مردی میانسال در مترو دچار اضطراب شده است و مردی دیگر را میبیند که به نظر میرسد او را دنبال میکند. ناگهان آن مرد گم میشود و صدای آژیر مترو نیز شنیده میشود. مردم آشفته شده و همگی سعی میکنند از ایستگاه مترو خارج شوند. «والریو»؛ مرد میانسال دچار تنگی نفس شده و حرکت برایاش سخت میشود. سپس فیلم با یک فلشبک به سال ۱۹۷۶ میرود و والریو را پسری چهاردهساله نشان میدهد.
فیلم «پدر ما» داستان والریو پسر نوجوانیست که سعی میکند با پدرش ارتباط برقرار کند. پدری که به واسطهی شغلاش در بیشتر مواقع در خانه نیست و والریو حتی نمیداند او چه کاره است. فیلم از زاویهی دید والریوست اما او راوی نیست و قرار نیست احساسات خود را به راحتی برای ما بازگو کند. از این روست که ما با چشمان والریو باید اتفاقات را ببینیم و سپس سعی کنیم بفهمیم او چه احساسی دارد. همین است که فیلم را شاید به شدت تأثیرگذار هم کرده است. کندوکاوی برای ما برای شناختن روح و روان پسر بچهای که سخن نمیگوید و با کسی ارتباط چندانی ندارد. تنها در سکانسهای آغازین با رفتن به جایی دور از خانه با دوستی که ما نمیبینیم در ارتباط است و یک اتاق کوچک پنهانی با نقاشیهای خود دارد. او پسری کنجکاو است که به همه چیز نگاه میکند و همه چیز را میفهمد. ما در دنیای والریو بهسر میبریم. دنیایی که در واقعیت و خیال در حال یافتن پاسخی برای اتفاقاتیست که در خانه و خانوادهاش درحال رخ دادن است. اتفاقاتی که خانواده و پدر و مادرش سعی میکنند او را از آنها دور نگاه دارند. مادر اجازه دیدن روزنامه را به او نمیدهد و اتاقی که تلویزیون در آن قرار گرفته را هم قفل کرده است. اما مادر نمیداند که والریو مهمترین اتفاق را با چشمان خود دیده است. پدرش در برابر چشمان او توسط عدهای کشته شده و از آن زمان است که دیگر هیچ چیز نمیتواند آرامش گذشته را به او ارمغان دهد حتی پدرش که از آن دنیا بازگشته هم نمیتواند احساسات و ترس نهفته در درون والریو را کاهش دهد. از اینجاست که والریو «کریسشن» را دوستی که به یکباره خود را در برابر او قرار داده است، میبیند. دوستی که ما میتوانیم حدس بزنیم چگونه دوستیست اما در نیمهی دوم فیلم این دوست واقعیتر دیده میشود و باز هم ما برای دانستن اتفاقات درون والریو باید بیشتر به او توجه کنیم. فیلم در قابهای زیبا و با موسیقیای زیباتر ما را با والریو همراه کرده و ما به خوبی با احساسات این پسر کوچک همراه میشویم. دنیای آشفتهی او را میبینیم و میدانیم که هرگز نمیتوان کودکان را نادیده گرفت. آنها همواره نظارهگر ما و رفتارهای ما هستند و ما درقبال نگاههای آنها هم مسئول خواهیم بود. این قابها به مانند خود داستان، والریو را در مرکز قرار داده و گاه با کلوزآپهایی از او عمق درد و ابهامات درون او را نشانمان میدهند. گاه با لانگشاتهایی در میان طبیعتی زیبا او را در مرکز تصاویر قرار داده و آرامش و پاکی و خندههای بلند یک پسر نوجوان را نشان میدهد.
فیلم «پدر ما» از نشان دادن شخصیت پدر و رفتارهای او و شخصیت مادر و حرکاتاش نیز غافل نمانده و ما اگرچه از دید والریو این افراد را میبینیم اما میتوانیم احساسات درونی آنها را هم به خوبی درک کنیم.
«کلودیو نوسه» این فیلم را بر اساس تجربهی شخصی خود از اتفاقی که سالها پیش برای پدر پلیساش رخ داده ساخته است. از این رو فیلم هرچه بیشتر شخصیست و هر چه بیشتر از احساسات نشأت گرفته است و شاید به همین دلیل هم است که میتواند به راحتی در ما نیز نفوذ کرده و با خود همراه کند.