شاید بسیاری از ژاپنیها دوست دارند کودک بمانند
ژاپنیها در بسیاری از آثار سینمای بدنهی خود دنیاها و کاراکترهایی را خلق میکنند که در عین حماقت کودکانه سعی دارند فضایی سیاه را تصویر کنند. این دنیاها و کاراکترهایشان آنقدر عقیم هستند که نمیتوانند با فضاسازی مخاطب را درگیر خود کنند و دستبهدامان دیالوگها و کلیدواژهها میشوند. یکی از ضعفهای عمده در این کاراکترها اغراقآمیز بودن آنهاست. زمانی که فیلم قصد غلو کردن داشته باشد باید بر اساس منطق روایت خود پیش برود. در هر حال فیلم جدید «کنساکو کاکیموتو» قصد دارد دنیای مخصوصبهخود را خلق کند.
مردی جوان که همهکس و همهچیز را باکتریهای آلوده میبیند خود را جدا از مردمان منزوی کرده است. در مقابل او دختری دبیرستانی وجود دارد که نمیتواند با دیگران رابطهی چشمی برقرار کند زیرا چشمهای اطرافیان در نگاه او از فرم میافتد و شیوهای هیولایی بهخود میگیرد. فیلم قصد دارد این دو را بر حسب اتفاقی در برابر هم قرار دهد. گویا در بدن این دو کرمی در حال رشد است که باعث انزوای آنها شده و قصد این است که این کرمها آنقدر بزرگ شوند که بتوان آنها را از بدن این دو نفر خارج کرد.
اینکه کارگردان در تصویر کردن این دنیا موفق بوده است باید گفت که چنین اتفاقی رخ نمیدهد. هیچکدام از کاراکترها نه پرداخت شدهاند و نه در دنیایی که کارگردان خلق میکند میتوانند زیست کنند. کارگردان بهنوعی قصد دارد با یک ملودرام عاشقانه به پایههای انزوا و در نتیجه خودکشی بپردازد. اما او این پایه را نشان نمیدهد. او فقط در چند خط دیالوگ به این قصد اشاره میکند و دیگر هیچ کاری با آن ندارد. باید به آقای کارگردان گفت که برای ساخت این نوع ملودرامها دیگر نیازی به ورود به دنیاهایی که قادر به خلق آن نیستید احساس نمیشود. در این فیلم نه آن عاشقانهی مورد نظر کارگردان شکل میگیرد و نه آن مالیخولیایی که قرار است این دنیای داستانی را مجزا کند. یکی از آزاردهندهترین اتفاقات این فیلم تکرار واژگانی علمی است که دائم از زبان کاراکترها بیرون میآید و قرار است مخاطب را دچار قیاس کنند. کارگردان با این واژگان سعی دارد پیچش روایی ایجاد کند، اما موفق نمیشود. او باید میدانست که استفاده از هر واژهای نیاز به پرداختی تصویری دارد. اما نه دنیای فیلم او پتانسیل دارد و نه کاراکترهایاش توانایی عجین شدن با این دنیا را دارند. این فیلم تکهتکه است و هیچ مفصلی برای وصل کردن این اتصالها ایجاد نمیکند. شاید یکی از ضعفهای عمدهی سینمای بدنهی ژاپن این نوع روایتها باشند. گویا کارگردانهای این سینما یا خود کودک هستند یا احساس میکنند مخاطبان ژاپنی کودکانی بالغ هستند که نیاز است با خلق این کاراکترها و دنیاها آنها را شاد کرد. این فیلمها بیش از آن که بخواهند بهصورت استعاری بخشی از دنیای واقعی را تصویر کنند، دنیایی کودکانه و خام را خلق میکنند که از ابتدا تا انتها دمبریده باقی میماند؛ دنیاهایی که نه میتوان آنها را باور کرد و نه میتوان با آنها رابطهای برقرار کرد. در هر حال تاکنون تغییری در این نگاه نمیبینیم و باید دید خواست سینمای ژاپن برای رقابت در عرصهی جهانی منجر به تغییر این دیدگاه میشود یا خیر.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.