پوستر فیلم مردم دیگر

اینجا هیچکس از زندگی راضی نیست

مردم دیگر
Other People
محصول ۲۰۲۲ – لهستان، فرانسه
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«کمیل» پسری جوان و بیست‌واندی ساله است که هنوز با مادر و خواهر خود زندگی می‌کند. او در آرزوی خواننده‌ی رپ شدن با نوشتن ترانه‌هایی که از رنج‌ها و دردهای خود است تلاش می‌کند کاری اثربخش‌تر هم انجام دهد. در این میان او با رفتن به خانه‌های دیگران و انجام کارهای تاسیساتی تلاش می‌کند درآمدی هر چند کم را داشته باشد. کمیل در یکی از این کارها با «ایوونا» آشنا می‌شود. زنی میانسال که با همسر و فرزند کوچک‌اش زندگی می‌کند، اما از زندگی و همسر خیانت‌کارش راضی نیست. رابطه‌ی نامشروع کمیل و ایوونا زندگی هر دوی آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

‌کارگردان نوپای سینمای لهستان، «الکساندرا ترپینسکا»، مانند بسیاری دیگر از کارگردانان زنی که در سال‌های اخیر خودی نشان دادند، این بار در کشور لهستان قرار است راهی جدید را در این سینما باز کند. او با سبکی خاص و روایتی خلاقانه تلاش کرده است، نگاهی نو را وارد جریان اصلی سینمای لهستان کند. سینمایی که در حال آزمون و خطا است و جای زیادی برای الکساندرا و دیگر کارگردانان خلاق دارد. الکساندرا در اولین فیلم بلند سینمایی خود تلاش کرده موزیکالی سوررئال را از زندگی رئالیستی شخصیت‌های اصلی خود ترسیم کند. او پیش از این چندین فیلم کوتاه را ساخته که مورد توجه مخاطبان و منتقدان زیادی نیز قرار گرفته است. کمیل شخصیت اصلی داستان جدید الکساندرا است، پسری جوان و خام که از کودکی مردان زیادی را در اطراف خود دیده اما از تمام آنها متنفر است. مادرش با همخوابگی با مردان متفاوت و نوشیدن مداوم الکل باعث شده او از تمام مردان و از جمله از خودش متنفر شود درنتیجه دردی مدام را در درون حس کند و درمانی برای آن هم نیابد. هنوز هم زنان بیشترین تاثیر را در زندگی‌ کمیل برعهده دارند. چه مادر و خواهرش که با آنها زندگی می‌کند، چه دوست دخترش،«آنتا»، که بسیار او را دوست دارد و چه ایوونا که لقمه‌ای راحت و البته مفید برای او است.

موزیکال الکساندرا با سکانسی عجیب آغاز می‌شود. سکانسی که در آن کسی شبیه به مسیح قرار است به مانند همزادی همیشه با کمیل همراه باشد. این مسیح مانند خود کمیل ترانه می‌خواند و از چیزهایی می‌گوید که در ذهن و فکر کمیل است. در واقع الکساندرا فانتزی‌های ذهنی، افکار و مونولوگ‌های درونی کمیل را به صورت عینی در برابر مخاطب قرار می‌دهد و به او اجازه می‌‌دهد با کمیل همراه شود. الکساندرا کمیل و روایت او را به خوبی در تصاویر و در ترانه‌هایی که می‌خواند تصویر می‌کند. اما ایراد الکساندرا در بیان خرده روایت‌ها است. او نه مادر و خواهر، نه ایوونا و نه آنتا را به خوبی توصیف نمی‌کند. مادر در گذشته‌ی کمیل وجود دارد، اما در زمان حال او اثر کمی دارد. خواهر که به کل فراموش شده و آنتا که تنها در چند سکانس به صورت کوتاه نشان داده می‌شود. داستان ایوونا هم کامل نیست و علی‌رغم زمان زیادی که الکساندرا در اختیار ایوونا می‌گذارد نمی‌توان دلیل رسیدن ایوونا به این شرایط را درک کرد.

سایه‌ها‌ی تاریک زندگی، سکس، خشونت، خیانت، مصرف بیش از اندازه الکل و درنهایت تلاش افراد برای نادیده گرفتن رنج زیستن همگی در روایت الکساندرا با موسیقی‌ای سریع و تند و تصاویری که از نور پر شده، اما خالی از هر احساسی است، می‌تواند آن موزیکال سیاه و تاریکی که باید را نشان دهد. موزیکالی که با تجربه‌‌ی بیشتر کارگردان نوپای آن می‌توانست بهتر از این نیز دیده شود. این فیلم سرشار از سکانس‌های روابط جنسی است که شبیه فیلم‌های پورنوگرافی شده‌اند، از مصرف‌‌گرایی بیش از اندازه‌ی مردم در جامعه‌ی سرمایه‌داری می‌گوید و نارضایتی عموم مردم و خشم نهفته در درون آنها را تصویر می‌کند. فقیر و ثروتمند هیچ‌کس از زندگی راضی نیست و فساد تمام لایه‌های اجتماعی را زیر سلطه‌ی خود گرفته است. مردم آشفته‌اند و نمی‌دانند باید به دنبال چه چیزی در زندگی‌اشان بگردند. اشعار سریع و کلمات درشت بیان شده در آنها از زبان کاراکترها همانقدر که می‌تواند معنای روایت الکساندرا را بهتر نمایان کند، می‌تواند مخاطب غیر لهستانی را کمی از هدف داستان دور کند، زیرا دنبال کردن سرنخ‌‌های اشعار کار راحتی نیست. با تمام این احوال اما تماشای فیلم اول خانم الکساندرا ترپینسکا تجربه‌ای لذت‌بخش است که سبکی متفاوت و اتفاقی نو را برای مخاطب رقم می‌زند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟