رنگینکمانی جادویی دو حیوان کوچک را از آسمان به زمین میآورد؛ سگی بزرگ و گربهای کوچک. این گربه بر روی سگ نشسته است و با فرستادن حبابی رنگی به سمت سگی بهنام «جیم»، جادوی خاص خود را به او منتقل میکند. جیم با صاحبِ خود یعنی «گِرِگ» و دوستپسر او زندگی میکند. آنها درحال اسبابکشی هستند و میخواهند از این شهر به جایی دورتر نقل مکان کنند. گرگ و دوستپسرش مدتهاست با هم زندگی میکنند اما گرگ هنوز بعد از این همه سال، به پدر و مادر خود نگفته است که او دگرباش است. پس با شنیدن صدای در و آمدن آنها برای کمک به اسبابکشی، گرگ دوستپسر خود را به خارج از خانه میفرستد.
انیمیشن کوتاه «افشاشده» اولین تجربهی کمپانی دیزنی و پیکسار است که در آن یک شخصیت دگرباش یا همجنسگرا دیده میشود و از آنجا که این انیمیشن داستانی کودکانه دارد و برای کودکان نیز ساخته شده است، از سوی عدهای بسیار ستوده شده و از سوی عدهای دیگر به طور کامل طرد شده است. اما دلیل این طردشدگی نه در وجود خودِ شخصیتهای همجنسگرا که به خاطر بوسهای است که در این داستان کوتاه برای اولینبار نشان داده میشود؛ بوسهی دو مرد. بسیاری از افراد هستند که حتی نشان دادن بوسهی پدران و مادران را هم در انیمیشنها اشتباه میدانند و تصور میکنند که نباید این واقعیتها را بیان کرد. حال نشان دادن دو همجنس که در حال بوسیدن هستند، خود وجوه دیگری را به این طرزفکرها وارد میکند. اینکه این اتفاق آیا اتفاقی درست است یا نه، کاملاً سلیقهای میباشد و طرز فکر هر بینندهای میتواند ورای داستان ارائهشدهی این انیمیشن کوتاه، منجر به توجه یا عدم توجه به این انیمیشن گردد. پس باید قضاوت خوب یا بد بودن این انیمیشن را هم به خود بینندهی آن داد. اما نباید از شجاعت این دو کمپانی بزرگ انیمیشنسازی غافل ماند. شجاعتی که باعث برهم زدن تمام قواعد از پیشتعیینشدهی جوامع میشود و به نوعی نشانمان میدهد که چه ما بسیاری از مفاهیم را درک کنیم و چه درک نکنیم، تغییرات مسیر خود را پیدا میکنند و راهی برای جلو رفتن خود مییابند.
انیمیشن «افشاشده» در روایت خود با ایجاد اتفاقی جادویی خلاقیتی را منجر شده است و همین خلاقیت میتواند کلید توجه طرفداران آن باشد. آن حباب جادوئی باعث جابهجا شدن روح گرگ و جیم میشود و گرگ با تبدیل شدن به یک سگ میتواند به مادر خود نزدیکتر شده و بفهمد که مادرش ورای هر آنچه که گرگ است، او را دوست دارد و برایاش اهمیتی ندارد که گرگ دوستدختر دارد یا دوستپسر. درواقع این انیمیشن در درونمایهی خود با داستانی ساده به کودکان میآموزد که هر فردی باید آن باشد که میخواهد و هیچکس نباید از آنچه که هست بترسد یا از نشان دادن آنچه که هست احساس پشیمانی کند. و کودکان برخلاف تصور ما متوجه همه چیز میشوند و میتوانند با داستانهایی خلاقانه و جذاب نکات آموزندهی هر داستان را درک کنند. با همین انیمیشنهای ساده و بدون اغراق است که میتوان مفاهیم مهم زندگی را به آنها آموخت. این انیمیشن در تصاویر خود نیز با بهره بردن از رنگهای جذاب و البته موسیقیهایی زیبا باعث میشود توجه کودکان به آن نیز بیشتر شود. رنگهای قرمز و نارنجی و بنفش که جذابیتهای تصویری بالایی به این انیمیشن کوتاه دادهاند.
این انیمیشن کوتاه را میتوانید از اینجا مشاهده کنید.