دنیای جذاب یک ابرقهرمان کسل
در هنگام تماشای همهی آثار ابرقهرمانی با انبوهی از مردان و زنان قدرتمندی مواجه بودهایم که قدرتشان یک قله دارد و بیش از آن قضا و قدر و پلاتآرمورها به دادشان میرسند. اما در انیمهی «مرد تکمشتی» طی سه فصل باز هم به آن قلهی قدرت «سایتاما» نمیرسیم و او هر بار با همان کسالت ذاتیاش مخاطب را متحیر میکند.
آنچه در این انیمه بیش از هر چیزی باعث جذابیت میشود طراحی ساده اما خوشفرمی است که کاراکترها را بسته به احوالاتشان در شکلهای مختلف به مخاطب ارائه میدهد. در دنیای ابرقارهای که شهرهای آن را با حروف الفبا مشخص میشوند، سایتاما در نقطهای کور از فضای شهری مشغول زیست روزمرهی خود است. او نه از ردهبندیهای ابرقهرمانی خبر دارد و نه حتی توجهی به بازاریابی دیگر قهرمانها برای بالا بردن سطح خودشان دارد. انیمه در این بخش هجو زیبایی را به دنیای دیگر انیمههای ابرقهرمانی میزند و بهطور عمد بسیاری از موقعیتهای کمدیاش را وقف همین عدم تناسب سایتاما و انجمن قهرمانان کرده است. بهنوعی در این انیمه نه قرار است فراز و فرودی از جنس رستگاری و بالاوپایینشدنهای شخصیتی را شاهد باشیم و نه حتی کاراکتر اصلی داستان اسیر پلاتهای معمول و کلیشه میشود. هر آن چیزی که در برابر ما قرار دارد بدن قوزکردهی سایتاما، تلاش او برای گرفتن کوپنهای تخفیف و در نهایت واگویههای سراسر ابزورد او در خصوص کاراکترهای دیگر است.
سازندگان اثر تمام توجه خود را روی هیاهوی دنیای پیرامون سایتاما متمرکز کردهاند. همین باعث میشود تا پوچی این جهان خلقشده بیشتر و بیشتر در نظر مخاطب جلوه کند. نمایندهی این پوچی «جنوس» است که از سالها قبل تبدیل به سایبرگی جنگجو شده و در تلاش است تا انتقام خانوادهاش را از یک شرور سایبرگ بگیرد. جدیت جنوس در انجام وظیفه و از آنسو وامداری او به قدرت بینهایت سایتاما هستهی اصلی روایت را شکل میدهد. در این میان انبوهی دیگر از کاراکترها حضور پیدا میکنند که هر کدام در جایی و زمانی مقهور سایتاما میشوند. اما ظرافت روایت در اینجاست که قدرت انکار ذهن همهی این کاراکترها به قدرت سایتاما میچربد تا تعلیقهای پیدرپی در طول سه فصل جذابیت اثر را چندبرابر کند. دیگر نقطهی قوت این اثر حفرههای روایی درون آن است که اتصال بین کاراکترها و موقعیتها را بهمرور پررنگ میکند، اما تا انتهای فصل سه نیز بسیاری از این خطوط همچنان محو باقی میمانند.
آنچه دنیای سایتاما را در مرد تکمشتی بیش از هر انیمهی دیگری جذابتر میکند درون شخصیتپردازی این کاراکتر و راز قدرتش نهفته است. بهنوعی سازندگان اثر تا انتهای فصل سوم جز چند تکه فلشبک ساده در زندگی سایتاما به نکتهی دیگری اشاره نمیکنند. این عدم اشاره در طول سه فصل برای بسیاری از قصهها ممکن است پاشنهآشیل باشد و در نهایت باعث کسالت مخاطب شود. اما در این اثر هر چه پیش میرویم سایتاما و دنیایاش، علیرغم کسالت او از این وضع و اعترافهای گاهوبیگاهش در باب آن، جذاب و جذابتر میشوند؛ بهخصوص زمانی که او پس از غیبتی طولانی درون قاب بهیکباره با یکی از قهرمانها یا شرورها مواجه میشود. سایتاما گاه با انگشتی در حال خاراندن باسن، گاه با انگشتی درون دماغ، گاه سوار بر ترک دوچرخه و گاه با قدمزدنهای سرگردان یکی از جذابترین شخصیتهای ابرقهرمانی محسوب میشود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.