پس چه کسی من را نجات میدهد؟
«مارلنا» سالهاست با همسر الکلی خود زندگی میکند. او یک دختر و یک پسر جوان دارد که مدتهاست هر یک راه خود را رفته و دیگر با مادر و پدر زندگی نمیکنند. مارلنا به عنوان خدمتکار در یک مدرسه مشغول بهکار است و تنها دوستی که دارد دختر جوانیست که در این مدرسه با او کار میکند. این دختر جوان به مارلنا یاد میدهد چگونه میتواند از تلفن موبایل خود به صورت تصویری با فرزنداناش حرف بزنید و وارد برنامههای چت و گفتوگو با افراد مختلف شود. مارلنا از طریق یکی از این برنامهها با مردی با نام «برونو» آشنا میشود که به او ابراز علاقه میکند.
تصویر کردن یک داستان ساده به صورت صادقانه و بدون هیچ قضاوتی به مخاطب اجازه میدهد در مسیر روایت با مشاهدهی شخصیتهای اصلی و فرعی خود را جای تکتک این افراد گذارد و به درک درستی از زندگی آنها برسد. در نهایت هم از دیدگاه خود یا به قضاوت شخصیتها دست بزند یا بدون قضاوت از آنچه دیده درس عبرت بگیرد و سعی کند در زندگی شخصی خود از آن بهره ببرد. کارگردان و نویسندهی تازهکار لهستانی، «آندری منکووسکی»، در اولین تجربهی فیلمسازی خود، بعد از ساخت چند فیلم کوتاه سعی کرده است یک روایت ساده را در برابر مخاطب قرار دهد. او وارد یک روستای کوچک شده و با دنبال کردن مارلنا دست به تصویر کردن زندگی او زده است. مارلنا زنی آرام و مذهبی است که همواره با پند و اندرزهای کشیش روستا تلاش میکند سرنوشت خود را بپذیرد. او بنا به گفتههای کشیش باید مدام از همسر الکلی خود مراقبت کند و بدون هیچ شکایتی به زندگی ادامه دهد. آشنایی مارلنا با برونویی که او را زیبا، جذاب و دوستداشتنی میبیند باعث میشود او بعد از سالها وجوه زنانه و زیبایی خود را ببیند و بخواهد زندگیاش را تغییر دهد. در این مسیر اما مشخص میشود برونو هم فقط برای استفاده از او در او جذابیت دیده و بهنظر میرسد هیچکس مارلنا را فقط برای خودش دوست ندارد.
منکووسکی با یک سانحه روایت خود را آغاز میکند و سپس با فلشبکی راه رسیدن مارلنا به درون این ماشین و تصادف رخ داره را شرح میدهد. روایت منکووسکی آرام و با تأمل است. او عجلهای برای بیان داستان خود ندارد و میداند در یک روستای دورافتاده و سرد در گوشهای از کشور لهستان قرار نیست اتفاقات متحیرکنندهای رخ دهد. مردم روستا هر یکشنبه به کلیسا میروند و اجتماعات مذهبی یکی از مهمترین اتفاقات هفتگی آنها است. منکووسکی آرام و ساده مارلنا را دنبال میکند. دیالوگ و مکالمات کم هستند و آنچه دیده میشود همان چیزی است که قرار است مخاطب از اتفاقات درک کند. دوربین با مدیومشات و کلوزآپ احساسات مارلنا را تصویر میکند و حتی به مخاطب اجازه میدهد با شنیدن مکالمات میان او و کشیش از عمق افکار مارلنا نیز آگاه شود. افکاری که تنها نیاز به چند جملهی کوتاه دارند تا بتوانند بهتر مارلنا را برای مخاطب تشریح کنند. منکووسکی توانسته به خوبی با شرح شخصیتها و البته بازی خوب بازیگران به ویژه بازیگر شخصیت مارلنا باعث شود مخاطب بتواند تغییر رفتار مارلنا و تصمیماش را برای نجات خود درک کند. منطق روایی درست داستان و اهمیت به جزئیات داستانی از المانهای مهمی است که منکووسکی به آن توجه کرده و نشان میدهد میتواند آیندهای روشن را پیش روی خود داشته باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.