پیشینهای خوب
در سال ۲۰۰۹ فیلمی با نام «یتیم» روی پرده رفت. در این فیلم «ایزابل فورمن» در نقش دختری با نام «استر» توسط یک زوج آمریکایی به فرزندی پذیرفته میشود. رازآلودگی فیلم از زمانی آغاز شد که زندگی آنها تحت تأثیر حضور استر تبدیل به جهنم شده بود. کارگردان در آن فیلم سعی داشت از چهرهی رازآلود و نگاه خیرهی فورمن ۱۳ ساله برای پیشبرد این هدف استفاده کند. باید گفت که این نوجوان در آن زمان بهخوبی توانست در نقش کاراکتری ظاهر شود که بهسبب اختلالات هورمونی و درست زمانی که ۳۳ ساله است، همچون نوجوانی ۱۲ ساله بهنظر رسد. بازی خوب فورمن نوجوان در آن زمان نقطهقوت فیلم محسوب میشد و باعث شد روایت فیلم برای مخاطب عام سینمای رازآلود جذاب شود. حال و در سال ۲۰۲۲، «ویلیام برنت بل» در جدیدترین اثر خود بهسراغ پیشینهای برای این داستان جذاب رفته است؛ ۲ سال قبل از اتفاقات سال ۲۰۰۹.
این فیلم از آن دست آثاری است که خودبهخود موضوعی جذاب دارند. گاه کاراکتری مرموز همانند «دمین» در «طالع نحس» همراه با نیروهای شیطانی بهسراغ خانوادهای میرود که دیگر در اینجا اختیار کاراکتر مطرح نیست و همان نیروی ابلیس است که کل رخدادها را تحت تأثیر قرار میدهد. اما در فیلم «یتیم» با یک روانی و ضد اجتماع روبهٰو هستیم که نقص فیزیکی خود را از طریق خشونت و کشتار رفع میکند. فیلم آقای برنت بل به شروع این رخداد باز میگردد؛ زمانی که «لینا» در تیمارستانی واقع در استونی به بند کشیده شده است. تمامی این رخدادها درست ۲ سال قبل از فیلم ۲۰۰۹ هستند و برنت بل سعی کرده این تقدم زمانی را بهطور کامل نشان دهد. اما مشکل او در این تقدم سن بازیگر اصلی فیلم، ««ایزابل فورمن»، است. فورمن اکنون ۲۵ سال دارد و قد کشیده است و باز هم باید در نقشی ثابت بازی کند. بههمین دلیل بسیاری از قابهای او یا از پشت سر و لانگشات است یا مدیومشات و در نهایت کلوزآپ هستند. جلوههای ویژهی فیلم نیز روی همین مسئله تمرکز دارد. رخدادهای فیلم و رازآلودگی آن نسبت به اثر اول هم تعلیقهای بیشتری دارند و هم مخاطب را درگیر میکنند. برنت بل در این روایت از حربهای استفاده کرده که لینا را میان کاراکترهایی بدتر از خود قرار میدهد. این روایت مانند روایت قبلی اتوخورده نیست و قرار نیست خانوادهای قابل احترام درگیر نفرین لینا شوند، چون لینا هنوز تبدیل به آن قاتل سریالی مخوف نشده است. برنت بل در عوض لینا را در موقعیتی دشوارتر قرار میدهد و همین باعث درک بیشتر اتفاقات فیلم اول میشود.
نکتهی قابل توجه در مقایسهی این پیشینه و اثر ۲۰۰۹ در رعایت دقیق تقدم و تأخر زمانی است. برنت بل در دورهی فیلمسازی خود، جز ژانر دلهره بهسراغ ژانر دیگری نرفته است. آثار او روایتهایی تقریباً متوسط بودهاند که همهاشان از آن خود او بودهاند. این فیلم را شاید اولین اثر این کارگردان باید دانست که سر در روایتی دیگر دارد. در کمال تعجب هم باید گفت که این اثر بهنسبت موفقتر از دیگر آثار این کارگردان از کار در آمده است. گویا برنت بل بیشتر باید در این مسیر گام بردارد و ادامه یا پیشینههایی روی آثار دیگران بسازد. در هر حال او اثر دیگری در این سال با نام «جدایی» را روی پرده برده است و در روزهای آینده سعی خواهیم کرد آن را نیز مرور کنیم. برنت بل حداقل در مسیری که برداشته ثابتقدم است و باید در آینده منتظر بود این کارگردان چه زمانی به اوج کاری خود خواهد رسید. فیلم جدید نشان از این دارد که برنت بل گامبهگام به روزهای خوب فیلمسازی خود نزدیک است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.