مسیر داستان خود و پریدن از این موضوع بر موضوع دیگر باعث شده ما با فیلمی کاملاً آشفته روبهرو باشیم که هیچ منطق روایی ندارد و با داستانی باریبههرجهت روایت خود را تا انتها بکشاند. فیلم در ابتدا با سکانسی آغاز میشود که میخواهد به رابطهی ایتان و آتوم بپردازد اما نه مشخص است دقیقاً چرا رابطهی گذشتهی آنها بهمخورده و نه مشخص است چرا حالا دوباره به هم روی آوردهاند؟ سپس فیلم سعی کرده به آتوم و ایرادهای رفتاری او که همان «نه» نگفتن است، بپردازد اما این اتفاق در چند سکانس کوتاه نشان داده میشود و این پرداخت به شخصیت آتوم نیز به مانند رابطهی او و ایتان در هوا رها میشود. حال نوبت بچهدار شدن ناگهانی آتوم است و در نهایت نیز داستان به سمت انتقامگیری آتوم از ایتان میرود. این انتقامگیری که آتوم به همراه دوستاش -که او نیز شخصیتی مبهم دارد- در نیمهی دوم داستان انجام میدهند هم به احمقانهترین شکل ممکن رخ میدهد و ازاینروست که داستان بیش از پیش بدون محتوا و هدف مشخصی به پایان میرسد. هیچ کدام از شخصیتها پرداخت درستی ندارند و دلایل انجام کارهاشان سطحی و بدون منطق خاصی نشان داده شده است. با مقایسهی تنها طرح کلی این فیلم با فیلم «هیاهوی بچه» کاملاً مشخص خواهد شد که چرا فیلم مثالزده شده بعد از گذشت سالها هنوز هم جزو فیلمهای خوب در این ژانر است و چرا فیلمی مانند «مثبت» حتی بینندهی خود را تا پایان داستاناش نیز با خود همراه نمیکند.