پوستر فیلم فرصت یک‌باره

اکشن و فقط اکشن

فرصت یک‌باره
One Shot
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«جیمز نان» در زمره‌ی کارگردان‌هایی قرار می‌گیرد که در مسیر فیلم‌سازی خود تاکنون فقط‌و‌فقط اکشن‌هایی از نوع آثار گروه ب را تولید کرده است. خاصیت این نوع اکشن‌ها برای آن دسته از مخاطبانی است که تنها دنبال‌‌کننده‌ی این ژانر هستند و به هر اثری راضی هستند، آن هم بدون توجه به فرم تصویری و روایت فیلم. فیلم‌های قبلی جیمز نان نیز صرفاً آثار اکشنی بودند که در بیشتر آن‌ها اسکات ادکینز نقش اول را برعهده داشته و با یک پلات ساده و کم‌ترین لوکیشن مخاطب ژانر اکشن را تا حدی سرگرم می‌کردند. در اثر جدید او اما چیزی فرق می‌کند و گویی کارگردان به فرم اکشن خود دست یافته و می‌توان این را اولین گام محکم او برای رسیدن به یک وحدت فرمی قلمداد کرد.
گروهی از نظامیان حرفه‌ای به‌‌همراه یک مأمور سی‌آی‌اِی برای استرداد یک زندانی سیاسی وارد جزیره‌ای در لهستان می‌شوند. فیلم از همان ابتدا قصه‌ی خود را برای مخاطب روایت می‌کند و از این به‌ بعد هر چه در برابر مخاطب قرار خواهد گرفت یک اکشن صرف با دوربین روی دست است. میزانسن به‌شیوه‌ی بازی‌هایی چون «کانتر» طراحی شده و اتفاقاً نوع چینش کاراکترها هم گویی بر اساس همین بازی تنظیم شده است؛ تروریست‌ها در برابر تیم ضدتروریستی.
اثر جدید جیمز نان همچنان همان حرف‌های روایتی آثار قبلی را در خود دارد اما نگاه وسواس‌گونه‌ی او به فرم اکشن اثر باعث می‌شود تا مخاطب هر چه می‌بیند درگیری‌های پی‌در‌پی میان تروریست‌ها و نظامیان باشد. همان‌طور که در بالا اشاره کردم استفاده از دوربین روی دست باعث شده تا صحنه‌های اکشن واقعی‌تر از آن چیزی که پیش‌بینی می‌کنیم به‌نظر برسند. جیمز نان توانسته بازی اضافه‌‌ای که باعث افت ادکینز می‌شود را از او بگیرد و این بار او را در روایتی قرار دهد که فقط‌و‌فقط نقاط قوت‌اش بروز کنند. این یعنی ادکینز از ابتدا تا انتهای فیلم دائم در میان کارزاری قرار می‌گیرد که به‌جای دیالوگ‌های سکته‌ای به تقابل او و دیگر کاراکترها می‌انجامد. فیلم در فرم اکشن خود کاملاً بالاتر از حد متوسط قرار دارد و این یعنی مخاطب سینمای اکشن همان هیجانی را که انتظار دارد کسب خواهد کرد. انتخاب تکنیک دوربین روی دست و همراهی دوربین با کاراکترها در صحنه‌های درگیری و باتوجه‌به محدود بودن لوکیشن باعث می‌شود مخاطب نزدیک‌تر از هر زمانی به این صحنه‌ها قرار گیرد. معمولاً در اکشن‌های گروه ب صحنه‌های اکشن طراحی خاصی ندارند و گاه شاهد این هستیم که قاب‌بندی تصاویر حتی پایبند به قانون‌های ابتدایی کادربندی هم نیستند. اما در این اثر اوضاع کاملاً متفاوت است و اتفاقاً با طراحی معقول این صحنه‌ها رو‌به‌رو هستیم. همانطور که گفتیم دوربین روی دست نیز از سوی دیگر باعث شده که نقطه‌ی کانونی دائم تغییر کند و این امر به زنده‌تر کردن درگیری‌ها کمک کند.
باید گفت فیلم «فرصت یک‌باره» در آثار هم‌رده‌ی خود میان فیلم‌های جیمز نان بهترین اثر این کارگردان محسوب می‌شود و شاید نوید این را بدهد که او هم کم‌کم می‌تواند برخی پروژه‌های سنگین هالیوودی را در ژانر اکشن برعهده بگیرد. باید دید که این کارگردان مسیر خود را چگونه خواهد پیمود و آیا پس از این اثر باید منتظر تغییر دنیای فیلم‌سازی او باشیم یا با بدبینی باید این فیلم را صرفاً یک اتفاق در مسیر فیلم‌سازی او بدانیم؟