زمانی سادگی و شفافیت المان اصلی انیمهها بود
«کلاه حصیریها» برای تماشای کنسرت «یوتا»، این دختر نوجوان خوشصدا، راهی «الجیا» شدهاند و در آنجا انتظار اوقات خوشی را دارند. اما زمان کمی از کنسرت نگذشته که یوتا قصد خود را از انجام این کنسرت بزرگ جهانی اعلام میکند؛ او میخواهد برای همیشه مردم را در بهشتی که خود ساخته در صلح و آرامش نگاه دارد، حتی اگر شده به اجبار. «لوفی» که دوست دوران کودکی یوتا است قصد منصرف کردن او را میکند، اما یوتا نمیپذیرد. در نتیجه جنگی میان یوتا و تواناییهای خارقالعادهاش و گروههای دیگر جهانی رخ میدهد.
اغراق نیست اگر دهههای ۱۹۸۰، ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ را زمان اوج انیمههای ژاپنی بدانیم. زمانی که بسیاری از انیمهها بدون تکنولوژیهای جدید و این همه اغراقهای تکنیکی ساخته میشدند و روایتهایی خلاقانه، انسانی و شفاف را بیان میکردند. «میازاکی» قطعاً یکی از کسانی است که باعث شده در این سه دهه ژاپن و به طور کلی انیمه بیش از همه دیده شود. او بدون پیچیده کردن داستانهای خود و وارد کردن شخصیتهای بسیار و حتی گاهی بدون داشتن یک سکانس اکشن به راحتی میتوانست مخاطب را درگیر کند، آن هم در دنیاهایی که خود ساخته بود و با شخصیتهایی که هر یک دارای کمبودها و عدم توانایی قهرمان شدن بودند. انیمهی «همسایهی من، توتورو» با شخصیتهای اصلیای که کودک بودند چنان تو را درگیر دنیای خود میکردند که کمتر کسی متوجه خیالی بودن تمام اتفاقات میشد. چه کسی باور میکرد دو کودک معصوم و بی تجربه، بدون داشتن حتی یک توانایی خارقالعاده بتوانند ما را با داستان خود چنان درگیر کنند؟ انیمههای میازاکی با تمام سادگیهای خود خلاقانه و قابلدرک بودند و شفافیت روایتهایاش میتوانست تماشای آنها را راحت کند. استفاده نکردن بیشازاندازه از موسیقی و بهره بردن از صداهای واقعی محیط المان دیگری بود که نزدیکی ما با داستانهایاش را بیشتر میکرد.
امروزه اما بسیاری از انیمههای جدید پر از سکانسهای اکشن، داستانهای عجیب، موسیقیهای بلند و طولانی و شخصیتهای فراوان هستند که مخاطب را گیج، خسته و گاه عصبی میکنند. مخاطب به دلیل فراوانی شخصیتها توانایی درگیر شدن با آنها را ندارد. آنقدر همهچیز سریع پیش میرود و اتفاقات پشت سر هم رخ میدهند که مجال تفکر در باب دلیل و هدف روایت هم وجود ندارد. انیمهی «یک تکه: رد» هم یکی از این انیمههایی است که با شخصیتهای بسیار زیاد و اکشنهای دنبالهدار مخاطب را تنها وادار میکند تا به دنبالاش حرکت کند و دلیل و هدف خاصی را هم نخواهد. حتی این انیمه منطق روایی خود را نمیتواند به مخاطب به درستی القا کند. بیننده مجبور است به دنبال شخصیتهایی که زمانی دوست داشته راه بیفتد و آنها را در داستانی شلوغ دنبال کند.
قسمت اول فرنچایز «یک تکه» در سال ۲۰۰۰ روی پرده رفت و تا سال ۲۰۲۲ سیزده قسمت دیگر از آن ساخته شد. انیمهی جدید به عنوان انیمهی پانزدهم تلاش کرده با رنگهای روشن و جذاب، آهنگها و موسیقیهای امروزی و نیز درکنار هم قرار دادن شخصیتهای قدیمی فراوان مخاطبان آشنای بیشتری را مجذوب خود کند، مخاطبی که تا کنون قسمتهای گذشتهی این فرنچایز را ندیده توانایی کمی برای درک روایت دارد، اما تمام این موارد روایت را آشفته کرده و نمیتواند انسجام و سادگی لازم را با توجه به خلاقیتی که در پیرنگ اصلی دیده میشود، ایجاد کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.