پوستر فیلم مامان کوچولو

خانم سیاما همچنان تب تندی در باب توهمات ذهنی‌اش دارد

مامان کوچولو
Petite Maman
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«سلین سیاما» در دسته‌ی کارگردان‌هایی قرار می‌گیرد که فقط و فقط توسط رسانه‌ها بزرگ شده است و آثاری که از او دیده‌ایم جز بیهوده‌گویی‌های تصویری یک فمینیست سانتیمانتال چیز دیگری نبوده است؛ از «تام‌بوی» تا «پرتره‌ی زنی در آتش»، همه‌ی چیزی که در دنیای خانم سیاما می‌گذرد دنیای بدون مردی است که در آن زن هم سوژه است و هم ابژه. مدت‌هاست که چنین تفکر رادیکال و جنسیت‌زده‌ای در تقابل با دنیای مردسالار به پایان رسیده است. اما ظاهراً سینمای روشنفکری فرانسه همچنان مانند کبک سر در برف دارد و همچون قبله‌‌ی جدیدش، هالیوود، سعی دارد فمینیسم را محدود به همبستری دو زن در رختخواب کند. حال این کارگردان فرانسوی در جدیدترین اثر خود وارد بازی کودکانه و فانتزی یک دختر با نام «نلی» و مادرش، «ماریون»، شده است.
احتمالاً اگر فیلم زیبای «محوطه‌ی بازی» را تماشا نکرده‌اید، بهتر است قبل از این فیلم آن را تماشا کنید. این فیلم داستان مادر و دختری با نام‌های ماریون و نلی است. مادربزرگ نلی که هم‌نام اوست به‌تازگی فوت کرده و حال این خانواده قرار است به خانه‌ی مادربزرگ رفته و اسباب‌و‌اثاثیه را سروسامانی دهند. نلی در حین بازی در جنگل به دخترکی هم‌سن خود برمی‌خورد و با او دوست می‌شود. او در یک لوپ دوباره وارد خانه‌ی مادربزرگ می‌شود؛ این دختر کودکی مادرش است و نلی به‌مرور این قضیه را متوجه می‌شود. پلات فیلم جذاب به‌نظر می‌رسد. اما اولین و مهم‌ترین مشکل فیلم نلی و جهان‌بینی‌ او به‌عنوان کودک است. آیا خانم سیاما قبل از دیالوگ‌نویسی به این موضوع فکر نکرده است؟ اینکه این دختر در نقش مرشد داستان سعی دارد همه‌چیز را حل کند و جملاتی از دهان او خارج می‌شود که بعید است یک دختر هفت ساله چنین سلیس و روان بتواند مسائل را حلاجی کند. در هر حال کارگردان این دختر را محور روایت خود قرار می‌دهد و پیش می‌رود.
حال به تنها مرد داستان می‌رسیم؛ پدر نلی. همان‌طور که از جهان‌بینی خانم سیاما باخبریم این مرد هم در داستان او یک اخته‌ی منفعل است که همیشه نیش‌اش تا بناگوش باز است. او حتی توان تصمیم ندارد و ماریون و نلی هستند که تصمیم‌های نهایی را می‌گیرند. اینکه خانم سیاما و هم‌فکران‌اش احساس می‌کنند برای جنگ با یک غلط باید آن را حذف کرد، به‌ بیان خودشان بسیار جنسیت‌زده است. در این فیلم تنها مرد داستان تبدیل به کاراکتری شده است که حتی چوب‌های خشک خانه‌ی جنگلی ماریون نقش پررنگ‌تری نسبت به او دارند. کارگردان باز هم دست برنمی‌دارد و در یک لوپ زمانی که همچون کرم‌چاله است، نلی را دوباره در معرض مادر و مادربزرگ در گذشته قرار می‌دهد. نلی در خانه‌ی مادربزرگ و مادر و بدون حضور پدر تجلی می‌یابد و گویی خانم سیاما در کل دوست دارد که تولد هم بدون دخالت مرد، فقط‌و‌فقط زن را به دنیا هدیه دهد. این فانتزی زنانه و نفی‌کننده‌ی جنسیت مرد را فقط می‌توان در این بزک‌شده‌های سینمای روشنفکری امثال خانم سیاما دید. گویا این دسته از فیلم‌سازان توانایی تمیز دادن بسیاری از مسائل را ندارند.
در بالا از فیلم «محوطه‌ی بازی» نام بردیم. در آن فیلم هم اتفاقاً نقش مرکزی فیلم را یک دختر هفت‌ساله با نام نورا برعهده داشت. اما کارگردان در محوطه‌ی بازی با تمام وجود سعی کرده دنیایی که نورا می‌بیند (با همان نگاه کودکانه و معصوم‌اش) را تصویر کند و هیچ کار اضافه‌ای نمی‌کند. او حتی وارد قضاوت نمی‌شود. اما در عوض خانم سیاما بسیار راحت نلی را در حد یک جامعه‌شناس، روانکاو و فیلسوف بالا می‌برد، تا جایی که مخاطب در نیمه‌ی دوم فیلم احساس می‌کند نلی یک دختر ۳۰ ساله است. تا زمانی که فیلم‌سازانی چون سلین سیاما با حضور تبلیغات گسترده تبدیل به تیتر اول مجلات و سایت‌های سینمایی می‌شوند، نمی‌توان انتظار داشت زن فراموش‌شده بتواند در مناسبات این جهان دچار احقاق حق شود.