مو رنگیها اینبار قابل تحمل بودند
«هیروشی شیناگاوا» در جدیدترین اثری که خود کارگردانی آن را بر عهده دارد نشان میدهد که فیلمسازی قابل اعتناست. او در این اثر به مانگای «تاتسویا ایگوچی» سر زده و یکی از آن دست اکشنهایی را که مملو از جوانهای مو رنگی و بزهکاری کف خیابانی است تصویر میکند. همانطور که از نام مانگا مشخص است کاراکتر اصلی روایت تاتسویا است که در همان افتتاحیه گذری تند بر زندگی بزهکاری او داریم. او جوانی است که کنترلی روی اعصاب خود ندارد و گروهی از جوانان را دور خود جمع میکند و در کنار هم تبدیل به یک گروه میشوند. این گروههای دبیرستانی و جوانان در مانگاهای ژاپنی صرفاً در حال زندگی موازی به دور از دنیای واقعی و آرام خود هستند و هر هفته در جایی دور از دید دیگران دست به دعواهای گروهی میزنند. بسیاری از این روایتها را طی این چند سال مرور و همیشه هم به این نکته اشاره کردهایم که این تعادل بین دنیای بیرونی و واقعی و انتزاع وحشیانه وجود ندارد. اما در این روایت کارگردان این تعادل را به ما ارائه میدهد.
آقای شیناگاوا در اثر خود سعی دارد هم مخاطب را با برگههای طراحیشدهی مانگا روبهرو کند، هم آن دنیای واقعی در حال جریانی را که جامعه تنفس میکند تصویر کند و در نهایت تقابل این جوانها را در دنیای متوحشی که برای خود متصور هستند مقابل چشم ما قرار دهد و باید گفت که او از همان ابتدا در این تصویرسازی موفق است. تاتسویا در توکیو به علت ضرب و شتم یک پلیس به دارالتأدیب فرستاده میشود و پس از چند ماه از توکیو به شهری کوچک منتقل شده تا بتواند در کنار خاله و شوهرخالهی خود آرامش را بازیابی کند. کارگردان در لحظهبهلحظهی پردهی اول سعی دارد کاراکتر تاتسویا را بهخوبی شخصیتپردازی کند و با ورود جرعهجرعهی کاراکترهای دیگر به مخاطب این اجازه را بدهد که با شخصیتها دچار نوعی ارتباط شود. در باب کاراکترهای آبه کانامه و تانزاوا و حتی چیهیرو این اتفاق رخ میدهد. اما در پردهی دوم که رفتوبرگشتها برای دوباره به مرز خشم رسیدن تاتسویا رخ میدهند، شرورهای داستان نیز پا به میدان میگذارند و اثز هم پاشیدن آن استحکامات پردهی اول آغاز میشود. آقای شیناگاوا در نیمهی دوم روایت گویی همهچیز را خلاصه میکند و مخاطب را از لذت پردهی اول بر حذر میدارد. عدم تناسب روایت آقای شیناگاوا نه در تصویری کلیشه از جوانهای مو رنگی ژاپنی است، بلکه در تناسب درونروایتیاش جریان دارد. کاراکتر تاتسویا از آن دست شخصیتهای مانگایی است که در همان پردهی اول مخاطب را درگیر داستان زندگی خود میکند.
اما قاببندی آقای شیناگاوا نیز در این روایت آن قدری قابل قبول است که چشم مخاطب را از طریق برشهای بیربط دچار خستگی نکند. او نشان میدهد که در این دست روایتها مخاطب نیاز دارد تا سکانسهای اکشن را حداقل در سطح متوسطی شاهد باشد. آقای شیناگاوا نیز در بخشهایی از این توانایی را نشان میدهد. او حتی در دیالوگنویسی بین کاراکترها نیز باعث میشود روایت و شخصیتهایاش دچار موتیفها و امضاهای شخصیتی شوند که مخاطب از این موتیفها و تأکید کارگردان روی آنها در نیمهی دوم روایت کمال بهره را میبرد. این فیلم برای مخاطب سینمای اکشن اثری قابل تحمل و متوسط است که برعکس بسیاری از آثار مشابه در سینمای ژاپن میتواند به دور از همهی آن دنیای انتزاعی، تلفیقی از جوانان سرکش و دنیای واقعی را به تصویر بکشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.