کمدی سینوسی
بادی کمدیهای قرن بیستم را با زوجهایی چون لورل و هاردی میشناسیم که کمکم در میان سینمای کمدی گسترده شد و عملاً یکی از زیرژانرهای پرطرفدار کمدی محسوب میشد. بادی فیلمها معمولاً دو کاراکتر اصلی از یک جنس دارند که شیوههای رفتاریاشان بهگونهای است که در دو دنیای متفاوت سیر میکنند، اما همچنان بدون یکدیگر نیز نمیتوانند ادامه مسیر دهند. همین اختلافهای شخصیتی است که در طول فیلم موقعیتهای کمدی را ایجاد میکند و گاه تبدیل به یک ماجراجویی نیز میشود. حال آقای «لاورنس لامونت» سعی کرده در سال ۲۰۲۵ یکی از این دست کمدیها را به مخاطب ارائه دهد، اما در اثر او چیزی جز احتیاط و ترس را شاهد نیستیم.
فیلم در باب یک روز از زندگی «درو» و «آلیسا»ست که با یکدیگر در یک خانهای اجارهای زندگی میکنند. همانطور که از نام فیلم پیداست این دو باید این روز را با انبوهی از حفرههای پیش رو از سر بگذرانند. آقای لامونت حتی برای لحظهای سعی نمیکند کمی ذائقهی خود را درگیر اثر کند و گویی از همان ابتدا همهچیز را بر اساس کلیشههای بسیار دیدهشدهی این ژانر پیش میبرد. در این فیلم درو تبدیل به همان کاراکتری میشود که تصمیمات عاقلانه میگیرد و آلیسا کاراکتر سادهلوحی است که با هر تصمیم احساسی خود ماجرا را وخیمتر میکند. حفرهی اصلی روایت در باب پول اجارهی ماهیانهای است که دوستپسر جدید آلیسا در جایی دیگر هزینه کرده و حال این دو تا ساعت شش فرصت دارند که این مبلغ را برای صاحبخانهی سختگیر خود فراهم کنند.
آقای لامونت سعی دارد تا جایی که میتواند همهچیز را محدود به این مدت زمان باقیمانده تا ساعت شش نکند و حفرهی زمانی دیگری را نیز در پردهی سوم ایجاد کند؛ حفرهای که در آن دیگر پای مرگ و زندگی این دو در میان است و عملاً قرار است ترکیبی از هیجان و کمدی را شاهد باشیم. اما سم مهلک این روایت بیرون نرفتن از دایرهی کلیشههاست که باعث میشود مخاطب در همان پردهی اول دچار کسالتی شود که حاصل آگاهی از شخصیتپردازیها و حتی اکتهای آنهاست. بهنظر میرسد که این دست کمدیها، حتی در سینمای میانه، نیاز به کمی جسارت کارگردان در بر هم زدن خط روایی و موقعیتهای کمدی دارد. آقای لامونت حداقل در اولین گام خود نشان از یک فیلمساز جسور ندارد.
انچه در این اثر شاهد هستیم ترکیبی از انتقادات اجتماعی در قالب طنز است که در حد همان دیالوگهای ضعیف باقی میمانند. از سویی دیگر میتوان این کمدی را بهنوعی یک کمدی جنسی نامید که کارگردان از طریق آنها سعی دارد زمان روایت را پر کند. اما زمانی که اثر تمام میشود، عملاً این فکاهیها جز اضافاتی ناهمگون در روایت محسوب نمیشوند. آنچه اکنون در سینمای تجاری و جریان اصلی شاهد هستیم فقر سینمای کمدی است. طی این چند سال سینمای مستقل از طریق کمدی-ابزوردها سعی دارد چراغ این ژانر را روشن نگاه دارد، اما زمانی که طی یک سال به باکسآفیس سینمای تجاری سر میزنیم گویی با برهوتی از سینمای کمدی روبهرو میشویم که هیچکس حتی ارادهی این را ندارد تا بار دیگر از طریق ذائقهی سینمایی و شکستن کلیشههای زنگزده آن را احیاء کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.