پوستر فیلم گرگ‌ها بیرون می‌آیند

بهره‌گیری از تعلیق انتزاعی

گرگ‌ها بیرون می‌آیند
Out Come the Wolves
محصول ۲۰۲۴ – کانادا
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«آدام مک‌دانلد» از زمانی که وارد حوزه‌ی فیلمسازی شده سعی دارد از تلفیق ژانر دلهره و هیجان‌انگیز مخاطب خود را درگیر انتزاع و سرگرمی کند. او در اثر جدید خود نیز جنگل را تبدیل به محل درگیری‌ها بین کاراکترها و طبیعت کرده است. آقای مک‌دانلد از همان ابتدای روایت سعی دارد مخاطب را تا انتهای بخش اول درگیر رابطه‌ و بازی چشمی و سکوت بین سه کاراکتر «سوفی»، «کایل» و «نولان» کند. سوفی و نولان برای جشن گرفتن مراسم نامزدی خود در کلبه‌ی جنگلی سوفی گذران وقت می‌کنند. کایل دوست دوران کودکی سوفی نیز در این آخر هفته به آن‌ها ملحق شده تا به نولان در مقاله‌ای در باب شکار کمک کند. سوفی و کایل از همان دوران کودکی خود آموزش تیراندازی با کمان را یاد گرفته‌اند و به‌نوعی شکارچیانی حرفه‌ای در این زمینه محسوب می‌شوند. آقای مک‌دانلد سعی دارد تا دقیقه‌ی ۴۰ رابطه‌ی این سه را به چالش بکشد و عملاً مخاطب را وارد بازی مالیخولیای ذهنی کایل و نولان کند. او در این ۴۰ دقیقه گذشته‌ی کایل و سوفی را در برابر نولان قرار می‌دهد، نولان را وادار به سوگیری در باب این گذشته می‌کند و از آن‌سو کایل را به حسادتی وادار می‌کند که گویی سوفی از همان ۱۲ سالگی حق او بوده است. از سویی دیگر سوفی تبدیل به زنی می‌شود که دائم سعی دارد هر دو نگاه را متعادل کند؛ به‌نوعی که نه نولان دچار این برداشت شود که گذشته‌ی سوفی از حضور اکنون او پررنگ‌تر است و نه کایل خود را همچون مزاحم در میان این دو نفر احساس کند. بازی کارگردان با ذهن مخاطب در همین بخش اول شکل می‌گیرد. او سعی دارد مخاطب را به هر طریقی وادار کند تا بخش دوم داستان را در ذهن‌اش تداعی کند. این تلقین یک تداعی انتزاعی است که باعث می‌شود مخاطب بخش دوم را با هیجان بیشتری دنبال کند.

آقای مک‌دانلد در بخش دوم داستان خود همه‌ی آن چیزی را که در بخش اول به ذهن مخاطب خود تلقین کرده بود به‌یک‌باره در درگیری بین کاراکترها با یکدیگر و گرگ‌ها تصویر می‌کند. مخاطب در بخش دوم عملاً گرگ‌ها را تبدیل به انتزاعی مالیخولیایی در ذهن کایل می‌کند. این همان کاری است که کارگردان در پی آن بوده و باید گفت در این مسیر موفق عمل کرده است. روایت این کارگردان کانادایی بسیار ساده است و صرفاً یکی از آن هیجان‌انگیزهای آخر هفته‌ای است که کاراکترها در دل طبیعت خود تبدیل به شکار یکی از موجودات زنده می‌شوند. در این میان نباید از بازی خوب کارگردان با دوربین روی دست که هنگام درگیری کاراکترها با گرگ‌ها قابی مالیخولیایی را از طریق اکستریم و مدیوم کلوزآپ به مخاطب می‌دهد گذر کرد. آقای مک‌دانلد نشان داده که طی سه اثر اخیر خود به‌راحتی و از طریق روایتی خطی می‌تواند روایت را در ذهن مخاطب وسیع کند؛ بی آنکه روایت خود را دچار چالشی جدی و انتزاعی کند. این تکنیک روایی گویی قرار است تبدیل به موتیف آقای مک‌دانلد شود و شاید در همین اثر به پایان آن رسیده باشیم و او وارد فضای دیگر از ژانر دلهره و هیجان‌انگیز شود.

اما در پایان باید به این نکته اشاره کرد که فیلم جدید آقای مک‌دانلد اثری وسیع در همان ساختار روایی که او مد نظر دارد محسوب نمی‌شود. این فیلم اثری‌ست که با خودخواهی دست از سر آن بازی مالیخولیایی بر می‌دارد و همین به بخش دوم روایت ضربه‌ای مهلک می‌زند. آقای مک‌دانلد در بخش دوم روایت نمی‌تواند مخاطب را درگیر بازی سه‌نفره‌ی این کاراکترها با گرگ‌های درون جنگل کند و روایت منقطع می‌شود. آن انسجام بخش اول به‌یک‌باره در بخش دوم از دست می‌رود و روایت خیلی زود دچار انفصال روایی و شخصیتی می‌شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟