اگر نام الکساندر آجا را شنیده باشید، میدانید در مورد چه سینمایی قرار است صحبت کنیم. او وودی آلن سینمای دلهره است؛ بیهیچ ترسی از نظر دیگران آنچه را ترس است در قالب یک اثر سینمایی مقابل مخاطب قرار میدهد. فیلم «اوج تنش» او را که محصول ۲۰۰۳ است بهیاد بیاورید. آیا اسلشری که در این فیلم است با همژانرهای هالیوودی یا هر اثر اسلشر دیگری قابل قیاس است؟ در فیلمهای آجا خط باریکی از نگاه متفاوت وجود دارد که حتی کلیشهایترین قصهها را با زبانی بهمراتب تیزتر و تأثیرگذارتر روایت میکند. از آن سو فیلم «خزیدن» را نیز بهیاد بیاورید که چگونه ترس را همراه با هیجان به درون ذهن مخاطب میبرد. آجا را باید یکی از اساتید ترس سینمای پستمدرن دانست. حال او در سال ۲۰۲۱ مخاطب را در برابر انتزاعی درون یک انتزاع قرار داده است.
تصور کنید شما خاطرهای از خودتان هستید اما در واقع خودتان نیستید و اتفاقاً وجود دارید و زیست میکنید. پلات فیلم جدید آجا را همینگونه ساده و در عین حال همینگونه پیچیده میتوان نوشت. فردی درون یک تابوتمانند از خواب انجمادی بیدار میشود. او نه میداند کیست و نه میداند کجاست. دوباره الکساندر آجا و تزریق اضطراب. گویی این کارگردان بسیار بهتر از هر فیلمسازی در ژانر دلهره و هیجان میداند که اضطراب چیست. فیلم همهاش انتزاع است؛ اما انتزاعی از تمام احساساتی که در یک مکان بسته به ما هجوم میآورند؛ ترس، اضطراب، هیجان، ناامیدی، رخوت، رهایی و …
آجا از روایت جزءبهکل در فیلم خود استفاده کرده و مخاطب را پلهپله بهسوی هویدا کردن کل ماجرا میکشاند. باور کنید یا نه این فیلم یک عاشقانهی زیبا نیز است. بعید میدانم ملودرامهایی که صرفاً ملودرام هستند هم بتوانند خط باریک عشقی تجربهنشده را چنین ساده بیان کنند. در صورتی که فیلم آجا هویتی دیگر دارد و از عشق همانند یک خردهپیرنگ بهره میبرد. برای او همین فضای تنگ و زوایه دوربینهای محدود هم کافیست تا بهسراغ اکستریمکلوزآپهای خود و زاویهی ۷۵ درجه برود. تمام این انتخابهای درست را میتوان به درک بالای کارگردان از روان انسان و پیشینهی مطالعاتی او در باب تأثیر هر کدام از احساسات بر چهرهی انسان دانست. فیلم یک شخصیت دارد و همین بهترین بستر برای آجاست تا بتواند تمام آن انتزاعات را روی چهرهی این فرد پیاده کند. آجا در فیلم خود بهعمد هرگونه حرکتی را از کاراکتر گرفته است تا بتواند بازیهای چهرهای و کلامی را در نهاییترین شکل ممکن از او بگیرد.
فیلم اکسیژن تعریف درستی از هستی و نیستی است. در این فیلم «نیستی» بهآنی حضور مییابد و به آنی میرود. این فیلم انتزاعی از جمع تضادها در جهانی دور است که هر کدام از ما گاهی در تخیلات خود از آن یاد کردهایم. الکساندر آجا با فیلم اکسیژن نشان میدهد که چرا حتی بسیاری که فیلمهای او را بیشازحد اکستریم میدانند باز هم مجاب میشوند تا دستها را از روی چهره بردارند و به تماشا بنشینند.