«ایوان» پسری جوان است که با انجام هر کاری برای مردم منطقه کسب درآمد میکند. ایوان با مادر مسناش که او هم در مکانهای مختلف به تمیزکاری مشغول است، زندگی میکند. یک روز مردی با ایوان تماس میگیرد و به او هشدار میدهد که امروز آخرین روز پرداخت بدهیاش است و اگر بدهی را پرداخت نکند مرگ در انتظار اوست. ایوان اما کاملاً خونسرد پاسخ میدهد که او پولی را پرداخت ندارد.
ورود سینمای مستقل و سینمای تجربی به عرصهی وسیع سینما باعث شد مخاطبان با انواع فیلمهای متفاوتی روبهرو شوند که در جریان اصلی سینما هرگز ساخته نمیشدند. فیلمهایی که هر یک از نگاه فیلمساز آن وجهی متفاوت از زندگی و شخصیتهای گوناگون را به نمایش میگذاشتند. در بیشتر این فیلمها پایانبندی یا نتیجهگیری اهمیت ندارد و آنچه مهم است سیر تحولی است که در مسیر آنها برای شخصیتهای داستان یا مخاطب رخ میدهد. گاه در مسیر یک فیلم شخصیت داستان با پشت سر گذاشتن اتفاقات مختلف جهانبینی متفاوتی کسب میکند و مخاطب را هم با این تغییر در جهانبینی همراه میکند. گاه اما مسیر روایت بهگونهای است که شخصیت اصلی قرار نیست متحول شود یا حتی اتفاقی خاص برایاش رخ دهد، بلکه این مخاطب است که با دیدن روایت او میتواند به جهانبینی خاصی دست پیدا کند. فیلم جدید «ویتالی سوسلین» جزو دستهی دوم است و قرار است مخاطب را در هفتادوپنج دقیقه زمان خود با ایوان همراه کند. پسری جوان که هیچ هیجانی برای دنبال کردن ندارد.
ایوان پسری کاملاً سادهلوح و آرام است که هرگز تلاش نمیکند کاری را جز آنچه باید برای زندگی انجام دهد، انجام دهد. او روزها به خانههای همسایهها میرود و با انجام کارهای آنها روز را به شب میرساند و شب هم در رختخواب خود به خواب میرود. او حتی در برابر پرداخت نکردن دستمزدش به صورت نقد اعتراض نمیکند و هر آنچه که به او میدهند را بدون حرف میپذیرد. حال او با همین منطق رفتاری دچار یک بدهی شده است که اگرچه روایت برای چرایی داشتن این بدهی او حرفی به میان نمیزند، اما میتوان به راحتی سادهلوحی و گول خوردناش را برای داشتن این بدهی هم پذیرفت. در واقع کارگردان با زیرکی شخصیتی را برای ما تعریف کرده است که ما میتوانیم با توجه به این شخصیت رفتارهای آینده یا حتی گذشتهی او را حدس بزنیم. این پرداخت شخصیت هم هرگز با ایراد مکالمه یا دیالوگهای پرطمطراق صورت نمیگیرد. ایوان فقط و فقط با قرار گرفتن در موقعیتهای مختلف و نشان دادن رفتارهای خود با کمترین دیالوگ میتواند برای بیننده تعریف شود.
سوسلین این شخصیت را در سال ۲۰۱۷ با فیلمی دیگر برای مخاطبان خاصاش ساخته بود. در آن فیلم ایوان با همان سادهلوحی خود بازیگر فیلمی میشود که کارگرداناش جایزهی بهترین را دریافت میکند و حتی او نیز به عنوان بازیگری خاص مطرح میشود، اما سپس همهچیز به حالت عادی برمیگردد. ایوان در فیلم اول هم مانند یک فرد ساده اجازه میدهد از او استفاده شود و سپس به حال خود وا گذاشته شود. او نمونهی هزاران نفری است که همواره به دلیل همین سادگی و ناآگاهی و نداشتن بستری برای بزرگ و آگاه شدن در شبکههای مجازی مطرح میشود و برای چند روز در دنیایی که نمیدانند چیست، زندگی میکند و بار دیگر رها میشود. تمام آن افرادی که از کمک کردن خودشان به کودکان کار یا بچههای فقیر فیلم و عکس میگیرند و در فضای مجازی پخش میکنند همین دلقبازانی هستند که کمی بعد درست زمانی که مشهور شدند تمام آن کودکان را در همان خیابانها رها کرده و خود به سراغ خانههای لوکساشان میروند. این فیلم سعی کرده است با نگاهی مستندگونه ایوان ساده را نشان دهد که چگونه در دام آدمهای مختلف گرفتار میشود، اما همیشه همان ایوان باقی میماند و تنها یک رقص ساده میتواند خوشحالاش کند.
فیلم سوسلین تصاویر زیبا با قابهای حسابشدهای را نیز در خود دارد. دنبال کردن ایوان بالای کوه زمانی که غروب خورشید را تماشا میکند یا نشان دادناش در آغوش مادر زمانی که خوابی عجیب میبیند. آسمانی با ابرهای عجیبتر و خورشیدی که به نظر میرسد هرگز به این زمینها نمیتابد. سرمایی که از باد و برف و حتی لباسهای شخصیتها قابل لمس است. سوسلین با دقت تمام قابهای خود را انتخاب کرده و توانسته است فضای زندگی ایوان را به خوبی برای ما قابللمس کند. این فیلم آینهی تمامنمای دنیای جادویی سینما است که میتواند درک هر چیزی را ممکن کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.