پوستر فیلم خود را به مردن زدن

در دنیای این روایت‌ها هیچ خبری نیست

خود را به مردن زدن
Play Dead
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

«پاتریک لوسیر» در اصل تدوین‌گر است و در کنار آن چند تله‌تئاتر و سریال تلویزیونی هم ساخته است. سیاهه‌ی آثاری که او در آن‌ها همکاری داشته بسیار بلند است. اگر به‌ازای هر کدام از این آثار یک تکنیک فیلم‌سازی هم توسط این تدوینگر فرا گرفته می‌شد، اکنون فیلم اول‌اش قابی دیگر داشت. حال این تدوینگر باسابقه در اولین اثر جدی سینمایی خود روایت‌گر خواهر و برادری است که با یک باند قاچاق اعضای انسان درگیر می‌شوند.
بعضی فیلم‌ها از همان ابتدا فریاد می‌زنند که مرا تماشا نکنید. همان‌قدر که تعداد آثار در سینمای دلهره بسیار است، مخاطب این ژانر نیز با اختلاف بیشتر از دیگر ژانرهای سینمایی‌ست. چنین مخاطبی از هر کارگردانی در این ژانر انتظار دارد که حتی کلیشه‌ها را در ساختاری درست به او ارائه کند. آقای لوسیر اما نه تعریف ذهنی درستی از ژانر دلهره دارد و نه قادر است آن را در حد یک نما به مخاطب ارائه دهد. این فیلم علی‌رغم ادعایی که دارد در هیچ دسته‌بندی‌ای از ژانر دلهره قرار نمی‌گیرد. در این اثر با یک روایت هیجان‌انگیز نیمه‌کاره مواجه هستیم که قرار است در پرده‌ی دوم به تعقیب‌و‌گریز بپردازد. این تعقیب‌و‌گریز بیشتر شبیه داستان‌های تام‌و‌جری است. دختر داستان موش ضد ضربه و مسئول مرکز پزشکی‌قانونی همچون گربه دائم ضربه می‌خورد. آقای لوسیر گویا از این آگاه نیست که در مدیوم سینما کار می‌کند و این حماقت را تا انتهای داستان ادامه می‌دهد.
در چنین اثری که نه روایت درستی دارد و نه ژانربندی مستحکمی، ضعف شخصیت‌پردازی کارگردان از کاراکترها نیز عذابی دیگر است. در چنین روایتی نباید انتظار داشت که بازیگران قادر باشند به درک درستی از کاراکترها برسند. به‌همین سبب است که نقش‌آفرینی بازیگران این فیلم در درجه‌ای حتی پائین‌تر از آثار سینمای گروه ب قرار دارد. «بیلی مدیسون» که در دوران کودکی‌اش در کنار بازیگرانی چون ناتالی پورتمن بازی کرده است، در دوران جوانی شبیه بازیگر درجه‌چندمی شده که فقط توسط کارگردان‌هایی چون لوسیر به خدمت گرفته می‌شود. این فیلم آن‌قدر زیر تلی از نقص ساختاری و روایی پنهان شده که جایی برای جان گرفتن چند ثانیه‌ای روایت باقی نمی‌ماند.
آقای لوسیر افتتاحیه‌ی فیلم را همچون آثار سینمای مستقل و گاه با دوربین روی دست و مدیوم‌شات‌ها آغاز می‌کند. کاش روایت او تبدیل به یک درام می‌شد و این‌گونه در دام هیجان نمی‌افتاد. او به‌راحتی می‌توانست زندگی این خواهر و برادر را تبدیل به درامی زیبا کند. او می‌توانست این خواهر و برادر را در جنگ با سیستم ناعادلانه‌ی تأمین اجتماعی تصویر کند. پیرنگ او در پرده‌ی اول چنین خاصیتی را دارد. اما ذهن آقای لوسیر همچون کف روی آب در جای دیگری سیر می‌کند. او تدوین‌گر فرنچایزی چون «جیغ» بوده و آن‌قدر با ژانر دلهره درگیر بوده که لاجرم جز کلیشه‌های این ژانر در ذهن‌اش نقش نمی‌بندد. این تدوین‌گر باسابقه حتی یک درصد از تجربه‌ی کاری خود را در اثر سینمایی‌ای که خودش کارگردان آن بوده به‌کار نبرده است. این فیلم در خوشبینانه‌ترین حالت جز یک هیجان‌انگیز کاغذی چیزی نیست. مخاطب ژانر دلهره در دهه‌ی ۲۰۲۰ به روایت‌هایی ساختارمند واکنش مثبت نشان می‌دهد و آثاری چون فیلم آقای لوسیر در همان ابتدا از ذهن او پاک خواهند شد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟