روایتهایی که درونمایههای روز اجتماعی را در خود دارند همیشه قابل احترام هستند؛ بهخصوص درونمایههایی که به مقولات پیرامونی نوجوانهای امروزی میپردازند. خانم «فلورنسیا وهبی» در جدیدترین اثر خود سعی دارد وارد یکی از این دست درونمایهها شود. یکی از این مقولهها اختلال دیسمورفیا یا تنفر از بدن است. همه میدانیم که این اختلال روانی در نتیجهی هجوم تبلیغات ولاگرها و بلاگرها و شرکتهای آرایشی و بهداشتی در شبکههای اجتماعی است. دختران نوجوانی که کمی نسبت به دیگران بدنی باربیگونه ندارند و بهنوعی دچار اضافهوزن هستند، وقتی در برابر این هجوم تبلیغات و دنیای پیرامن خود قرار میگیرند دچار نوعی یأس میشوند و همین مسئله باعث اقدام به اعمالی میشود که نتیجهی خوبی برای سلامتی آنها ندارد؛ پکیجهای لاغری و هر آن چیزی که باعث شود آنها در مدت زمان کمتری بتوانند به بدن ایدهآل مد نظرشان برسند.
خانم وهبی از طریق کاراکتر اصلی خود که دختری نوجوان با نام «پائولا»ست سعی دارد وارد این درونمایه شود. پائولای نوجوان بههمراه پدر و مادر و خواهر بزرگتر خود زندگی میکند. خانم وهبی در افتتاحیهی روایت پائولا را بههمراه سه دوست صمیمی خود تصویر میکند که قبل از ورود به محوطهی مدرسه در حال سیگار کشیدن هستند و هر کدام از طریق نماهای اکستریمکلوزآپ مخاطب را بهلحاظ ذهنی آمادهی ورود به یک مالیخولیای روایی میکنند. پس از این افتتاحیه با تیتراژ کلاژگونهی خانم وهبی روبهرو میشویم که باید گفت خودش یک اثر هنری است و پس از پایان روایت بارها و بارها حسرت این تکنیکهای بصری را میخوریم.
همانطور که در بند اول ذکر شد پائولا در حال ورود به اختلال روانی دیسمورفیاست و کارگردان در اولین نمایی که از پائولا در خانه تصویر میکند این اختلال را به رخ میکشد؛ لباس مهمانی خواهر به تن پائولا نمیرود و همین باعث عذاب او میشود. از سویی دیگر دختران ترکهای که دوستان صمیمی پائولا هستند این درد را تازه و تازهتر میکنند. خانم وهبی از همین نقطه دیگر نمیداند در کجای دنیای پائولا قرار دارد. او هم سعی دارد مناسبات سینمای تجاری را حفظ کند و هم ورود به زیباییشناسی مد نظر آثار سینمای هنری و مستقل او را وسوسه میکند. این دو دنیای متفاوت در روایت این کارگردان باعث سردرگمی منطق روایی میشود و فیلم را وارد روایتی خطی و از پیشتعیینشده میکند که گویی پایان آن برای هر مخاطبی عیان است. البته که قرار نیست مخاطب دائم در طول روایت از طریق کارگردان دچار شگفتی شود، اما مشکل آنجاست که برخی روایتها قرار نیست ارزش افزودهای را در پرداخت یک درونمایهی کلیشه به سینما وارد کنند. داستان خانم وهبی سعی دارد نقاط عطفی را در خود داشته باشد، اما هیچکدام از این نقاط باعث تزریق روح تازهای به روایت نمیشوند. بهطور مثال اختلالی که پائولا دچار آن است باعث میشود او به نگاه خندان هر پسری پاسخ مثبت دهد و این را همچون یک پیروزی برای خود قلمداد کند. از سویی دیگر او درگیر پکیجهای لاغری آنلاین شده است و در سویی دیگر دائم دچار کابوسهایی با محوریت دلهرهی جسمی میشود. باید گفت خانم وهبی در هیچ کدام از این گذرها موفق نیست و نمیتواند مخاطب را وادار به پذیرش دنیای آشفتهی پائولا کند. این فیلم اگر می توانست همان مسیر اصلی روایت خود را درون مالیخولیای ذهنی دختر نوجوان ادامه دهد اکنون با اثری به مراتب گیراتر از آن چیزی که تجربه کردیم مواجه بودیم.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.