گای ریچی خسته و دنیای نخنمای اکشنهای هالیوودی
گای ریچی در جدیدترین اثر خود نشان میدهد که با دنیایی که طی این دو دهه ساخته بود فاصلهی معناداری پیدا کرده است. دنیای آثار این کارگردان بریتانیایی ملغمهای از اکشن، قصه و در نهایت رخدادهای ابزوردیست که در دل آن قصه مخاطب را گاه وادار به تعجب و گاه خنده میکردند. ریچی در فیلم «عملیات فورچون» حداقل با دو اثر دیگر خود فاصله دارد. اگر فیلمهای «جنتلمن» و «خشم انسان» را در ذهن مرور کنید، با دنیایی مواجه بودیم که در آن یک رخداد در افتتاحیه نشان داده میشد و در ادامهی فیلم از زاویههای مختلف وارد آن میشدیم. آثار ریچی با اینکه دنیای کوچکی داشتند، اما مملو از کاراکتر و اتفاق بودند. حال این کارگردان بریتانیایی، حداقل دنیای خود را شکسته است و وارد دنیای اکشنهای میانهی هالیوودی شده است.
مانند تمام اکشنهای شلوغ و نرم هالیوودی با لحظهای مواجه هستیم که گروهی مسلح به یکی از مراکز فنآوری حمله کردهاند و وسیلهای گرانبها را به سرقت بردهاند. حال اطلاعات از بهترین مأموران خود استفاده میکند تا این وسیله را برگرداند. این پیرنگ در دنیای گای ریچی بسیار تازه است و حداقل از کارگردانی چون او انتظار نمیرفت وارد چنین دنیای نخنمایی شود. در هر حال ریچی سعی میکند در اهمین دنیا نیز برخی از امضاهای خود را حفظ کند. شاید نکتهی امیدوارکننده در ابتدای فیلم دیالوگ کمدی-ابزورد بین رئیس سرویس اطلاعات بریتانیا و پیمانکار در باب چمدان حاوی آن وسیلهی باارزش مخاطب را امیدوار میکند که با اکشن-ابزوردی دیگر از ریچی مواجه خواهد بود. اما سکانسبهسکانس که در فیلم پیش میرویم هیچ نشانی از گای ریچی نمیبینیم جز چند سکانس کوتاه.
گویی خستگی ریچی به جیسون استاتام هم سرایت کرده است. او هم دیگر آن بازیگری که در دنیاهای ریچی دچار آشفتگی میشد نیست و با همان خط اتوی ابتدای فیلم به انتهای آن میرسد. گای ریچی در این فیلم که پیرنگ نخنمای آن از فرسنگها دورتر مخاطب را ناامید میکند، باز هم قصه دارد. مخاطب در این فیلم با کاراکترهای جذابی مواجه است که میتوانند برای لحظاتی او را سرگرم کنند. از طنز موقعیت و کلامی بین کاراکترهای «اورسن» و «سارا» نباید گذشت که شاید کل جذابیت فیلم را همین دو کاراکتر حفظ کردهاند.
در هر حال ریچی در فیلم جدید خود مخاطبان سینمایاش را کمی ناامید کرده است. مخاطبی که تا سال گذشته قابهای مملو از کاراکتر و آشفتگی ریچی را بهیاد دارد نمیتواند این دنیای وسیع و خلوت در فیلم عملیات فورچون را هضم کند. شاید اگر ریچی به عنوان فیلم خود وفادار بود و همان دسیسهی آگاممنون در حمله به تروآ را در فیلم روایت میکرد با چنین اثر پراکندهای مواجه نبودیم. در هر حال در این میان سکانس تقابل اورسن با دو نگهبان ویلای اوکراینیها را باید دلتنگی ریچی برای آثار گذشتهاش خطاب کرد. اتفاقی که مانند همیشه خرد میشود و با برشهای مستقیم به دیالوگهای مرور اتفاقات گذشتهی کاراکترها راه پیدا میکند. گای ریچی بهتر است کمی از هالیوود فاصله بگیرد و شاید در بازگشتی به بریتانیا و خیابانهای لندن باز هم روایتی جذاب در سینمای اکشن-ابزورد را مقابل ما قرار دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.