پوستر فیلم روستای سر گاو نر

انتهایی خوب برای سه‌گانه‌ی روستا

روستای سر گاو نر
Ox-Head Village
محصول ۲۰۲۲ – ژاپن
ژانر دلهره
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

تاکاشی شیمیزو بالاخره سه گانه‌ی روستای خود را با فیلم «روستای سر گاو نر» به‌ پایان رساند. او از ابتدا سعی داشت بار دیگر خود دلهره را مقابل مخاطب قرار دهد. در فیلم اول مخاطب درگیر این دلهره می‌شود و در فیلم دوم با فرم بهتری که طبیعت را نیز درگیر می‌کند به‌سوی دلهره می‌رود و حال در فیلم سوم بار دیگر فولکلور دلهره در ژاپن قرار است مخاطب را درون فضای دهشتناک بیندازد. همان‌طور که در مرور فیلم دوم اشاره کردیم، یکی از پاشنه‌آشیل‌های اثر بازیگران جوان و نوجوان آن بودند که به‌مانند بسیاری از بازیگران نسل جدید ژاپنی مخاطب را با سر و صداهای بی‌منطق خود آزار می‌دادند. شیمیزو در اثر اول توانسته بود با تعادلی که در گروه بازیگری ایجاد کرده بود، مخاطب را بیشتر متوجه دلهره‌ی خود کند. اما در اثر دوم، به‌رغم فرم خوب قاب‌ها، بازیگران کاراکترها را از بین برده بودند. حال در اثر سوم بار دیگر تلفیق بازیگران باتجربه و جوان باعث شده اثری به‌مراتب بهتر از فیلم دوم را شاهد باشیم.
شیمیزو در فیلم سوم بار دیگر به‌سراغ فولکلور دلهره در ژاپن رفته است. در روزگاران قدیم روستایی جنگلی وجود داشته که زن‌ها در آن دوقلو به‌دنیا می‌آوردند. روستائیان این زنان را شیطانی توصیف می‌کردند و یکی از قل‌ها را در سن هفت‌سالگی با بر سر گذاشتن سر گاو نر به درون چاله‌ای در دل جنگل می‌انداختند. شیمیزو در این فیلم نیز افتتاحیه را با آنیکا و کانال یوتوب‌اش آغاز می‌کند. آنیکا به‌همراه دو دوست خود به درون ساختمانی متروکه رفته است و قصد دارد راز افسانه‌‌ی سر گاو نر را پیدا کند. اما یکی از آن‌ها بعد از سقوط آسانسور غیب می‌شود. شیمیزو پس از این افتتاحیه قصه را به‌سوی دختری با نام «کانون» می‌برد که جای کشیده‌شدن ناخن‌های یک انسان روی ساعد دست چپ‌اش وجود دارد.
همان‌طور که در بالا گفته شد، شیمیزو در این اثر به‌سبب استفاده از بازیگران باتجربه توانسته بار دیگر مخاطب را بدون حواس‌پرتی در برابر دلهره قرار دهد. شیمیزو کارگردانی‌ست که در دلهره زندگی کرده است و باید گفت سینمای دلهره به او و ایده‌های‌اش نیاز دارد. شیمیزو به‌راحتی فولکلور دلهره‌ی ژاپن را در قاب سینمایی روی پرده می‌برد و مخاطب سینمای دلهره بدون هیچ‌ پرس‌و‌جویی به‌سراغ ساخته‌های او می‌رود. کارگردان ژاپنی در فیلم سوم از سه‌گانه‌ی روستا بار دیگر به دل تاریخ سفر می‌کند و این‌بار نیز با رگه‌ای باریک از روانکاوی ذهن به‌سراغ این‌همانی می‌رود. یکی از خصوصیات بارز در این سه‌گانه این است که مخاطب در برابر تک‌کاراکترهایی که قرار است به‌طور مداوم او را غافلگیر کنند قرار ندارد. در این سه‌گانه با مجموعه‌ای از افسانه‌های قدیمی و فولکلور مواجه هستیم که در تلفیق با رگه‌هایی از روانکاوی ذهن مخاطب را درون فضایی دلهره‌آور قرار می‌دهند.
شیمیزو در هیچ‌کدام از این سه فیلم سعی ندارد دائم مخاطب را با جلوه‌های ویژه سرکار بگذارد، بلکه در عوض قصه می‌گوید و همین باعث جذابیت بیشتر این سه‌گانه می‌شود. به‌طور مثال در فیلم سوم رفله‌هایی که کاراکترها در پنجره یا شیشه‌ی ماشین و اتوبوس می‌بینند و دچار این‌همانی با ارواح می‌شوند یکی از بهترین نماهای این اثر هستند. شیمیزو حتی در استفاده از سر گاو غلو نکرده است و متناسب با حوادث قصه گاه به گذشته بازمی‌گردد. از سویی دیگر نباید فراموش کنیم که شیمیزو در هر سه اثر توانسته خط مستقیم روایت را بشکند و مخاطب را به‌خوبی میان گذشته و حال اسیر کند. سه‌گانه‌ی روستای شیمیزو به‌پایان رسید و باید دید این کارگردان فعال ژاپنی در آینده چه روایت‌هایی را برای مخاطب ژانر دلهره در نظر دارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟