درامهای صلیبی
درامهایی که با محوریت کلیسا و ایمان مقابل چشم مخاطب قرار میگیرند اکثراً رپرتاژ-آگهیهایی هستند که یک مرکز جمعآوری خیریه و کمک مالی سعی دارد از طریق یک کارگردان غیر استودیویی مقابل چشم مخاطب قرار دهد. «جان گان» در سینمای ایالات متحده یکی از بهترین گزینهها برای این کار محسوب میشود. او از سال ۲۰۰۰ تا کنون هم در قامت نویسنده و هم کارگردان سعی کرده روایتهایی را با درونمایهی مسیحیت و کلیسا و در نهایت ایمانی که نجاتبخش کاراکترهایاش است روی پرده ببرد. جان گان در طی سه سال اخیر بهعنوان نویسنده با برادران «اروین» همکاری کرده که یکی از آثار متأخر این دو برادر را با نام «بازندههای آمریکایی» مرور کردهایم و اثر بعدی را نیز طبق اولویت مرور خواهیم کرد.
روایت جدید آقای گان بر اساس داستانی واقعی در سال ۱۹۹۳ است که در کنتاکی میگذرد. روایت با مکالمههای یک زوج جوان در باب نوزادی که تازه متولد شده آغاز میشود؛ کلوزآپهایی از «اد» و «ترسا» که نوزاد جدید را در آغوش گرفتهاند و در حال پیدا کردن نامی برای او هستند. پس از این مکالمات بهناگاه با برشی مستقیم به پنج سال بعد میرویم که اد بر بالین ترسا نشسته و پرستاران از او میخواهند که آخرین وداع خود را با همسرش انجام دهد. قابهای آقای گان پس از ورود به زندگی اد و دو دختر و مادرش به دیگر کاراکتر اصلی یا بهتر است بگوییم اصلیترین کاراکتر خود تغییر میکنند؛ شارون. زندگی شلوغ شارون که آقای گان آن را تصویر میکند از همان دست کلیشههای شخصیت پر جنبوجوش و شلوغ اما در عین حال تنها و شکستخورده است. شارون آرایشگری است که در سالن زیبایی دوست صمیمی خود مشغول به کار است، چشمان تیزی دارد و در عین حال دائمالخمر است. آقای گان مدام سعی دارد این دائمالخمری را از طریق صلیبهای کلیسا در چشم مخاطب کند تا از این طریق بتواند کاراکتر خود را دچار الهام کند و در نهایت او را به رستگاری ابدی برساند. از طریق همین کلیساست که شارون با خانوادهی اد آشنا میشود و سعی میکند هر طور شده هزینهی بیمارستان ترسا و عمل پیوند میشل را فراهم کند.
روایت آقای گان در برخی نقاط بسیار میلنگد. روایت او صرفاً ایمانمحور است و سعی دارد با چشمپوشی از شخصیتپردازی بهسراغ رخدادها برود. این عدم توازن بین کاراکترها و موقعیتها باعث میشود دم خروس روایت او مشخص شود. فیلم آقای گان برای مخاطب سینمای سرگرمی که بهدنبال آثاری ملو است گزینهای مناسب بهحساب میآید. اما آیا این گزینهی مناسب در ساختار سینمایی هم میتواند پاسخگو باشد؟ باید گفت پاسخ این پرسش خیر است و آن هم بهدلیل قابل پیشبینی بودن روایتی است که کارگردان قادر نیست آن را دچار پیچش و حفرههای روایی کند تا مخاطب را کمی به کنکاش وا دارد. این فیلم صرفاً یک رپرتاژ-آگهی معمولی برای ترغیب مردمانی است که برای کمک به یک گروه اهدای کمکهزینههای مالی برای هزینههای بیمارستان و زندگی افراد نیازمند پیشقدم شوند. ذات این کار اگر در مسیر درستی باشد بد نیست، اما آقای گان میتوانست اثر خود را با ساختار قدرتمندتر دچار گیرایی بیشتر کند. امیدواریم موسسهی مورد نظر که در پایان تیتراژ فیلم آدرس درگاه آن نیز ثبت میشود بتواند از طریق این روایت به آنچه میخواهد برسد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.