پوستر فیلم پرستار پدربزرگ

روایت‌های قدیمی‌شده

پرستار پدربزرگ
Pappy Sitter
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده سارا

پدر و مادر «کمیل» می‌خواهند بعد از مدت‌ها به مسافرتی دونفره بروند. آنها برای اینکه دخترشان تنها نباشد از «آندره»، پدربزرگ پدری کمیل، درخواست می‌کنند برای این چند ماه در کنار دخترشان باشد. کمیل بعد از شنیدن این خبر ناراحت می‌شود. آندره که بازنشسته‌ی ارتش است با سخت‌گیری‌ها و تعصبی که در رفتاهای خود نسبت به همه‌چیز دارد، حتما زندگی را برای کمیلی که به دنبال دوست شدن با یک پسر است، سخت می‌کند. اما ناگهان با ورود «تدی»، پدربزرگ مادری کمیل، که فردی به شدت آسان‌گیر و آزاد است، او راهی برای فرار از دست آندره پیدا می‌کند.
سینمای فرانسه چه از لحاظ تراکم تعداد سینماها در یک شهر، پاریس، و چه از لحاظ تعداد مخاطبانی که به این هنر علاقه‌ دارند در جهان جزو نفرات اول است. این سینما تنها با ایجاد جنبش «موج نو»‌ی خود در دهه‌ی ۱۹۵۰ توانست برای همیشه نامی در تاریخ سینما داشته باشد. به همین دلیل هم است که فیلم‌هایی که از این سینما خارج می‌شوند همواره حداقل المان‌های فیلم‌سازی را در خود رعایت کرده‌اند و ما به عنوان مخاطب نباید چندان از آشفتگی داستانی یا حتی فنی آن دچار نگرانی باشیم. فیلم «پرستار پدربزرگ» نیز یکی از این فیلم‌هایی است که از همین سینما خارج شده است و علی‌رغم داستان تکراری یا بهتر است بگوییم قدیمی‌ای که دارد، اما می‌تواند بیننده‌ی نه چندان سخت‌گیر خود را راضی کند.
این فیلم سعی دارد با تقابل دو انسان قدیمی در برابر یکدیگر موقعیت‌های طنزی را ایجاد کند که بیننده از دیدن آن لذت ببرد. آندره به عنوان انسانی سخت‌گیر و منظم در برابر تدی مردی به شدت بی‌خیال و رها قرار می‌گیرد و با لجبازی‌های ساده و بچه‌گانه تلاش می‌کند خود را بهتر از دیگری نشان دهد. البته که تدی نیز همین خواسته را دارد. کمیل هم که دل‌اش می‌خواهد بدون دردسر این چند ماه را بگذراند و با پسر جدیدی که از آن خوش‌اش آمده دوست شود این دو پدربزرگ را در مقابل هم قرار می‌دهد. اما کمی بعد اتفاقات آن‌قدر از کنترل خارج می‌شود که این کمیل است که باید مراقب پدربزرگ‌های خود باشد.
فیلم «پرستار پدربزرگ» در داستانی که ما بارها آن را به اشکال مختلفی در فیلم‌های دهه‌ی ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ دیده‌ایم، سعی دارد کاری جدید انجام دهد، اما واقعیت آن است که این داستان چیزی بیش‌ از آنچه می‌بینیم را در درون خود ندارد و بعد از نیمه‌‌اش می‌تواند خسته‌کننده شود. شخصیت‌ها قرار نیست نه آنقدر عمیق باشند که معنایی خاص به داستان دهند و نه آنقدر سطحی باشند که موقعیت‌های طنز ایجاد شده را مضحک کنند. روایت داستان هم در همان منطق روایی خود به خوبی تا انتها پیش می‌رود و ما از همان ابتدا می‌توانیم همه‌چیز آن را پیش‌بینی کنیم. بازیگران خوب این فیلم هم توانسته‌اند با بازی روان خود و موتیف‌هایی که می‌تواند کاملاً واقعی دیده شود، دیدن این فیلم را سرگرم‌کننده و راحت کنند. در نهایت هم ما با فیلمی که احتمالاً خود کارگردان‌اش نیز چندان توقعی از آن ندارد روبه‌رو می‌شویم و می‌توانیم برای ساعتی به دور از همه‌چیز به مشاهده‌ی آن بپردازیم.‌

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟