پوستر فیلم [جنگجو]ی یک درصدی

رئالیسم یا فانتزی؟

[جنگجو]ی یک درصدی
One Percenter
محصول ۲۰۲۳ – ژاپن
ژانر اکشن
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

این فیلم به تنهایی خبر خوبی‌ست در باب اینکه یکی از نویسندگان و کارگردان‌های توانای سینمای مستقل ژاپن پس از نزدیک به یک دهه پشت دوربین رفته و اثری جدید را مقابل چشم مخاطب قرار داده است. «یودای یاماگوچی» را با نویسندگی آثاری چون «در برابر»، محصول ۱۹۹۹، و «زنده» می‌شناسیم. یاماگوچی در میانه‌ی دهه‌ی ۲۰۰۰ شروع به قدم نهان در وادی کارگردانی کرد و طی آثاری که روی پرده برد شاهد بودیم که چگونه تسلط خود را روی اکشن، دلهره و هیجان نشان داد. او به‌یک‌باره از سال ۲۰۱۲ تا کنون اثر دیگری را روی پرده نبرده است. حال با روایتی مانند آثار دیگرش عجیب و البته در مسیری تازه بار دیگر به سینما سلام می‌کند.

روایت با مصاحبه‌ی «توشیرو تاکوما» به‌عنوان یک بازیگر مشهور سینمای اکشن آغاز می‌شود که در حال معرفی اولین فیلم به کارگردانی شخص خودش با نام «تولد» است. توشیرو در این مصاحبه از تفاوت رئالیسم موجود در اکشن‌هایی که او ارائه می‌دهد و فانتزی و رقصی که کلیشه‌ی اکشن‌های دیگر نمایش می‌دهند می‌گوید. گویی او در حال ارائه‌ی پیرنگ اصلی روایت است و کارگردان از طریق این مصاحبه قصد دارد مخاطب را به درون دنیای ذهنی توشیرو ببرد.

آنچه در این فیلم قابل توجه است تلاش کارگردان برای نزدیک شدن به تعاریف توشیرو از اکشن در بخش ابتدایی فیلم است. به همین سبب است که زاویه‌های کارگردان در صحنه‌های درگیری و اکشن کمی با آثار اکشن دیگر متفاوت است. آقای یاماگوچی همه‌ی سعی خود را دارد تا توشیرو هدایتگر رخدادها باشد و از این طریق است که مخاطب نیز ابزوردیسم موجود در دنیای این کاراکتر را می‌پذیرد. روایت فیلم در ۱۰ سال پس از آن مصاحبه‌ی ابتدایی می‌گذرد. مخاطب در همان سکانس‌های ابتدایی زمان حال دچار نوعی سردرگمی می‌شود و احساس می‌کند در نهایت با یک اکشن انتقامی روبه‌رو خواهد شد. اما سینمای مستقل ژاپن نشان داده که به‌راحتی می‌تواند ساختارهای مرسوم را در هم بشکند. در این فیلم نیز قصه‌ بر اساس همان کمدی-ابزوری پیش می‌رود که کارگردان در نظر دارد. توشیرو برای فیلم جدید خود به دنبال لوکیشن است و در نهایت یک واسطه کارخانه‌ای متروک را در دل جزیره‌ای دورافتاده به او معرفی می‌کند. او به اتفاق «آکیرا» که شاگرد خصوصی‌اش محسوب می‌شود به این جزیره می‌رود و در نهایت درگیر اتفاقات درونی بین اعضای یک گروه بزرگ یاکوزا می‌شود. در حین این اتفاقات است که مخاطب کم‌کم به‌سراغ شک و ظن‌های خود درباره‌ی کاراکتر آکیرا و رابطه‌اش با توشیرو می‌شود. کارگردان اما سعی ندارد مخاطب را به آنی از این سردرگمی نجات دهد و اجازه می‌دهد تا آخرین لحظه از هیجانی که در فیلم وجود دارد لذت ببرد و سپس پایان‌های متفاوت ذهن توشیرو و در نهایت توشیروی عریان را تصویر می‌کند. مخاطب پس از پایان فیلم است که بار دیگر به دیالوگ‌های آکیرا و کاراکترهای دیگر بازمی‌گردد؛ دیالوگ‌هایی که شخصیت‌پردازی زیبایی از توشیرو هستند و به‌نوعی مخاطب را دچار شناخت کاملی از این شخصیت مجنون سینمای اکشن در طول ۸۰ دقیقه می‌کند. این شخصیت‌پردازی همگام با ساختار اکشن و انتزاعی ذهن توشیرو شکل می‌گیرد و خودبه‌خود مخاطب را به دنیای ذهنی کاراکتر اصلی فیلم دعوت می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟