پوستر فیلم لطفا مرا نجات نده

ما قول دادیم امروز بستنی بخوریم

لطفا مرا نجات نده
Please Don’t Save Me
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«سون» با دیدن پیام‌های متمادی پدر که از او عذرخواهی می‌کند آنها را به مادرش نشان می‌دهد و از مادر می‌خواهد که گوشی خود را نگاه کند. مادر هم با نگاه کردن به گوشی‌اش به ناگاه چهره‌اش تغییر کرده و بهت و نگرانی و سپس اشک در آن دیده می‌شود. پدر سون با انداختن خود در درون دریاچه‌ای به زندگی خود پایان داده است.
«خودکشی» واژه‌ای به شدت تلخ و غمبار است. واژه‌ای که در پس پشت آن می‌تواند حرف‌های بسیاری نهفته باشد. اینکه چه اتفاقی می‌افتد تا کسی حاضر می‌شود دست به این کار بزند خود منجر به سؤالاتی روان‌شناسانه می‌شود که به ریشه‌های عمیق درونی و احساسی فرد خودکشی‌کننده باز می‌گردد. فیلم‌های بسیاری نیز به این موضوع پرداخته‌اند که در این میان فیلم «قاره هفتم» (۱۹۸۹) اثر میشل هانکه اثری فاخر در این باب است که تفاوتی اساسی با دیگر آثار دارد. این فیلم با تمرکز بر روی یک خانواده‌ی اتریشی سیر سقوط این خانواده را نشان می‌دهد که چگونه به سمت خودکشی دسته‌جمعی کشیده می‌شوند. فیلم «لطفاً مرا نجات نده» اما در مسیری متفاوت و با تمرکز بر روی شخصیت دختر دوازده ساله‌ی خانواده سعی کرده است اثر خودکشی پدر را در روح و روان او به تصویر درآورد.
فیلم «لطفاً مرا نجات نده» با دنبال کردن شخصیت سون و نشان دادن اتفاقات زندگی او و مادرش از زاویه‌ی دید این دختر کوچک ما را با خود همراه کرده و توانسته است اثر داستان خود را بر ما بگذارد. سون و مادرش با رفتن به خانه‌ای جدید تلاش می‌کنند بتوانند با اتفاق رخ داده کنار آمده و زندگی جدیدی را آغاز کنند. رفتن سون به مدرسه‌ای جدید با توجه یکی از هم‌کلاسی‌های او به نام «جونگ-گوک» همراه می‌شود. توجهی که رفته‌رفته منجر به ارتباط عمیق میان این پسر دوازده ساله با سون می‌گردد. اما یکی از زیبایی‌های این فیلم در آن است که این رابطه بنا به سن کودکان مورد توجه در داستان هرگز پای‌اش فراتر از یک احساس عمیق دوستی و مهربانی نمی‌رود و کارگردان تازه‌کار فیلم سعی نکرده است مانند بسیاری از فیلم‌های نوجوانانه‌ی دیگر به این رابطه رنگ و بویی عاشقانه و حتی آبکی دهد. درواقع معصومیت نگاه جونگ زمانی که تلاش می‌کند سون را به عنوان انسانی خاص و مرموز ببیند و بشناسد باعث شده است اثر این رابطه‌ی دوستانه و البته عاشقانه اما از دیدی دیگر، نیز بیشتر گردد. اینکه انسان‌ها تا چه میزان می‌توانند در زندگی یکدیگر اثر گذارند حتی اگر کودک باشند. این فیلم با نشان دادن تلاش جونگ برای درک سون باعث می‌شود سون برای ما هم آهسته‌آهسته قابل درک شود. سون هم برای درک پدر و چرایی کار پدر تلاش می‌کند. شخصیت‌پردازی داستان و توجه خاص به این دو نفر و حتی غافل نبودن فیلم از جونگ و احساسات او و خانواده‌ی او -مادر و برادرش- باعث شده است درک تمام رخدادهای دومینووار داستان به سادگی و البته به تلخی رخ دهد.
فیلم «لطفاً مرا نجات نده» اگر چه در روایت خود به سون و احساسات او برای درک اتفاق رخداده توجه کرده اما با نشان دادن مادر و رفتارهای عجیب او از همان ابتدا این شخصیت را هم برای ما به گونه‌ای به تصویر کشیده است. مادری که همیشه بیش‌ازاندازه خوشحال به نظر می‌رسد اما تمام لبخندهای‌اش از غم و ناراحتی حرف می‌زنند و به دخترش مدام دروغ می‌گوید، چیزی جز یک شخصیت افسرده و تنها و خسته را نشان‌مان نمی‌دهد. از این روست که این شخصیت هم برای ما قابل‌پذیرش است اگرچه پرداخت بیشتر به دلایل اتفاقات پیرامونی مادر، این فیلم را از آنچه که بود نیز بسیار بهتر می‌کرد.
نکته‌ی قابل‌توجه دیگر این فیلم را باید در میزانسن آن دانست. خانه‌ای که سون و مادر در آن زندگی می‌کنند خود یکی از دلایلی است که درک احساسات آنها را برای ما آسان کرده است. خانه‌ای که در واقع یک اتاق است و از سردی و افسردگی این خانواده‌ی دو نفره حرف می‌زند درصورتی که خانه‌ی جونگ گرما و زندگی را در خود نشان می‌دهد. بازی بازیگران فیلم نیز در ارتباط برقرار کردن با شخصیت‌های داستان بسیار اثرگذاربوده و دیدن این داستان تلخ را سخت کرده است.