پوستر فیلم پالیندروم( کلمه یا داستانی است که از هر طرف آن را بخوانی به یک شکل خوانده می‌شود)

از ایده‌های شجاعانه‌ی یک کارگردان خلاق

پالیندروم( کلمه یا داستانی است که از هر طرف آن را بخوانی به یک شکل خوانده می‌شود)
Palindrome
محصول ۲۰۲۰ - بریتانیا
ژانر درام
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«فرد»، جوانی سیاه‌پوست، در یک مرکز روان‌درمانی دیده می‌شود. پزشک و پرستار این مرکز شوک‌هایی الکتریکی به او وارد می‌کنند و به ناگاه فرد خود را در مکانی کاملاً تاریک و ناآشنا که تنها نوری بسیار کم در برابرش است، می‌بیند. فرد تلاش می‌کند خود را از این مکان عجیب آزاد کند. در حین این تلاش به ناگاه صدای زنگ تلفنی او را متوجه خود می‌کند. «آنا» از پشت خط تلفن از فرد می‌خواهد که نام او را جست‌وجو کند.
با قدرت گرفتن سینمای مستقل فیلم‌سازان جوان و تازه‌کار توانستند ایده‌های ناب، خلاق و جذاب خود را تبدیل به فیلم کنند. ایده‌هایی که گاه آنقدر شلوغ و درهم‌پیچیده هستند که اجازه نمی‌دهند مخاطب ارتباط چندانی با آنها برقرار کند یا به درک درستی از خواسته‌ی فیلم‌ساز برسد. از این روست که مخاطب هم تنها بر طبق آنچه تجربه‌های زندگی شخصی خود است از هر سکانس یا داستان آن برداشتی خاص و متفاوت دارد. فیلم مرورشده‌ی «مرد تحت‌تعقیب»، محصول ۲۰۲۰، نیز دقیقاً دارای روایتی بود که مخاطب آن می‌توانست با توجه به برداشت‌های شخصی خود از هر سکانس‌اش با داستان‌های آن ارتباط برقرار کند. فیلمی که با دیالوگ‌های بسیار کم و موسیقی و تصاویر زیبای خود می‌توانست این تجربه‌ی دیداری و شنیداری را لذت‌بخش نماید. فیلم «پالیندروم» نیز اگرچه در مسیری بسیار متفاوت از این فیلم است، اما تلاش کرده است در مسیر روایت خود حرف‌هایی برای گفتن داشته باشد.
فیلم «پالیندروم» در دو بخش متفاوت با دنبال کردن دو شخصیت اصلی خود سعی دارد مفاهیم انسانی و روحی و روانی زندگی را به گونه‌ای متفاوت نشان دهد. این فیلم از آزادی روح و روان، سرگردانی انسان مدرن، حسرت، تنهایی، نفرت، خود‌کم‌بینی، جهان موازی، شک و تردید، از دست دادن، غم و اندوه، عشق و زندگی و حتی از مرگ حرف می‌زند. بخش اول این فیلم به شخصیت فرد پرداخته است و اسارت او و تلاش‌اش برای آزادی را نشان می‌دهد. در این نیمه سوالات بسیاری توسط چند شخصیت وارد شده در آن از فرد پرسیده می‌شود که می‌تواند سوالات مهم بسیاری از مردمان نیز باشد. این نیمه تلاش می‌کند آزادی را معنا کند و نشان دهد زندگی چگونه می‌تواند با مرگ معنا پیدا کند.
در بخش دوم این فیلم ما با روایتی کمتر استعاری روبه‌رو هستیم. زندگی شخصی آنا در این بخش و عشق‌هایی که تجربه کرده است اصل روایت را تشکیل می‌دهد. آنا دگرباش است و به دنبال یافتن عشق حتی آن را از سوی مقابل خود نیز ملتمسانه درخواست می‌کند. شخصیت آنا در این فیلم را می‌توان به طور خاص از لحاظ روان‌شناختی نیز مورد تحلیل قرار داد. اینکه آیا آنا یک فرد خود‌کم‌بین است یا دارای سایه‌های شخصیتی دیگری است که در روابط خصوصی‌اش آنها را مدام بروز می‌دهد؟
فیلم «پالیندروم» توسط «مارکوس فلمینگز»، کارگردانی که تجربه‌ی ساخت یک فیلم بلند داستانی و چند فیلم کوتاه دارد، ساخته شده است. فلمینگز در ساخت اولین فیلم بلند خود نیز نشان داده بود ذهنی خلاق با ایده‌هایی خاص دارد. او در فیلم اول‌اش شخصیت اصلی داستان‌ را در برابر سرنوشتی قرار داده بود که باید با دستان خودش انتخاب و ساخته می‌شد. فلمینگز در فیلم جدیدش اما به خود اجازه داده است راحت‌تر این ایده‌های خاص بروز داده شوند و به همین دلیل هم است که روایت در عین داشتن سکانس‌های خاص و جذاب دارای انسجام داستانی کمی است. مخاطب نمی‌تواند اصل روایت را به صورت کل معنا کند و دلیلی روشن را برای اتفاقات رخ داده بیان نماید. با این حال دیدن قاب‌های ناب و شنیدن موسیقی‌های زیبا بر روی روایت‌هایی که به صورت جزبه‌جز می‌توانند معناهای متفاوتی داشته باشند دیدن و شنیدن این فیلم را ارزشمند کرده است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟